کاهش جمعيت مانع تحقق اقتصاد مقاومتي مي شود

تبيين: يک کارشناس مسائل اقتصادي با اشاره به اينکه نيروي مولد يکي از ارکان اقتصاد مقاومتي است ادامه داد: اولا امروزه نیروی انسانی ماهر و کارآمد سرمایه محسوب می شود و ثانیا نيرويي که ثروت را توليد مي کنند عمدتا همین نیروی کارآمد، جوان، تحصیل کرده و نخبگان علمي اند، که این افراد نیز طبعا از جمعیت کل کشور قابل حصول است. در نتیجه بدیهی است که از این دید، کاهش جمعيت نسبت به طرح اقتصاد مقاومتي مضر است و یک آفت به حساب می آید.
دکتر جابري در گفتگو با خبرنگار تبيين با اشاره به مسأله اقتصاد مقاومتي گفت: گاهي از اين مفهوم برداشت هاي نادرستي صورت مي گيرد و وقتي لفظ مقاومتي آورده مي شود، برای بعضي ها اقتصاد تدافعي يا تهاجمي تداعی می شود. این در حالی است که اقتصاد مقاومتي بدين معنا نيست که بر مردم از لحاظ اقتصادي به واسطه تحريم ها فشار آورده شود و آنها مقاومت کنند.
وي اقتصاد مقاومتي را اقتصادي برخاسته از فرهنگ، ارزش و واقعيت هاي موجود هرجامعه دانست که سبب استقلال اقتصادي جامعه می شود. وی ادامه داد: نظام اقتصادي متعارف از جامعه غرب و داشته هاي آنان برخاسته است و متاسفانه طرح هاي اقتصادي که توسط اقتصاددانان دانشگاهي و حتي حوزوي نيز ارائه مي شود، بدون توجه به این مسئله، برگرفته از الگوهاي غربي است.
اين استاد دانشگاه با بيان اينکه اقتصاد مقاومتي اقتصادي مبتني بر داشته هاي ديني و بومي هر کشور است، به بيان سابقه تاريخي اين نوع اقتصاد پرداخت و گفت: مکتب اقتصادي آلمان از جمله مکاتب اقتصادي برخوردار از اين نوع بوده است.
وي در توضيح اين مدعا گفت: در گذشته کشور پيشرفته انگلستان به عنوان اولین کشوری که به پیشرفت و توسعه دست یافت، تحت عناوين زيبايي مانند تجارت آزاد و مزيت نسبي و ... ثروت و منابع ملل دیگر، حتی قاره تازه کشف شده آمريکا را غارت مي کرد. آقاي "فریدریش ليست " رئيس مکتب تاريخي آلمان و بنيانگذار اين مکتب که در آن زمان در آمريکا به عنوان دانشجو ناظر بر این مسئله بوده، متوجه مي شود که انگلستان تحت تز آقاي " آدام اسميت " با عنوان « جهان وطني و تجارت بين الملل» به غارت منابع آمريکا مي پردازد. لذا پس از بازگشت به آلمان چنين مکتبي را تأسيس کرد و از این طریق از برقراری تجارت آزاد و در نتیجه غارت ذخایر آلمان توسط انگلیس ممانعت به عمل آورد. ایشان معتقد بود تا زماني که ملت ساخته و مستقل نشود، نبايد تجارت آزاد داشت.
اين کارشناس اقتصادي با اشاره به اينکه وي نام سیاست اقتصادی خود را سياست حمايتي نامید که در واقع همان اقتصاد مقاومتي است، افزود: مکتب تاریخی آلمان در فاصلهی سالهای 1840 تا 1870 بهمدت سیسال گسترش پیدا کرد و پیدایش آن واکنشی بود در مقابل تسلط تفکر کلاسیکها و تز آقای آدام اسمیت و از این طریق از خطر توفق انگلستان به آلمان جلوگیری کرد. وي با اشاره به اينکه اين شکل گیری نوع اقتصاد در کشورها به واسطه اختلاف منطقه، فرهنگ ها و ارزش های متفاوت بوجود می آید، اظهار داشت: این در حالی بود که کشورهای انگلستان و آلمان به لحاظ دین، آئین و آداب و رسوم اجتماعی، مشترک بودند و تنها تفاوت آن ها در ملیت بود، لذا به طریق اولی در جوامعی که اضافه بر ملیت در همه جهات با هم متفاوت اند، این نوع حرکت ضرورت بیشتری پیدا می کند.
