بررسی نقش تاریخی حوزه علمیه قم در صد سال اخیر

دکتر لیالی تأکید کرد که حوزه قم و نجف مکمل یکدیگر بوده‌؛ با هم دادوستد علمی و فقهی و تعامل داشته‌اند.

 

حجت‌الاسلام دکتر محمدعلی لیالی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در برنامه تحلیلی «حوزه نوین» که به همت رسانه رحا برگزار شد، به بررسی «هویت تاریخی حوزه‌های علمیه» پرداخت.

وی در پاسخ به این سؤال که اساساً در این صد سال اخیر، نقش حوزه علمیه قم در این هویت تاریخی چه بوده است، با مهم دانستن این سؤال، برای پاسخ دادن به آن به بیانات رهبر شهید انقلاب به کنگره یک‌صدسالگی حوزه علمیه و همچنین نقش مرحوم آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری در احیا و بازتأسیس حوزه علمیه قم اشاره کرد و گفت: رهبر شهید اشاره داشتند که پدیده بی‌نظیر حوزه مبارکه قم در طلیعه قرن چهاردهم شکل گرفت و از حوادث مهم این قرن نام می‌برند، جنگ، اشغال، استعمار، تهاجم فرهنگی، پیدایش صهیونیسم و برخی از حوادث تلخ تاریخی دیگر مانند پیدایش حکومت رضاخانی و پهلوی اول و دوم؛ و در نهایت پیدایش نهضت انقلاب اسلامی.

وی افزود: در هر حال، ایشان حوزه را به‌عنوان یک نماد و نهاد اجتماعی، علمی، تربیتی و سیاسی مطرح می‌کنند که مرکزی علمی برای تولید نظامات اجتماعی و سیاسی بر اساس فقه و فلسفه است، و همچنین خط مقدم جبهه تقابل با تهدیدات دشمنان در این یک‌صد سال اخیر است. قائد شهید می‌فرمایند که این مرکز، کانون نوآوری‌های تمدنی، آینده‌نگری، اندیشه‌ورزی و پژوهشگری در این صد سال اخیر بوده است.

او ادامه داد: در نهایت، ایشان به فقهی اشاره می‌کنند که در این صد سال اخیر به‌ویژه پاسخگوی نیازهای علمی و عملی فرد و جامعه، سؤالات پیچیده جامعه، روابط اجتماعی، نظام سیاسی اسلام، قدرت، سیاست، روابط اجتماعی، ارتباط فقه با علوم انسانی و فقه در نظام اسلامی و شیوه حکمرانی و حکومت بوده است. وظیفه حوزه‌های علمیه در این صد سال اخیر، تربیت نیروهای مهذب و کارآمدی بوده که خروجی این حوزه‌ها، خدمت به فکر، فرهنگ، جامعه و انسان بوده است.

استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: وظیفه حوزه‌های علمیه بلاغ مبین برای بیان معارف توحیدی، سبک زندگی، محیط زیست و حیات بشری بوده است. طبیعتاً تربیت مجاهد فرهنگی و مجاهدان فرهنگی در عرصه تبیین، برای مقابله با فرهنگ تحمیلی غرب، مقابله با کج‌روی‌ها و انحطاط، و اتخاذ موضع ایجابی و تهاجمی در رفع شبهات و اشکالات بوده است.

دکتر لیالی ادامه داد: واقعیت قضیه این است که در این صد سال اخیر، حوزه، میراث‌دار و میراث‌خوارِ بیش از 1200 سال از پیدایش حوزه‌های علمیه و حوزه علمیه قم است. طبیعتاً رسیدن به افق تمدنی برای فرهنگ و معارف اسلامی، نشان می‌دهد که نقش حوزه‌های علمیه بسیار مؤثر بوده و هست و فقه، پاسخگو در افق تمدنیِ تمدن اسلامی بوده و در این صد سال اخیر، حوزه‌های علمیه به‌خوبی از عهده این وظیفه برآمده‌اند.

