مردی که 3 سال قبل گفته بود نظام در اغتشاش بعدی میشکند!
اکنون و پس از اغتشاشات 70 روزه و اثبات بیش از پیش اقتدار و رأفت نظام اسلامی باید مشخص شود که اینهمه تناقض رنانی از چه روست؟!
مشرق: محسن رنانی، از فعالان اصلاحطلب که پس از اغتشاشات آبان 98 طی یادداشتی گفته بود: "حاکمیت در برابر تکرار آبان توان مقاومت ندارد"؛ اخیراً یادداشتی را در وبسایت شخصی خود منتشر کرد و در مقدمه آن از این گفت که قصد داشته این یادداشت را از طریق محمدجواد ظریف به دست مقام معظم رهبری برساند اما موفق نشده است.
که گویا ظریف هم به رنانی پیغام داده و گفته تلاشش ناموفق بوده!
رنانی اما در هدف اصلی یادداشت خود که به بهانه اغتشاشات 70 روزه نوشته شده ضمن ادعای اینکه نظام ایران دارای خردمندی سیستماتیک نیست، مینویسد: از یک سو غرب دارد به سرعت به سوی اجماعی جهانی برعلیه حکومت ایران میرود؛ ایرانیان مهاجر نیز برای اولینبار در تاریخ بعد از انقلاب، به سوی همبستگی و هماهنگی در کنشگری و سیاستورزی رفتهاند. در داخل نیز به مرحله همآیندی بحرانها رسیدهایم و تصمیمگیری در بیشتر حوزهها در حالت انتظار و ابهام قرار دارد. «زندگی انفعالی» در جریان است اما «زندگی فعال» در تعلیق است و همه منتظر تحولی یا گشایشی هستند؛ تحولی که نمیدانند چیست و از جایی که نمیدانند کجاست. تیغه قیچی از درون و بیرون بر روی حکومت در حال بسته شدن است، و یک حادثه کافی است تا دو تیغه این قیچی را به هم برساند.
او سپس میگوید: -امیدوارم- نظام تدبیر بتواند فارغ از این شرایط دست به تصمیمات بزرگ بزند که اکنون، آری همین اکنون که دوباره احساس تسلط و قدرت میکند، وقت آن است. نظام وقتی از «ترس هیجانی» دوران جنبش مهسا خارج شد، نخستین علایمی که نشان داد، بویژه با شروع اعدامها، این بود که دارد از مرحله «خشونت هیجانی» وارد مرحله «خشنونت ایدئولوژیک» میشود. اما اکنون چند هفتهای است، و بویژه با آزادیهای اخیر معترضان، علایم ورود به مرحله «ترس عقلانی» در حکومت ظاهر شده است. هنوز نمیدانیم این اقدامات ناشی از روشن شدن چراغ «خردمندی سیستماتیک» است یا رفتاری از سر «هوشیاری تاکتیکی» است. من امیدوارم نشانه آغاز «خردمندی سیستماتیک» باشد.
راستش نمیدانم چرا این عُمق حماقت از درون من زایل نمیشود و من همچنان امیدوارم که این ساختارِ بریده از واقعیت، دست به «انقلاب از بالا» بزند. شاید اینها را تنها برای تسلی دل خویش از نگرانیهای بزرگی که دارم، مینویسم.
*ما قضاوت درباره مدعای آقای رنانی را بر عهده مخاطبان محترم میگذاریم
اما این سؤال را میپرسیم که چرا بر خلاف تحلیل قبلی رنانی که گفته بود نظام اسلامی تاب تکرار آبان 98 را ندارد؛ اما اغتشاشات 70 روزه نشان داد که نظام این استقامت را دارد؟! و حتی "هژمونی ایران" پس از این اغتشاشات صاحب قدرت بیشتر از گذشته نیز شد!
در واقع ما در همان نقدی که 3 سال قبل به یادداشت رنانی پیرامون ضعف و بیاستقامتی نظام پس از فتنه آبان 98 نوشتیم تصریح کردیم که اساسا تصویرسازی امثال رنانی از ایران و ایرانی غلط و ناواقعی است.
کما اینکه در همان یادداشت خطاب به رنانی و مدعایش درباره ضعف نظام جمهوری اسلامی نوشتیم: ایشان در حال صحبت از کشوری است که عملکردش در فتنههای داخلی همچون عصای موسی(ع) در مقابل ریسمانهای ساحران بوده است و از پس آتش هر فتنهای، ققنوسوار حیاتی پررونقتر را تجربه میکند.
اکنون و پس از اغتشاشات 70 روزه و اثبات بیش از پیش اقتدار و رأفت نظام اسلامی باید مشخص شود که اینهمه تناقض رنانی از چه روست؟!
به زعم ما پیروزی و اقتدار و رأفت نظام پس از اغتشاشات 70 روزه اولا نشان از وجود "خردمندی سیستماتیک" در ساختار و رأس نظام اسلامی است و ثانیا اثباتگر آن است که امثال رنانی همانطور که 3 سال قبل اشتباه میکردند؛ هماکنون نیز همچنان بر مسیر اغلاط خود در حرکتاند.
باشد که اگر قصدی برای دیدن مثبتات نظام ندارند؛ اقلا از گزارههای متناقضی که خود نوشتهاند و غلط از آب درآمده است، عبرت بگیرند، عذر بخواهند و دلایل اشتباهات خود را برای مردم و خواص شرح کنند.




























ارسال کردن دیدگاه جدید