نقد فیلم « ملک خداوند » از مستند « چشم بندان »

 تبيين: مسیحیان معتدل و اهل مدارا، به هیچ وجه دست به خشونت نمی‌زنند، و این مسلمانان هستند که آنان را ودار به جنگ می‌کنند. در صحنه‌ای از فیلم یک عرب مسلمان می‌خواهد اسب بیلین را از او بگیرد. وی چندین بار تاکید می‌کند که قصد جنگیدن ندارد. اما عرب، اصرار بر جنگ می کند و او مجبور می‌شود که پاسخ خشونت او را بدهد.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني تبيين،‌ سینما به دلیل جذابیت‌های فراوان و نفوذ بسیار در همه‌ی گروه‌های سنی به ویژه جوانان، همواره به عنوان وسیله‌ای بی بدیل برای استیلای فرهنگی بر مردمان اقصی نقاط جهان به کار گرفته شده است. ابزاری، کارآمد که رویکرد تولید کنندگان آن در بسیاری از موارد، فرسنگ‌ها با دنیای فرهنگ فاصله دارد.

نظام تبلیغاتی و رسانه‌ای غرب طی دهه‌های متمادی کوشیده است تا افکار عمومی را با افکار خود همسو کند. نظامی که شبیخون فرهنگی خود را بیش از همه، بر جوامعی متمرکز می‌کند که رهبران آن در مقابل استیلای بیگانه ایستاده‌اند.

ریدلی اسکات کارگردانی مشهور و آمریکایی است با کارنامه‌ای مشخص. کارنامه‌ای با فیلم‌های علمی تخیلی نظیر: « بلید رانر » که یک فیلم آخرالزمانی است؛ فیلم‌هایی اجتماعی مانند: « ترمه و لوییز » و فیلم‌های تاریخی مانند « ملک خداوند » یا « رابینهود »؛ که در همه‌ی این فیلم‌ها تلاش کرده است ایدئولوژی آمریکایی خود را به تصویر بکشد و هر چه قدر در فیلم سازی پیشرفت کرده است، این ایدئولوژی عمیق‌تر می‌شود.

او همچنین اولین فیلم از فیلم‌های معروف « بیگانه » را همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی ساخت. در آن فیلم، یک موجود باستانی و عجیب از دل تاریخ بیرون می‌آمد، در دل آدم‌ها نفوذ می‌کرد و در نهایت آنان را از بین می‌برد.

بسیاری از کارشناسان سینما بر این باور بودند که نظر کارگردان از آن موجود عجیب، همان اسلامی است که از دل تاریخ برآمده و اکنون در سیاست و حکومت و اداره جامعه وارد شده است. در ادامه‌ی این سری فیلم‌ها، ریدلی اسکات رویکرد ضد اسلامی خود را بیشتر نفوذ و بروز داده است.

آخرین فیلم ساخته‌ی ریدلی اسکات، « رموتئوس » است که در واقع همه‌ی مفاهیمی را که قبل از آن در فیلم‌هایش گنجانده بود، در این فیلم مطرح کرده است. فیلم که نامش، نام یکی از خدایان یونان باستان است، در درجه اول حامل یک تفکر شرک آمیز است.

این فیلم در واقع فلش بکی به قبل از سری فیلم‌های « بیگانه » است؛ چرا که در این فیلم به چگونگی ساخته شدن آن موجودات عجیب می‌پردازد. در این فیلم بیان می‌شود که خدایان مختلف انسان‌ها را آفریدند و انسان‌ها به دنبال آنان بودند.

آن گاه برای یافتن بیگانه‌ها به سیاره‌ای دیگر رفتند. در این قسمت، اسکات با تشبیه به فیلم « لارنس عربستان »، مقصود ضد اسلامی خود را به صورت واضحی بیان می‌دارد.

وقتی انسان‌ها به صحرا می‌رسند، رباتی جمله‌ای را خطاب به آن‌ها بیان می‌کند که دقیقاً همان جمله‌ای است که مسلمانان هنگام ورود لارنس به او گفتند؛ و با این ترفند به صورت لطیفی بیان می‌کند که بیگانه‌ها همان مسلمانان هستند. یعنی همان موجوداتی که مردم را به چنگ آورده و سپس قلب و روحشان را در اختیار می‌گیرند.