وی افزود: اگر ما حوادث، وقایع و سیر تحولاتی که در این صد سال اخیر (از بازتأسیس حوزه علمیه در حدود سال 1300 شمسی توسط مرحوم آیت‌الله حائری تا دوران زعامت مراجع ثلاث، دوران زعامت مرحوم آیت‌الله بروجردی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه و پیدایش نهضت انقلاب اسلامی) اتفاق افتاد را بررسی کنیم، می‌بینیم که حوزه‌های علمیه توانسته‌اند در این یک‌صد سال اخیر، به وظایف خود که دفاع از شریعت، دیانت، هویت اسلامی و شیعی و تبیین معارف اهل‌بیت (ع) بوده است، به زیبایی در پاسخگویی به نیازها عمل کنند.

تعامل و تکامل متقابل حوزه‌های علمیه قم و نجف

عضو هیئت مدیره انجمن تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی درباره نقش حوزه نجف و قم در هویت تاریخی تصریح کرد: هویت تاریخی حوزه‌های علمیه عموماً بر اساس دو مکتب قم و نجف مطرح می‌شود. البته مکاتب مختلف دیگری هم بوده‌اند؛ مکتب حله، مکتب ری، دوران کوتاهی مکتب سامرا، حوزه تهران و مباحث دیگری که وارد آن‌ها نمی‌شویم.

وی افزود: این دو حوزه مکمل یکدیگر بوده‌اند؛ با هم دادوستد علمی و فقهی و تعامل داشته‌اند. وظیفه، گاهی بر عهده حوزه نجف بوده و گاهی بر عهده حوزه قم، که این امر بستگی به شرایط، مقتضیات، حاکمیت‌ها، حکومت‌ها و حوادثی داشته که رخ می‌داده است. ما نمی‌توانیم بگوییم کدام‌یک بر دیگری تقدم دارد.

حجت‌الاسلام لیالی ادامه داد: از لحاظ تاریخی، حوزه قم تقدم دارد. اگر ما ریشه‌های پیدایش حوزه علمیه قم را دقیقاً در زمان امام حسن عسکری (ع) و با کتابت رسمی تفسیر علی‌بن‌ابراهیم قمی بدانیم، یا تأسیس حوزه علمیه قم را در زمان مرحوم کلینی (صاحب اصول کافی) و یا در زمان صدوقین (پدر و پسر، به‌ویژه شیخ صدوق) و احیا و تأسیس مکتب حدیثی قم در نظر بگیریم، بر مکتب نجف تقدم دارد.

وی افزود: البته مکتب نجف محصول مکتب بغداد است؛ یعنی وقتی شیخ صدوق به قم آمد و اعتقادات را نوشت، جناب شیخ مفید مکتب بغداد را تأسیس می‌کند که «تصحیح الاعتقاد» را می‌نویسد که هر دو مانیفست کلامی و فکری هویت شیعی محسوب می‌شوند. به دلایل مختلف و حوادث سیاسی که رخ داد (مانند آتش‌سوزی کتابخانه جناب شیخ طوسی و حادثه محله کرخ بغداد)، جناب شیخ طوسی هجرت می‌کند به نجف و مکتب نجف را احیا می‌سازد.

لیالی تصریح کرد: آنچه گفته می‌شود مکتب نجف، ظاهراً محصول تلاش شیخ طوسی است. حوزه قم هم در طول تاریخ فراز و نشیب‌های خود را داشته است. بسته به زمانه و تحولات، گاهی اوقات حوزه نجف عهده‌دار نهاد مرجعیت (مرجعیت فکری و معرفتی و کانون معرفتی حوزه‌های علمیه) بوده است و گاهی اوقات حوزه علمیه قم؛ این امر بستگی به تناسب زمانی داشته است. امروز هم حوزه قم و حوزه نجف دو حوزه علمی پربسامد هستند که یکدیگر را تکمیل می‌کنند. کارآمدی هر دو برای مکمل بودن، تداوم، دادوستد و ارتباط بین حوزه‌های علمی، وجود داشته و دارد.

