جاهلیت اولی و جاهلیت اخری

به گزارش رجانيوز، متن کامل بيانيه بسيج دانشجويي دانشگاه علم و صنعت به شرح زير است:
«و ما ينطق عن الهوي، ان هو الا وحي يوحي» نجم 2 و 3
و هرگز از روي هواي نفس سخن نمي گويد، آنچه مي گويد چيزي جز وحي که بر او نازل شده نيست.
با عرض تسليت محضر پيامبر عظيم الشان اسلام و فرزند حي و قائم ايشان حضرت ولي عصر (عج) و نايب بر حق ايشان حضرت آيت الله خامنه اي (دامت برکاته) به مناسبت تکرار اهانت هاي بي پايه و اساس به پيامبر اسلام و به مسلخ کشيدن دين در ايام رحلت جانگداز پيامبر امين، توسط نو انديشان متحجر.
متاسفانه باز شاهد هتک حرمت به آستان پيامبر عظيم الشان اسلام و تازه شدن زخمي کهنه بر کالبد مسلمانان هستيم. توسط انسان هاي متلوني که در سايه اسلام تيشه به ريشه آن مي زنند و با شبهه افکني به تشتت آرا مي پردازند.
با توجه به اينکه اصل تفکر در دين و ارکان آن جايز است اما اينکه با اتکا بر فرضيات موهومي افترا و تهمت به مساله اي روشن و اثبات شده بزنند جز عاملي براي رسيدن به مطامع خود، کتمان حقيقتي روشن و تفرقه افکني چيز ديگري نمي باشد.
البته تاريخ اسلام همواره آبستن اين قبيل حوادث ناگوار بوده است و اين صحبت ها که از آن با عناويني چون نوانديشي ديني ، دگر انديش بودن در مقوله دين و ... ياد مي شود قدمتي به اندازه تاريخ اسلام دارد.
از همان زمان که پيام هاي الهي بر دل امين مکه وارد مي شد معاندت ها آغاز شد و پيامبر را شاعر و ساحر ناميدند.
در دوره رنسانس و انقلاب صنعتي در اروپا هجمه هاي جديدي عليه پيامبر (ص) آغاز شد و عجيب است که بعدها تاريخ که در مورد اين هجمه ها قضاوت مي کند، باز همان معاندت هاي مشرکين را در قالبي ديگر ميتوان مشاهده کرد.
و اکنون دوره جديدي توسط روشنفکران به اصطلاح ديني شروع شده و جالب آن که دوباره همان کلمات و اصطلاحات که در زمان جاهليت رايج بود، در نطق ايشان ديده مي¬شود.
اينکه دين را «جادو» مي نامند و مي گويد: «صد سال پيش که دين مردم اين طور نبود، جادو بود» نشان ازتفکرات اومانيستي و مادي گرايانه اين افراد دارد. افرادي که دين را جادو مي خوانند و به کثرت گرايي در صراط مستقيم مبني بر تفسير هر فرد از دين اشاره مي کنند، افرادي که تقليد در اسلام را نفي مي کنند.
آري! در 4/12/87 در دانشگاه صنعتي اصفهان به ابتکار انجمن اسلامي! دانشجويان، توهين جديدي را به آستان پيامبر شاهد بوديم.
در اين مراسمي فردي که در دوران اصلاحات مدعي دين داري و دين مداري بود و ازتئوريسين¬هاي اين جريان به حساب مي¬آمد، در ميان دانشجويان شروع به صحبت کرده دين را کار انسان دانست و گفت: «دين کار آدم است به اين معنا، دين سلوک آدمي است». و در قسمت ديگري از صحبت هايش عمل دين را مانند ساير اعمال که از بشر سر ميزند عملي بشري ناميد. (همانند هنر و فلسفه)
قرآن را مهمترين اثر پيامبر مي خواند، وحي را تجربه شخصي پيامبر مي داند و با ديدگاهي تجربه گرايانه وحي را براي همه کس و در همه حال قريب به يقين مي داند. «عصمت» پيامبر را تکذيب کرده و توهين به ائمه را به اوج خود مي رساند و دعاهاي ائمه را به خاطر گناهان فراوانشان مي داند و...
وي به تفسير ظاهري از آيات قرآن پرداخته و قرآن را پشتوانه حقوق بشر مي خواند و عقيده دارد که نبايد حقوق بشر را از قرآن استخراج کرد.
اين صحبت ها را فردي از اعضاي حلقه کيان در دوران اصلاحات که اهداف عناد آميز نظام آن حلقه بر همگان آشکار و مسلم است، بر زبان آورده است.
اين موضوع ما را به ياد وقايعي تلخ در طول عمر انقلاب اسلامي انداخت، روزگاري که عده اي با شعار تساهل و تسامح زمام امور را به دست گرفتند و فضاي جامعه را با اين گونه شبهه ها و برداشت هاي غلط شخصي آلوده کردند. در همان زمان بود که حلقه هاي ضد ديني در مراکز قدرت رشد يافته و خروجي اين حلقه ها پايه بسياري از انحرافات بود. امروز نيز پيشگامان آن جريان انحرافي و ضد دين بار ديگر اعلام وجود کرده و در سلسله گفتارهاي خود (که از چندي پيش آغاز شده است) تلاش دوباره اي را در جهت به دست گرفتن قدرت انجام مي دهند تا کارهاي نيمه کاره خود را به پايان برسانند. دين و انقلابي که بارها از گزند دشمنان خارجي مصون مانده امروز آماج حمله منافقان داخلي قرار گفته است. به راستي دردناک است که ما روزي در اعتراض به چاپ کاريکاتور موهن نبي اکرم در برخي کشورهاي اروپايي راهپيمايي مي کرديم و امروز بايد به معاندان داخل کشور و غفلت و بي توجهي خود در ميدان دادن به چنين افرادي اعتراض کنيم.
آري حقيقتا جا دارد که امروز به خيابان ها بريزيم و فرياد وا اسلاما و وا محمدا سر دهيم و در حمايت از دين و اعتقادات خود جانفشاني کنيم.
حال زمان آن فرا رسيده که آنها از خواب شان با سيلي سرخ فرياد مرگ بر منافق بيدار شوند و نزد اربابان غربي خود دست خالي برگردند.
و حال موضوع اين است که اين صحبت ها از کجا نشات مي گيرد. در فاصله حدود سه ماه به انتخابات رياست جمهوري آيا قابل باور است که فکر کنيم هم زماني اعلام کانديداتوري يکي از نامزدها و ورود دکتر سروش به ايران اتفاقي است؟ آيا باورکردني است که سخنراني هاي پي در پي در جهت سست کردن مباني دين و انقلاب اسلامي ( که در چند ماه اخير شاهد آن بوديم) بي ربط به انتخابات است؟ پاسخ روشن و واضح است. مسلما کساني که پس از حماسه سوم تير 84 آرزوهاي خود را بر باد رفته ديدند امروز براي احياي جريانات سابق دست به کار شده اند.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

اطلاعات بیشتر در مورد قالب های ورودی

عکس امنيتي