سکولاریزم اقتصادی در مبانی نظری برنامه چهارم

عصر دوشنبه دکتر پرویز داودی معاون اول رئیس‌جمهور مهمان دانشجویان دانشگاه علم و صنعت بود که به پرسش‌های آنان به ویژه در حوزه مسائل اقتصادی پاسخ دهد. جلسات پرسش و پاسخ معمولاً از 2 بخش تشکیل می‌شود و در آن سخنران ابتدا به بیان سخنان می‌پردازد و سپس پرسش و پاسخ آغاز می‌شود. اگرچه در این همایش 5 دانشجوی کم‌طاقت بارها سخنان داودی را در بخش اول سخنرانی وی قطع کردند اما صبوری و متانت معاون اول رئیس‌جمهور سرانجام آنان را ساکت کرد و وی پس از پایان سخنان خود از همه این افراد خواست تا به‌طور شفاهی سؤالات خود را مطرح کنند . سؤالاتی که داودی به صورت مستدل به آنها پاسخ داد. بخش اول این جلسه در ادامه آمده است:
مجري: امروز در خدمت آقاي پرويز داودی معاون اول رئيس جمهور هستيم كه قرار است به صورت پرسش و پاسخ به همراه دانشجويان از محضر ايشان استفاده کنیم، تشريح مسايل در دولت نهم و بيان اقدامات و خدمات اين دولت و همچنين پاسخ به انتقادهاي اقتصادي كه به دولت وارد است، باعث شد كه از آقاي داودی دعوت كنيم.

داودی: سلام عرض مي كنم خدمت دانشجويان و اساتيد محترمي كه در اين جلسه حضور يافتيد، ماه ربيع الاول و مباركي براي ماست چراكه حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص) به رسالت رسيد و همچنين ازدواج پربركت پيامبر اكرم با خديجه كبري است.
در ابتدا بايد گفت كه دولت يك سياستگذاري است كه مجموعه فعاليتهاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي را انجام مي دهد و بنا نيست كه ما يك شبه ره صد ساله را طي كنيم، اين كاري ندارد كه دولتي را مورد نقد قرار دهيم و بگوييم كه چرا اهداف صد ساله را به دست نياورده اي، لذا جاي انتقاد باز است و افراد مي توانند با ديد مثبت و منفي به قضايان نگاه كنند.
دولت وظايفي را بر عهده دارد كه بايد انجام دهد از اين رو سعي مي كنيم تا جايي كه امكان دارد مسايل را تبيين كنيم و به مخالفتها و انتقادها پاسخ دهيم.
امروز در مقطع حساسي از تاريخ كشور و جهان قرار داريم، امروز بحران اقتصادي بر دنيا حاكم شده است و همه دنيا را به فكر فرو برده است.
چندين دهه از فروپاشي شوروي مي گذرد، كشوري كه روزي مالكيت خصوصي و آزادي ها فردي را سلب مي كرد و براي ارزش‌هاي اخلاقي و ديني اهميتي قايل نبود فروپاشيد و بايد توجه داشت كه از بدو به وجود آمدن تفكر كمونيستي تا انقراض آن صد سال به طول كشيده شد.
اين ايدوئولوژي ها روزي ملت‌ها را به اين امر تشويق مي كردند كه به سوي يكي از اين ايدئولوژي ها بيايند و از ارزشهاي آنها تبعيت كنند و تنها راه توسعه و پيشرفت را نيز همين روش معرفي مي كردند.
جامعه كمونيستي ايده آل كار بر اساس توان و مصرف به اندازه نياز را ترويج مي كرد اما نتوانست اين ايده آل ها را حفظ كند و نظام سرمايه داري جامعه رفاه را ترويج مي كرد و از آن به عنوان الگوي مناسب ياد مي كرد.
نظام كمونيستي به دليل اينكه به صراحت نقش دين و اخلاق را از جامعه كنار زد و منادي مقابله با دين سر داد، فروپاشيد و گرچه تا چند دهه قبل اميدهايي به نظام سرمايه داري وجود داشت اين اميد ها از بين رفته و چيز ديگري رقم خورد.
دو دهه اي از فروپاشي نظام كمونيستي نگذشته است كه امروز شاهد فروپاشي نظام سرمايه داري هستيم و ادعاي ما اين است كه آنچه اتفاق افتاده اين است كه شناخت غلطي از انسان و رفتارهاي انساني صورت گرفته است چرا كه انسان داراي انگيزه هاي مادي و معنوي است فلذا نمي توانيم اين انگيزه ها را ناديده گرفت از اين رو نمي توان در تامين نيازها مثلا انگيزه هاي معنوي را كنار گذاشت.