میراث علمی و متون درسی؛ اشتراکات قم و نجف

عضو هیئت مدیره انجمن تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی درباره اینکه حوزه نجف در هویت تاریخی نقش بیشتری داشته یا حوزه قم، خاطرنشان کرد: ما تراث را چگونه معنا کنیم؟ بله، در برخی از زمان‌ها به دلایل مختلف، حوزه نجف در فقه و اصول، به‌خصوص در دوران معاصر، سرآمد بوده است. ما امروز هم می‌گوییم «مکاسب» شیخ انصاری؛ ایشان در کجا بود؟ در نجف. «رسائل» و «کفایه» مرحوم آخوند و مرحوم میرزای نائینی در کجا بود؟ در نجف. اساتید همه این‌ها، یعنی شیخ انصاری، در نجف بوده‌اند. اما باید به یاد داشته باشیم که این‌ها متون درسی جاافتاده در حوزه‌های علمیه هستند. در همین حوزه‌های علمیه، کتب فقهی و اصولی بزرگی در تمام زمان‌ها نوشته شده است. مثلاً «قوانین الاصول» میرزای قمی، متن درسی حوزه‌های علمیه بوده است. کتاب‌های دیگر، مانند آثار مرحوم علامه حلی در مکتب حله. بستگی به تناسب زمانه دارد که متون درسی این بزرگان سرآمد بوده باشد. اما این به معنای آن نبوده که زمانی که ما فقه و اصول نجف را داشتیم، قم فقه و اصول نداشته است. خیر، داشته است.

وی خاطرنشان کرد: امروز هم همین‌طور است. ممکن است این آثار و کتب تغییر پیدا کنند و کتب جدیدی جایگزین شوند. این مسئله که مکتب نجف مکتبی اصولی بوده و مکتب قم تا حدودی اخباری و نقلی بوده، مربوط به گذشته است. شاید در برهه‌ای فقه و اصول در نجف پررنگ‌تر از حوزه قم شده باشد که تقریباً می‌توان این قضاوت را کرد، اما امروز دیگر برعکس است. امروز حوزه قم بسیار قوی‌تر است. حداقل بنده با اطلاعات اندکی که دارم، وقتی امروز مراجع و تراث فکری و معرفتی موجود در نجف و قم را مقایسه می‌کنم، می‌بینم که قم در حال شکوفایی است. نجف با تمام عظمتش احتیاج به بازآفرینی دارد.

حجت‌الاسلام لیالی در پاسخ به این سؤال که چه نقاط ضعفی برای حوزه نجف وجود دارد، گفت: در حال حاضر، به دلایل مختلف، حوزه نجف ضربات بسیار سنگینی را متحمل شده است. با پیدایش حکومت حزب بعث و تعطیلی حوزه‌های علمیه، عملاً حوزه نجف به عصر رضاخانِ حوزه علمیه قم بازگشت (تعطیلی حوزه‌های علمیه، تبعید مراجع، زندانی شدن مراجع و به شهادت رسیدن آن‌ها). این پدیده‌ای بود که حزب بعث ضربه بسیار سنگینی را به آن وارد کرد.

وی افزود: بزرگان و مراجعی که الان در نجف حضور دارند، محصول دوران قبل از صدام هستند؛ این‌ها محصول بازماندگان گذشته‌اند. سؤال این است که آینده مرجعیت نجف چه خواهد شد؟ آیا حوزه نجف توانست در عصر صدام، بزرگان و مراجعی مثل آقای خویی را تربیت کند؟ (اگر فرض کنیم آقای خویی محصول نجف است که در واقع محصول قم است). آیا حوزه نجف توانست مراجعی مثل آیت‌الله سیستانی را تربیت کند؟

او ادامه داد: شاید حساسیت و قضاوت در این زمینه خیلی درست نباشد. ما حوزه نجف را در مقطع زمانی خودش با حاکمیت‌ها، حکومت‌ها، موانع و فرصت‌های خودش تحلیل می‌کنیم و حوزه قم را نیز با توجه به موانع، فرصت‌ها و محدودیت‌های خودش ارزیابی می‌کنیم. این دو نظام علمی هستند که در بخشی از زمان، ممکن است یکی از آن‌ها سرآمدی بیشتری داشته باشد. اما امروز حوزه قم سرآمد است و به تعبیر رهبر شهید، حوزه علمیه قم، حوزه‌ای پیشرو و سرآمد است.