بنيانگذار اين مکتب دو مسأله مليت و نيروي مولد را مطرح کرد در مقابل کلاسيک ها همچون اسميت که مکتب خود را بر مبناي « جهان شهري» معرفی مي کردند. در مورد ملیت، ایشان معتقد است که زندگي و رفاه افراد ابتدا تابع قدرت ملی خودشان است و بعد تابع قدرت جهانی و در واقع اقتصاد را بر اساس ملیت تعریف کرد. همچنين در مقابل کلاسيک ها که بر ثروت تأکيد مي کردند، وي بر نيروي مولد که توليد کننده ثروت است تأکيد مي نمايد و معتقد است قدرت نیروی تولید کننده ثروت از خود ثروت مهمتر است.
دکتر جابري با اشاره به اينکه نيروي مولد يکي از ارکان اقتصاد مقاومتي است ادامه داد: اولا امروزه نیروی انسانی ماهر و کارآمد سرمایه محسوب می شود و ثانیا نيرويي که ثروت را توليد مي کنند عمدتا همین نیروی کارآمد، جوان، تحصیل کرده و نخبگان علمي اند، که این افراد نیز طبعا از جمعیت کل کشور قابل حصول است. در نتیجه بدیهی است که از این دید کاهش جمعيت نسبت به طرح اقتصاد مقاومتي مضر است و یک آفت به حساب می آید.
وي سپس به تبيين جايگاه اقتصاد اسلامي در نظام اسلامي پرداخت و گفت: نظام اجتماعی معمولا در درون خود از زیر نظام هایی تشکیل شده است و این زیر نظام ها معمولا ارتباط متقابل با هم دارند و بر هم تاثیر می گذارند و در عین حال از همدیگر تاثیر می پذیرند، بجز زیر نظام عقیدتی و ارزشی. نظام عقیدتی و ارزشی ضمن بوجود آوردن نظام فرهنگی جامعه، آداب و رسوم اجتماعی را شکل می دهد و از این طریق زیر نظام های اجتماعی دیگر را، منجمله اقتصاد را، بوجود می آورد و به عبارت دیگر رابطه نظام عقیدتی و ارزشی با نظام های دیگر مثل اقتصاد، یکطرفه است در جهت تاثیر گذاری. با این حساب، نظام اقتصادی اسلام، و به تبع آن اقتصاد اسلامی، شکل می گیرد، که بر خاسته از نظام عقیدتی و ارزشی اسلام است و قطعا ماهیتی غیر از علم اقتصاد متعارف غربی خواهد داشت. به نظر می رسد این نوع علم اقتصاد اسلامی اگر اضافه بر آن، ناظر بر داشته های اجتماعی ایران باشد و با توجه به شرایط اقتصادی و توانمندیهای بومی و نیروی انسانی جوان و تحصیل کرده خودمان تکمیل گردد، همان خواهد بود که رهبر معظم انقلاب از آن به "اقتصاد مقاومتی" تعبیر فرمود.
اين کارشناس مسائل اقتصادي با اشاره به اينکه در نظام اقتصادي بايد آن را از نظام اسلامي و با توجه به داشته هاي خودمان استخراج کنيم، نه اينکه از غرب بر ما ديکته شود ، افزود: نبايد دستورالعمل هاي ديکته شده غربي در بانکداري و توليدات داخلي ما اجرا شود، زیرا که نتیجه قطعی آن تعطیلی تولیدات داخلی و خروج منابع خام و نیروی انسانی متخصص بیش نخواهد بود. این مسئله ای است که عمدتا از نسخه پیچی های اقتصادی نهادها و سازمان های بین المللی از قبیل "صندوق بین المللی پول" و "بانک جهانی" برای کشورهای عقب مانده بوجود می آید، امری که حتی خود مسئولین این سازمان های بین المللی نیز، البته بعد از پایان ماموریت خودشان در آن سازمان، به آن اذعان کرده و می کنند. وی سیاست غرب را همان سیاستی دانست که از زمان مرکانتیلیست ها، از زمان شکل گیری سرمایه داری تجاری در پیش گرفته است. بر اساس این سیاست، کشورهای غربی پیشرفته، صدور مواد اولیه و مهاجرت نیروی انسانی پیشرفته به خارج را ممنوع و نیز ورود نیروی انسانی ساده و ورود کالای ساخته شده به داخل را مطلقا ممنوع کرده اند. در مقابل آنها پیوسته سعی دارند مواد اولیه و نیروی انسانی متخصص را وارد و کالاهای ساخته شده و نیروی ساده خود را صادر نمایند.




























ارسال کردن دیدگاه جدید