اينها نتوانستند استدلال عقلي كنند لذا صورت مسئله را پاك كردند و هر جا با عقل و منطق مواجه مي شدند، بازي را برهم زده و كاري خلاف عقل مي كردند و نمونه آن هم حمله امریکا به عراق و افغانستان است.
اخيراً سازمان ملل اعلام كرده كه 100 ميليون نفر بر گرسنگان جهان اضافه شده است و در حدود 28 درصد كودكان آفريقا دچار سوء تغذيه هستند يا از طرف ديگر بعد از 5 سال كه از جنگ امریکا در عراق مي گذرد، مردم اين كشور هنوز آب آشاميدني ندارند.
وجود 30 ميليون نفر مبتلا به ايدز، 8 ميليون معتاد، افزايش توليد مواد مخدر در افغانستان از بعد از ورود امریکايي ها به اين كشور، افسردگي حاد مردم امریکا، بيماري رواني مردم غزه، افزايش نرخ خودكشي بين نظاميان امریکايي، افزايش نرخ مرگ و مير در امریکا و از اين قبيل موارد گوشه اي از دستاوردهاي امریکا در نقاط مختلف جهان است.
هزينه جنگ امریکا در عراق روزي 720 ميليون دلار برآورد شده است كه اين مبلغ به معناي 1051 ميليارد دلار در 4 سال است كه با اين ميزان پول مي توان بسياري از معضلات دنيا را حل كرد.
(تعدادي از دانشجويان با بالا بردن پلاكاردهايي اعتراض خود را به اين مباحث اعلام كردند)
آن كساني كه اين همه ظلم و جنايت را مي بينند و جنايات امریکايي ها در دنيا را مشاهده مي كنند و مي دانند كه در 200 سال پيش اين كشورهاي آفريقايي ها را به بردگي مي بردند تا كشور خود را بسازند و نظام سرمايه داري سلطه را ايجاد كنند و در برابر آن سكوت مي كنند، ديگر چرا به صحبت كردن عليه آنها اعتراض مي كنند.
امریکايي ها وارد افغانستان شدند كشت مواد مخدر را افزايش دادند وارد عراق شدند مردم را با خاك و خون يكسان كردند و مردم غزه را قتل عام كردند و تمام اين جنايات را مرتكب شدند اما چه كسي مقابل اين جنايات ايستاد.
آيا بايد در مقابل اين جنايتكاران سربزير بود و با آنها با روي خوش رفتار كرد؟
آيا قرار است با اين خون آشام تساهل و تسامح كنيم و آيا اسلام چنين چيزي را به ما توصيه مي كند؟
شما قضاوت كنيد كه با اين پول كه امریکا در عراق و افغانستان هزينه كرده چه كارهاي عمراني مي شد انجام داد.
دانشجو: آقاي دكتر مسايل داخلي را مطرح كنيد.
(تشويق)
داودی: مسايل داخلي جداي از مسايل خارجي نيست.
دانشجو: اينها به ما چه ربطي دارد؟
داودی: خيلي ارتباط دارد، اتفاقي كه در جامعه ما رخ داد، همين بود كه شما در مقابل امریکا مماشات كرديد(تشويق) شما به اين فجايع گوش كنيد البته شايد تحمل شنيدن اين جنايات را نداريد(تشويق) ادب حكم مي كند ابتدا صحبتهاي بنده را گوش كنيد، بعد سؤالهايتان را محترمانه مطرح كنيد.
من تعجب مي كنم كه وقتي در مورد جنايات امریکا صحبت مي كنيم، شما اعتراض مي كنيد، اگر صبر كنيد همه مسايل اعم از داخلي و خارجي را مطرح كنيد.
(اعتراض چند دانشجو)
شما اگر برنامه سوم و چهارم را هم نگاه كنيد، مي بينيد كه اقتصاد را نمي توان از اقتصاد بين الملل جدا تصوير كرد، اگر دانشجو هستيد و به دنبال بحث علمي هستيد بايد پرسش و پاسخ كنيد و جواب علمي بگيريد.
كتاب نظري برنامه چهارم كه در سال 83 چاپ شد در اين كتاب واژه هايي كه به كار برده شده است كل ارزشها در اقتصاد را كنار مي گذارد و اگر بخواهيد همين الان برايتان مي گويم بياورند.
در سال 83 كتابي تحت عنوان كتاب نظري برنامه چهارم چاپ شده است كه از واژه هايي استفاده شده كه عيناً خواستار كنار گذاشتن دين از اقتصاد شده است.
در اين كتاب مي خوانيم كسي كه براي وطن جهاد كرده است، او يك ستيزه جو است، كسي كه صحبت از دين و پيغمبر مي كند او يك ايده آل است، ولايت فقيه معنا ندارد، افراد در ايران بايد سلاح فردي داشته باشند و نيازي به هواپيماو غيره ندارد و غيره، اينها مسايلي است كه در مباني نظري برنامه چهارم سازمان برنامه و بودجه وقت يعني سال 83 منتشر شده است.