بنابراین، این کارگردان در فیلم نهایی خود، همه‌ی مفاهیم فیلم‌های « رابینهود »، « ملک خداوند »، « بلید رانر » و « بیگانه » را جمع کرده و مقصود خود را گفته است. او همچنین در یکی از مصاحبه‌های خود بیان می‌دارد که گویی این فیلم، حاصل همه‌ی دوران فیلم سازی من است.

اما فیلم « ملک خداوند » در میان فیلم‌های این کارگردان جایگاه ویژه‌ای دارد؛ یکی از دلایل این اهمیت، پرداختن به جنگ‌های صلیبی است؛ که در فرهنگ دیروز و امروز جامعه آمریکا جایگاه ایدئولوژیک خاصی دارد و جنگی خاص علیه مسلمانان تلقی می‌گردد.

به همین خاطر است که بسیاری از فیلم‌های امروزی ذیل بحث جنگ‌های صلیبی ساخته می‌شوند؛ و در واقع اسکات، دیْن خود را به استراتژیک‌ترین جنگ علیه مسلمانان اداء می‌کند.

اسکات در فیلم « رابینهود » چهره‌ی متفاوتی از رابینهود را به تصویر می‌کشد. چرا که قشر زیادی از مخاطبان، در تمام فیلم‌ها و کارتون‌هایی که قبل از آن ساخته شده بودند، رابینهود را شخصیتی خیرخواه دیده بودند که قصدش گرفتن پول از ثروتمندان و دادن آن به مستمندان است.

اما در این فیلم شاهد هستیم که رابینهود، با نام اصلی رابین لانگاستراید، یکی از صلیبیونی بوده است که در سپاه ریچارد به اصطلاح شیردل، جنگیده است و به قول خودش، هزاران نفر، اعم از زن و کودک و جوان را قتل عام کرده است.

بنابراین شخصیتی که در طول تاریخ سینما برای مخاطب به عنوان یک شخصیت محبوب و قهرمان به تصویر کشیده شده است و خیلی از مخاطبان با این شخصیت آشنا هستند، در این فیلم در مقابل مسلمانان قرار می‌گیرد.

در این فیلم  ریچارد را شیردل می‌نامند، اما در واقعیت‌های موجود تاریخی، او شخصیتی بسیار بزدل و وحشی است که در چنین فیلم‌هایی به صورت شخصیتی قهرمان و افسانه‌ای به تصویر کشیده می‌شود.

یکی از ویژگی‌های فیلم‌های اسکات، ‌نمایش بخشی از حقایق تاریخی است که اجازه می‌دهد پرده‌ی سرگرمی تا حدودی کنار رود. در فیلم « ملک خداوند » نیز همین گونه بود؛ یعنی پرده‌ها و پنهان کاری‌هایی که در فیلم‌های قبلی صلیبیون مانند « ال سی »، « امپراتوری روم »، « ترموتئوس »، رابینهود و بسیاری دیگر وجود داشت که شکوه صلیبیون را به تصویر می‌کشیدند، کنار می‌زند و به نوعی همه‌ی مفاهیم و ایدئولوژی‌های منجی گرایانه و آزادی خواهانه را کنار می‌گذارد؛ آن گاه مایه‌های شرک آمیز و ضد توحیدی آن ظاهر می‌گردد.

نکاتی که در این فیلم به چشم می‌خورد به شرح ذیل است‌:

1. در سرتاسر فیلم، بیت المقدس، سرزمین مسیحیان و متعلق به آنان است؛ و مسلمانان گروهی‌اند که در جهت فتح و تصرف آن تلاش می‌کنند. مالکیت ملک خداوند از آنِ مسیحیان است و حتی صلاح الدین در یکی از دیالوگ‌های پایانی فیلم خطاب به بیلین می‌گوید:

« در صورت جنگ، شهر شما و مردمان شما نابود خواهند شد. »؛ « شهر شما » کلید واژه‌ای مهم و اساسی در این دیالوگ است و بیان‌گر این نکته است که مالکیت بیت المقدس از آنِ مسلمانان نبوده و نخواهد بود.

