روایتی از پشتپرده ناامنیهای سیستانوبلوچستان
معادله ناامنیها در سیستان و بلوچستان چندان ناشناخته نیست. تصمیمگیران امنیتی در ایران به صورت سنتی همه بازیگران داخلی و خارجی، لیدرها، همکاران، پشتیبانیکنندگان معنوی و مالی، نظاره گران منفعل و کوتاهی کننده، نیروهای عملیات کننده و تولید کننده ناامنی در جنوب شرق را سالهاست میشناسد. اما لازم است این بار از متغیرهای جدید تولیدکننده ناامنیها بیشتر و شفافتر سخن گفت.
مهدی جهانتیغی در واکنش به ناامنیهای اخیر در سیستان و بلوچستان، در یادداشتی نوشت:
یک: از چند ماه قبل، عملاً و ماهیتاً دیگر میتوان گفت که گروههایی با عناوین مبارز بلوچ و حتی معتقد به اعتقادات اهلسنت در جنوب شرق، دیگر وجود حقیقی ندارند. پر واضح است که ناامنکنندگان دور جدید پذیرفتهاند که نهتنها بر اساس خواسته آمریکاییها، بلکه بر اساس منطق مذهبی و جنگی رژیم صهیونیستی در جنوب شرق ایفای نقش کنند.
بیشرافتی که این روزها دامنگیر سرکرده جیشالظلم و یا آن چهره عقدهای و متوهم فراری (ع. نقشبندی) در جنوب شرق شده، حتی در میان نیم قرن فعالیتهای اپوزیسیون قومیتی بلوچ نیز بیسابقه است. سالها قبل، برخی فریبخوردگان حداقل در شعار بیان میکردند که به دنبال بلوچستان مستقل یا رسیدن به برخی آزادیهای مذهبی هستند، ولی اینک گروههای تروریستی فعال در جنوب شرق، حتی اعتقادات مذهبی خود را نیز به یهودیان صهیونیستی نزدیک کردهاند.
اینکه چگونه چنین رسوایی اتفاق افتاده است، بحث مفصلی است؛ ولی شروع روند جدید آن از زمانی بود که مولوی عبدالحمید، به جای تمجید از مبارزین سنی فلسطینی بعد از عملیات طوفانالاقصی، علیه آنها موضعگیری کرد و بالاتر از آن، پیشنهاد تسلیم و سازش و پذیرفتن دولت اسرائیل در فلسطین را در سیستان و بلوچستان تئوریزه کرد.
طبیعی بود که این روند سبب شود تروریستهای فعال در جنوب شرق، ماهیت همکاری و همزمانی عملیاتی با اهداف رژیم صهیونیستی را که نزدیک به سه دهه تلاش میکردند پنهان کنند، این بار با جرئت بیشتری نمایان سازند و بهنوعی از رسواییِ آشکار شدن بیشترِ پیادهنظامی برای آمریکا و اسرائیل بودن در میان افکار عمومی اهلسنت منطقه، کمتر بهراسند.
دو: معادله جدید ناامنی و نقش نیروهای امنیتی
اما این معادله جدید ناامنی، یک روی دیگر هم دارد. تلاشها برای ناامنی در جنوب شرق، در واقع تلاشی برای فراهم کردن شرایطی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی بتوانند جنگ جدیدی را آغاز کنند.
در این مقطع، تروریستهای جنوب شرق، سربازان خط مقدم آمریکا و اسرائیل هستند. به تعبیر دیگر، دستگاههای امنیتی در سیستان و بلوچستان در واقع در امتداد جنگ تحمیلی دوم و سوم قرار دارند و این بار با عناصر زمینی آمریکا و اسرائیل میجنگند. هر تروریستی که این روزها در جنوب شرق به زمین میافتد، در واقع یک نیرو از فهرست نیروهای سنتکام و ارتش اسرائیل حذف میشود.
از این منظر، کار بزرگ نیروهای امنیتی و بهخصوص ماموران مظلوم نیروی انتظامی در سیستان و بلوچستان و ایثاری که از خود در حال نشان دادن هستند را باید بهتر درک کرد. این جمله اخیر رهبر انقلاب به مناسبت هفته نیروی انتظامی را دوباره بخوانیم:
«نقش پررنگ فراجا در سطوح مختلف از ردههای فرماندهی و ستادی تا کلانتریها و پاسگاهها برای تامین امنیّت در سالهای اخیر برجستگی بیشتری یافته است و نشانههای این تاثیر در جنگهای تحمیلی دوّم و سوّم آشکارتر شد.»
پیشاپیش، اثر و تاثیر کار فراجا در سیستان و بلوچستان را در جنگ تحمیلی چهارم یا جلوگیری از آن جنگ احتمالی، باید دید. امروز ماموران فراجا مظلومانه در خون میغلتند، ولی روزها و ماههای آینده، بیشتر مردم ایران درک خواهند کرد که چه اتفاقات بزرگی را رقم زدهاند.




























ارسال کردن دیدگاه جدید