آمارها را بايد نشان داد تا اينها ببينند نمي توانند ادعايي داشته باشند اين آقاياني كه امروز تابلو به دستشان مي گيرند راهشان چيست و آيا اين آقايان جز اقتصاد سوسياليستي و يا اقتصاد سرمايه داري چيز ديگري دارند براي اينكه روي ميز گذارند؟ (تشويق)
اين نظام سرمايه داري روزي آرزوي ما بود.
دانشجو: اين ها به ما ربطي ندارد.
داودی: ببينيد عزيزان اينكه كسي بخواهد وسط بحث ديگري شلوغ كند كاري ندارد.
دانشجو: شما علمي بحث نمي كنيد.
داودی: شما گوش كنيد اگر صحبتهاي من علمي نبود آن موقع قضاوت كنيد. شما به عدد و رقم گوش كنيد، عدد و رقم كه از ما نيست بلكه از خود آنهاست و خود غرب اين آمارها را ارايه داده است.
دانشجو: تورم 30 درصدي چه مي شود؟
داودی: اجازه بدهيد و تحمل داشته باشيد بنده جواب همه سوالها را مي دهم ولي شما صبر نمي كنيد، ببينيد عزيزان رشد امریکا در 2006 نرخي حدود 2،8 دهم درصد است و در 2009 اين نرخ شده منهاي 7 دهم درصد.
دانشجو: به ما چه؟
(تشويق)
داودی: آيا به جز اين بود كه در گذشته همه چيز از امریکا براي ما تبليغ مي شد؟ آيا اينها را فراموش كرده ايد؟
دانشجو: آقاي دكتر با دولتهاي قبلي مقايسه كنيد.
داودی: انگلستان رشد 2،8 دهم مي رسد به منهاي 1،3 دهم.
دانشجو: از خود ما بگو، ما رشد چند درصدي داشتيم؟
داودی: وقتي مي گويم شما صبر نداريد براي همين است، چند لحظه صبر كنيد بنده يك به يك همه را پاسخ مي گويم، بنده در خدمت شما هستم.
اين گونه رشدهاي ايده آل بعضي ها به زمين خورده.
دانشجو: اين آمارها به كشور ما چه ربطي دارد؟
داودی: اين آمارها روزي ايده آل بود.
دانشجو: نبود.
داودی: كسر بودجه امریکا كه زماني 161 ميليارد دلار بود، الان به 12 درصد رسيده است، شما مثل اينكه نمي دانيد كسر بودجه يعني چه؟
(اخلال گري برخي دانشجويان)
داودي: شما گوش كنيد تا برايتان بگويم كسر بودجه يعني چه؟ كسر بودجه همان است كه افريقايي ها را به زير سلطه مي كشد، همان است كه با دلارهايش پدر دنيا را در مي آورد، وقتي كسر بودجه مي شود، حاصل كسر بودجه اين است كه دولت‌ها مقادير زيادي دلار بدون پشتوانه قرض مي كنند و آن را در دنيا منتشر مي‌كنند و كالاها و خدمات مردم دنيا را يه سمت امریکا مي كشند، روزي با دزدان دريايي اين كار را مي‌كردند و امروز از اين طريق دست به دزدي مي زنند.
آن وقت ما اين اقتصاد را به عنوان اقتصاد ايده آل مي پرستيديم و هنوز هم برخي مي پرستند، اگر قبول نداريد، برويد در دانشگاهها ببينيد كه برخي استادان اقتصاد هنوز از اين اقتصاد تعريف مي كنند.
دانشجو: اين استادهايي كه شما مي گوييد، قرار است اخراج شوند؟
(تشويق)
برخي از دانشجويان: رئيس انتصابي اخراج بايد گردد، رئيس انتصابي اخراج بايد گردد.
مجري برنامه: الان داريم بحث علم و اقتصاد و اين موارد را مي كنيم شما اينگونه شعار مي دهيد.
دانشجو: اجازه دهيد ما هم حرف بزنيم.
مجري: تحمل كنيد نوبت شما هم مي شود و مي توانيد به صورت شفاهي سوالهاي خود را مطرح كنيد.
داودی: ما آماده اينجا نشستيم و مي گوييم تا هر وقت بخواهيد در خدمتتان هستيد ولي تحمل نيم ساعت سخنراني بنده را نداريد، بجز فحش دادن هم كار ديگري نمي كنيد.
من نكاتي را عرض می‌کنم كه به درد آينده ما خواهد خورد، مثل اينكه فراموش كرديد 3 سال پيش چه اتفاقاتي برايمان پيش آمد.
دانشجو: هر چه بود بهتر از الان بود.
