طوفان‌الاقصی کاتالیزور گذار قدرت از غرب به شرق بود

احیای مرکزیت مسأله فلسطین، تکامل دکترین بازدارندگی محور مقاومت است.


تبیین: حجت‌الاسلام دکتر مهدی مشکی‌باف، استاد و پژوهشگر حوزه علمیه قم در نشست علمی «از دفاع مقدس تا مقاومت جهانی» که به همت انجمن علمی تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی حوزه علمیه قم و با همکاری رسانه‌ی رحامدیا برگزار شد به بررسی دستاوردهای عملیات طوفان‌الاقصی پرداخت و گفت: این عملیات از مهم‌ترین شتاب‌دهنده‌های تغییر معادلات قدرت از غرب به شرق بود و در ادبیات روابط بین‌الملل، می‌توان آن را کاتالیزور گذار قدرت از نظام تک‌قطبی به چندقطبی با محوریت مشرق زمین و عنصر اساسی شکل‌دهی به نظم جدید دانست.

صلح پایدار بدون فلسطین ممکن نیست

وی تصریح کرد: با وجود ابهاماتی که هم در ابتدای عملیات و هم در ادامه آن وجود داشت، دستاوردهای آن غیرقابل انکار است؛ نخستین و مهم‌ترین دستاورد آن، احیای مرکزیت مسأله فلسطین و فروپاشی پارادایم «عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی» یا همان صلح ابراهیم بود. پس از سال 2007 که قانون انتخابات در غزه و کرانه باختری رقم خورد، مهم‌ترین پیامد آن، طراحی پروژه امریکا و صهیونیست‌ها بود مبنی بر اینکه به مدت 16 سال در این منطقه، بحران‌های اقتصادی و مسائل اجتماعی با رویکرد راه‌حل‌های موقت و مدل مدیریت منازعه راهبری شود.

استاد حوزه علمیه ادامه داد: هدف چنین رویکردی، سوق دادن غزه به سمت فروپاشی از درون بود تا در بازه میان‌مدت و ذیل عنوان پیروزی حماس و انتخاب اسماعیل هنیه به عنوان اولین رئیس‌جمهور، حماس به عنوان عنصر اصلی فروپاشی فلسطین معرفی شود ولی طوفان‌الاقصی این آتش‌بس امنیتی یک‌طرفه و رویکرد آمریکا و رژیم صهیونیستی برای فروپاشی درونی غزه را بر هم زد.

حجت‌الاسلام مشکی‌باف ابراز کرد: پروژه عادی‌سازی روابط کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی، اقتصاد رژیم را به گونه‌ای در کشورهای عربی ذوب می‌کرد که مسأله فلسطین به یک مسأله حاشیه‌ای و صرفاً بشردوستانه تبدیل و در نهایت، انزوای ژئوپلتیک فلسطین به حذف مسأله فلسطین منتهی شود ولی طوفان‌الاقصی این پروژه را زمین زد و فلسطین را نه فقط اولویت اول جهان اسلام بلکه جزو اولویت‌های نخست معادلات جهانی قرار داد.

وی افزود: گردان‌های عزالدین قسام با این عملیات و قدرتی که از خود نشان دادند، به عرصه جهانی این پیام بسیار مهم را مخابره کردند که هیچ معماری امنیتی‌ای در غرب آسیا، بدون حل مسأله فلسطین، شدنی نیست؛ بنابراین یا باید مسأله فلسطین به صورت پایدار حل شود یا صلح پایدار هرگز رقم نخواهد خورد.

تکامل دکترین بازدارندگی محور مقاومت

پژوهشگر حوزه علمیه قم، تکامل دکترین بازدارندگی محور مقاومت را سومین دستاورد قابل توجه طوفان‌الاقصی برشمرد و گفت: پیش از این عملیات، نقاط کلیدی‌ای که جریان مقاومت را در منطقه راهبری می‌کردند، به بازوان نیابتی ایران معروف بودند و با اینکه قائد شهید بارها بر استقلالشان تأکید کرده بودند، عده‌ای سعی داشتند در افکار عمومی جهان این‌طور القا کنند که این‌ها تحت مدیریت ایران هستند. قائد شهید حتی پس از آغاز عملیات طوفان‌الاقصی هم فرمودند ما بی‌اطلاع بودیم ولی پیشانی و بازوهای طراحان آن را می‌بوسیم.