2. مسیحیان معتدل و اهل مدارا، به هیچ وجه دست به خشونت نمی‌زنند، و این مسلمانان هستند که آنان را وادار به جنگ می‌کنند. در صحنه‌ای از فیلم یک عرب مسلمان می‌خواهد اسب بیلین را از او بگیرد. وی چندین بار تأکید می‌کند که قصد جنگیدن ندارد. اما عرب، اصرار بر جنگ می‌کند و او مجبور می‌شود که پاسخ خشونت او را بدهد.

3. جنگ صلاح الدین و بیلین نقطه‌ی عطف این فیلم است و تقریباً همه‌ی کلمات و دیالوگ‌های کلیدی فیلم درباره بیت المقدس و این جنگ است. آن گاه مسلمانان را مردمانی خشن و جنگجو به تصویر می‌کشد که با پرتاب منجنیق‌های آتشین به شهر، زنان و کودکانی را که به کلیسا پناه برده‌اند و به شدت ترسیده‌اند، بی‌رحمانه مورد حمله قرار می‌دهند.

4. در این فیلم چنین ادعا می‌شود که مسلمانان به دلایل مذهبی و ایدئولوژیک می‌جنگند؛ جنگی که در آن نماد‌های مذهبی ظهور و بروز دارد. اما مسیحیان به سرکردگی بیلین، برای مردم، امنیت و آزادی می‌جنگند.

برای آن‌ها سنگ و معبد اهمیتی ندارد؛ بلکه از نظر آنان درون انسان‌ها مهم است. آن‌ها برای شهری که مقر همه‌ی دین‌هاست می‌جنگند. این گونه است که مسیحیان منطقی برخورد می‌کنند و مسلمانان، احساسی.

بیلین قبل از جنگ این گونه با مردم بیت المقدس سخن می‌گوید: « برای هیچ کس این جنگ منطقی نیست. اما لازمه. گرچه تاوان اشتباه دیگران رو پس می‌دهیم. این تصمیمی که برای ما گرفتن. پس می‌جنگیم برای شهری که مقر همه‌ی ادیان. و البته قراره ما در صلح باشیم و بس. این چه مکانی ؟ مقدس برای همه. بنا شده در ملک بزرگ خداوند.

مکانی برای آرامش روح و جان. چه چیز واقعاً مهمه ؟ دیوار ؟ معبد ؟ یا درون ما ؟ چه کسی پاسخ می دهد ؟ هیچ کس ! پاسخی نیست. همه. مال همه است. ما از این جا دفاع می‌کنیم، نه برای جان گرفتن سنگ‌ها، برای کسانی که باید درون ما دعا کنند.»

5. در یکی از سکانس‌های پایانی فیلم، بیلین از صلاح الدین می‌پرسد: « ارزش اورشلیم چیست ؟ » صلاح الدین که رو به سپاهش در حرکت است برمی‌گردد و به او می‌گوید: « هیچ چیز ». سپس در تصویری که از دور از صلاح الدین با پس زمینه‌ی سپاهش گرفته شده، او را می‌بینیم که دستش را به نشانه جنگ بالا گرفته و می‌گوید: « همه چیز ».

بیلین پس از آن به سوی مردمش بازمی‌گردد و می‌گوید: « من اورشلیم رو تسلیم کردم. ما به سلامت تا دریا همراهی می‌شویم. اگر این جا ملک خداوند، پس بگذارید به مشیت خودش عمل کنیم. »

6. در کپشن پایانی فیلم می‌خوانیم: « ریچارد شیردل برای باز پس‌گیری اورشلیم، سه سال جنگید و تقریباً هزار سال پس از دوران صلاح الدین و ریچارد شیردل، در ملک خداوند، صلح همچنان ناپایدار است. »

لفظ « باز پس‌گیری » بازهم مؤید این ادعا است که کارگردان سعی دارد مسمانان را غاصب بیت المقدس در دوره‌ای از تاریخ معرفی نماید و جان مطلب هویدای این است که هنوز هم بیت المقدس حلاوت صلح را نچشیده و نمی‌تواند بچشد، چرا که مسلمانان دست از این شهر برنمی‌دارند.