داودی: آيا اين رسم است كه از رژيم هايي حمايت كنيم كه خون مردم را در شيشه مي كنند.
دانشجو: شما فقط عدد و رقم اعلام مي كنيد.
داودی: اين اعداد و ارقام براي ما نيست، رقم هايي است كه آنها خودشان اعلام كرده اند، شما اول مي خواهيد ما شفاف‌سازي كنيم، بعد نمي گذاريد ما حرف بزنيم.
ما بنا داريم بحث علمي كنيم اگر كسي تحمل شنيدن فجايع امریکا را ندارد، بيرون بايستد بعد از اينكه اين مباحث تمام شد وارد شود. (تشويق)
قبلا تلاش مي كردند كه ما در كمپاني هاي بزرگ اينها ادغام شويم ولي الان اين كمپاني ها در حال فروپاشي است.
نصف توليد دنيا را اينها ضرر دادند كه ما هم جزء اينها هستيم، پس مي بينيم كه به ما مربوط است، سهام بزرگترين كمپاني خودروسازي دنيا يعني GM در بحران اقتصادي 85 در صد، بزرگترين بانك دنيا يعني سيتي گروپ 93 درصد، بزرگترين شركت شيميايي دنيا 77 درصد، بزرگترين شركت فولاد ساز جهان 77 در صد افت سهام داشته اند و مردم جهان اين هزينه ها مي پردازند. جالب اينجاست كه خودشان هم نظرشان را برگرداندند، باراك اوباما حدود 800 ميليارد دلار كمك كرد آلمان نيز همين مبلغ را كمك كرد و اين كمك ها موجب اعتراض بقيه شد، بايد توجه داشت كه كمك دولت اقتصاد سرمايه داري را زير سوال مي برد.
اينها بحث پول و ربا را ناديده گرفتند، نظام بانكي‌اي كه برمبناي ربا باشد نه بر مبناي مشاركت، همين قابليت را هم دارد كه در برابر مقادير توليدات واقعي تا چندين ده برابر اعتبار ايجاد مي كند و اين اعتبار ايجاد شده پس از اينكه كوچكترين اعتمادي نسبت به آن از بين برود، كل اعتبار از بين مي رود و در اين صورت كل ضرر را همه مي پردازند.
من خواهش مي كنم كه شما دانشجويان به اين مسايل توجه كنيد چراكه اين موارد با معيشت روزمره شما سروكار دارد، در اقتصاد پديده اي داريم به نام حق آقايي كه به راحتي منابع شما را بدون اينكه احساس كنيد از دست شما گرفته و به حساب خود واريز مي كند.
نظام پولي و بانكي مبتني بر ربا همين كار را مي كند با همين كار منابع با ايجاد اعتبارها فراوان در يك جا جمع شده و پس از بحران امروز در دست همان ها مانده است.
در سال 1923 كل دنيا را بحران گرفت كه ظرف 3 تا 4 سال توانستند آن را جمع كنند ولي امروز خودشان مي گويند تا 5 يا 6 سال نمي توانند اين بحران را جمع كنند، سوال اين است كه چرا نمي توانند؟
بحران از يك خدشه اي كه در اعتماد به ارايه وام مسكن در امریکا بود به وجود آمد، حالا اين چه ربطي به ژاپن، آلمان،‌استراليا، امارات و غيره دارد؟
لذا دليل اصلي فروپاشي اين اقتصاد از بين رفتن اعتماد و سپس كنار گذاشتن دين و اخلاق در اقتصاد بود و همين 2 فاكتور باعث شده امروز وقتي دور ميز مي نشينند كاري كنند كه تنها خودشان سود ببرند و وقتي اخلاق نباشد همين خواهد شد، امروز اين دومينوي اضمحلال ايجاد شده است و نمي توانيم بگوييم كه اين مسايل به ما ربطي ندارد.
حالا وقتي اين دو اقتصاد عمده دنيا زمين خورده چه راهكاري براي رشد اقتصاد داريم؟ ما ادعا داريم كه اسلام راهكار داريم، من فقط چند نكته عرض كنم كه در همين بحران، نخست وزير انگلستان گفته كه بانكداري بايد اخلاق‌گرا باشد و بي مسئوليتي بانكها بايد به سر آيد و بايد يك خانه تكاني در بانكها انجام دهيم.
از سوي ديگر اقتصاددان آلماني مي گويد تنها راه ما اين است كه به سمت شريعت اسلامي برويم، در مقالات ديگر اروپايي هم همين عبارات آمده است،‌ يا يكي ديگر مي گويد بايد به سمت قرآن برويم و از لفظ قرآن استفاده مي كند. (تشويق)
راهكار ما براي حل مسايل رفتن به سراغ مباحث اسلامي است.
 

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

اطلاعات بیشتر در مورد قالب های ورودی

عکس امنيتي