حجت‌الاسلام مشکی‌باف با بیان اینکه طوفان‌الاقصی، خودمختاری درون ائتلافی جبهه مقاومت در عین وحدت ساحات را به تصویر کشید، افزود: فهم این مهم، نکته کلیدی تکامل بازدارندگی محور مقاومت است؛ در واقع جریان مقاومت به الگوی ساخت‌یافته‌ای رسیده است که هر کدام از نقاط کلیدی آن با مدل تصمیم‌سازی و اقدامات مستقل خود، هم جریان مقاومت را تقویت می‌کنند و هم استقلال انحصاری خود را به تصویر می‌کشند.

وی اظهار کرد: استراتژی ابتدایی جمهوری اسلامی ایران پس از طوفان‌الاقصی نیز، مدیریت تنش و صیانت از اعتبار بود؛ از یک‌سو کاری کرد که اعتبار جریان مقاومت و استقلال هر یک از محورها باقی بماند و از سوی دیگر مدیریت تنش را به گونه‌ای پیش برد که فرآیند فرسایشی آن، شکست نظام سلطه به معنای واقعی و به صورت عریان را موجب شد؛ فرسایشی که از طوفان‌الاقصی شروع شد و گام به گام جلو رفت، واشنگتن را به نقطه جوشی رساند که به درگیری مستقیم با ایران تن داد؛ درگیری‌ای که شکست مدیریت‌شده امریکا را در پی داشت.

دست برتر در جنگ کریدورها

استاد حوزه علمیه گفت: این مواجهه، مدلی موفق و حاکی از پختگی استراتژیک ایران در مدیریت بحران بود که تیرخلاصی بر پیکره افول امریکا زد و سبب شد دنیا به شکست امریکا اعتراف کند. از دیگر دستاوردهای طوفان‌الاقصی، پیروزی و دست برتر در جنگ کریدورها بود؛ مهم‌ترین مؤلفه برای کشورهای دنیا در حوزه اقتصاد جهت تبدیل شدن به هژمونی قدرت، فرآیند کریدورها (خصوصاً کریدورهای زمینی و دریایی) است و طوفان‌الاقصی امنیت را به عنوان مهم‌ترین مؤلفه در هژمونیک شدن کریدور آیمک از بین برد.

حجت‌الاسلام مشکی‌باف یادآور شد: اگر این کریدور موفق می‌شد، رژیم صهیونیستی به عنوان یک منطقه جغرافیایی که در لولای غرب آسیا واقع شده است، باید از امنیت برخوردار می‌شد و از هند تا امارات و عربستان و اتحادیه اروپا همه دست به دست هم دادند تا این اتفاق بیفتد ولی طوفان‌الاقصی جلوی آن را گرفت. علاوه بر امنیت یافتن اسرائیل در پروژه آیمک، عادی‌سازی روابط آن با عربستان (به عنوان برادر بزرگ‌تر کشورهای جنوب خلیج فارس) هم باید رقم می‌خورد و به شکل عریان، رسانه‌ای می‌شد اما این هم با توجه به نسل‌کشی اسرائیل در غزه و برانگیخته شدن امت اسلام علیه هرگونه عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی منتفی شد.

شکل‌گیری معماری امنیتی جدید جهانی

وی چهارمین دستاورد طوفان‌الاقصی را افزون بر ابعاد معنوی غیرقابل انکار آن، شکل‌گیری معماری امنیتی جدید جهانی دانست و افزود: این عملیات، شریان‌های حیاتی جهان را با بحرانی بی‌منازع مواجه کرد؛ یمن با توزیع و تسهیم نحوه اقدامات علیه رژیم صهیونیستی، تنگه باب‌المندب را تحت‌الشعاع قرار داد و باعث فلج شدن زنجیره تأمین جهان شد به گونه‌ای که بین 12 تا 15 درصد تجارت جهانی و 30 درصد از تجارت کانتینری دنیا را فلج کرد و ریزش شدید ترافیک کشتی‌ها، افزایش زمان و مسافت تبادل چرخه تجاری، شوک قیمت و تورم ضریب‌یافته در ساحت اقتصاد جهانی را در پی داشت.

پژوهشگر حوزوی ادامه داد: این مخاطره، توجه‌ها را دوباره به فلسطین برگرداند؛ به عبارت دیگر طوفان‌الاقصی افزون بر متوجه کردن دنیا به فلسطین، الگوی امنیتی در دنیا را هم به سمت «یا صلح برای همه یا هیچ‌کس» پیش برد؛ این فرآیند گویای این بود که دوران نظام تک‌قطبی سرآمده است و ناتوانی آمریکای مدعی تأمین امنیت جهان، در مقابل عملیات گروه کوچکی به نام عزالدین قسام، بار دیگر افول آمریکا را به رخ جهانیان کشید.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

اطلاعات بیشتر در مورد قالب های ورودی