7. آن چه در نظام جنگ در میان مسیحیان و مسلمانان به تصویر کشیده شده، رشادت و شجاعت مسیحیان پاک دامن، به سرکردگی بیلین است که تحسین دشمنان را برمی‌انگیزد. کارگردان تا بدان جا بر این اعتقاد پافشاری می‌کند که از اغراق و تحریف تاریخ ابایی ندارد. در صحنه‌ای از فیلم یکی از سرداران صلاح الدین ایوبی پس از به اسارت گرفتن بیلین به او می‌گوید:

« تو با تعداد بسیار کمی از یارانت به قلب سپاه دشمنت تاختی؛ چنین اتفاقی را چه کسی تا کنون شنیده است ؟ هیچ کس...» به نظر می‌رسد حداقل بخش قابل توجهی از مخاطبان این برنامه، به عنوان یک شیعه یا مسلمان، واقعه عظیم عاشوراء را به خاطر دارند و می‌دانند که در ظهر عاشوراء چه اتفاقی افتاده است.

8. در فیلم « ملک خداوند » که ماجرای اخرین جنگ صلیبی است، کارگردان مصرانه برتری و آزادی‌خواهی غرب صلیبی را به نمایش در می‌آورد؛ به همین سبب ادعا می‌کند که خشونت‌های اعمال شده در فیلم، نهادینه نبوده، تنها مختص به بخشی از صلیبیون و به منظور گرفتن انتقام انجام شده است.

کارگردان فیلم، اسکات، در فیلم دیگر خود – رابینهود - نیز این موضوع را به تصویر می‌کشد؛ آن گاه که رابینهود به ریچارد شیردل می‌گوید: « من گناهی نکرده‌ام. » شیردل به او می‌گوید: « تو ده‌ها هزار زن و مرد و کودک را قتل عام کرده‌ای. »

9. از نکات جالب فیلم، سبک و سیاق تروریستی فیلم است که به صلیبیون نسبت داده می‌شود. در واقع کاراکتری که لیومینسون نقشش را به عهده دارد و به اورنالدو بلوم آموزش رسمی می‌دهد، یک گروه تروریست تشکیل داده‌اند، که حمله به مسلمانان توسط آنان، در قسمت‌های مختلفی از فیلم، به صورت یک حمله‌ی آزادی خواهانه به تصویر کشیده می‌شود.

مسلمانانی که در فیلم، به شدت خشونت طلب و بربر به تصویر کشیده می‌شوند، توسط گروه آزادی‌خواه – و در واقع تروریست -  قلع و قمع می‌شوند؛ آن گاه این حرکت در طول فیلم - با توجه به پس زمینه‌های هر کدام از افراد این گروهک از جمله اورلاندو بلوم که گویی خانواده‌اش به دست مسلمانان کشته شده‌اند -  برای انتقام به تصویر کشیده می‌شود.

بنابراین، فیلم « ملک خداوند »، یکی از اولین و نادرترین فیلم‌ها در هالیوود است که به وجود حرکت‌های تروریستی در غرب و مباح بودن بخشی از تروریسم از نظر آنان، اعتراف می‌کند. این موضوع در فیلم « مونیخ » نیز مشاهده می‌شود.

10. در مصاف سپاه و لشکر صلیبیون، رنگ لباس و نحوه تصویر‌برداری و حتی نورپردازی صورت گرفته توسط عوامل فیلم، همسو با اهداف کارگردان پیش رفته‌اند.

آبی و سفید و طلایی رنگ‌های منتسب به سپاه صلیبیون است و نمایه‌ای که از سپاه آنان به تصویر کشیده شده، فضایی شفاف است؛ اما لشکر مسلمانان، ترکیبی از رنگ‌های سیاه و قرمز و تیره، که در پس زمینه آن‌ها آسمانی غبار آلود است که خشونت ذاتی این سپاه را در ذهن متبادر می‌کند.

11. نکته‌ی دیگر آن که کارگردان در زمان نمایش فیلم با مشکل روبرو بوده است. اسکات گفته است که حدود 50 دقیقه از فیلم مربوط به بخش‌هایی بوده است که مسلمانان با نگاه منصفانه‌تری به تصویر کشیده شده بودند و او مجبور به کوتاه کردن این قسمت‌ها بوده است.

این مساله، نشان دهنده آن است که حتی در آن محیط به ظاهر آزاد منشانه‌ی امریکا نیز، یک کارگردان نمی‌تواند آزادانه افکارش را به تصویر کشد و حتی در فیلمی که حاوی جهت گیری‌های ناصواب و نژادپرستانه است، مجبور به تغییر و سانسور شود.

به کوشش خانم زینب تنکابنی

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

اطلاعات بیشتر در مورد قالب های ورودی