کنشگری سیاسی حوزه‌های علمیه؛ رد ادعای غیرسیاسی بودن نجف

استاد حوزه و دانشگاه درباره اینکه برخی منتقد مرجعیت شده‌اند و قائل هستند که دیگر حضور پررنگی ندارد، گفت: قضاوت کلی دشوار است. من همیشه عرض می‌کنم که پدیده‌ها را باید در قالب زمان و مکان سنجید. در گذشته حیطه نفوذ مراجع و مرجعیت و حوزه‌های علمیه محدود بود. مراجع در کجا بودند؟ یا در نجف یا در قم. مردم از سراسر کشور (یا کشورهای دیگر) به قم می‌آمدند و سؤالات خود را می‌پرسیدند (یک نفر، پنج نفر، ده نفر، صد نفر). مدل ارباب‌رجوع مدلی بود که مجبور بودند بیایند جلوی بیت آقا بایستند، با ایشان ملاقات کنند یا در دفتر ایشان سؤالشان را بپرسند. این رویه در طول تاریخ وجود داشت.

وی افزود: کتاب‌هایی که تحت عنوان «رسائل» و «المسائل» توسط مراجع و فقهای بزرگوار نوشته می‌شد، پاسخ به نیازهای شرعی مردم و حل خصومات و دعاوی آن‌ها بود. اما امروز روزگار عوض شده است، ابزارها تغییر کرده‌اند. معنا ندارد مردم از سراسر عراق به نجف بروند تا از مرجع تقلید سؤال بپرسند، یا مردم از سراسر ایران و منطقه خلیج‌فارس و اروپا و آمریکا به قم بیایند تا در بیوتات مراجع سؤال بپرسند.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: اولاً ما حاکمیت و حکومت داریم. بسیاری از مشکلات مردم را باید حاکمیت و حکومت اسلامی حل کند. حل‌وفصل دعاوی مردم، رجوع مردم و ارجاعات آن‌ها دیگر از عهده فقها و نهاد مرجعیت برداشته شده است؛ ما دادگاه، پاسگاه و کلانتری داریم. اصلاً امکان ندارد آقای مرجع بخواهد ده‌ها میلیون دعوی و پرونده مردم را حل کند؛ اصلاً موضوعیتی ندارد. سبک و شیوه عوض شده است. ما حاکمیت اسلامی داریم که وظیفه‌اش پاسخگویی به این موارد است.

او ادامه داد: بخش دیگر، نحوه ارتباطات و مراجعه به مراجع تغییر کرده است. تلفن، موبایل، اینترنت، سایت و شبکه‌های اجتماعی آمده‌اند. نمایندگان مراجع در استان‌ها و شهرها حضور دارند و به نیازهای مردم پاسخ می‌دهند. تا جایی که بنده اطلاع دارم، ارتباط نهاد روحانیت، فقاهت و مرجعیت با مردم بوده، هست و ان‌شاءالله خواهد بود. در برخی موارد هم اصلاً نیازی نیست مردم به مراجع رجوع کنند؛ ما طلبه‌ها باید به میان مردم برویم. نهاد مرجعیت باید بگوید با دانش‌آموز، دانشجو یا فلان صنف چه بگوییم؟ این وظیفه نهادهای تخصصی است. زبان ارتباط با کودک، تخصص می‌خواهد؛ طلبه‌ای که مربی کودک شده باید برود. برای آموزش و پرورش تخصص لازم است. در نهادها، سازمان‌ها و اصناف، طلبه‌ها حضور دارند و نماینده نهاد عالی مرجعیت هستند.

دکتر لیالی درباره این ادعا که حوزه نجف غیرسیاسی و حوزه قم سیاسی است، گفت: حوزه نجف را حوزه غیرسیاسی دانستن، تحلیل غلطی است. اصلاً تحلیلی دروغین است. مگر نمی‌گوییم مشروطیت؟ مشروطیت از کجا برخاست؟ از حوزه نجف. پس حوزه‌های علمیه نمی‌توانند از امر سیاسی غفلت کنند و باید به امور سیاسی بپردازند. ما درباره این یک‌صد سال اخیر بحث می‌کنیم.

وی افزود: به دوران معاصر برسیم؛ من سؤالم این است: آیا مرحوم آقای خویی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه در سیاست دخالت نکرد؟ این دروغ است. انتفاضه شعبانیه (قیام مردم عراق علیه حزب بعث) که بنا به روایات 14 استان از 18 استان به دست مردم افتاد، با فتوای چه کسی بود؟ با فتوای مرحوم آقای خویی بود.

در همین پدیده اخیر مبارزه با داعش و تکفیری‌ها، مگر فتوای حضرت آیت‌الله‌العظمی سیستانی نبود؟ مگر این امر سیاسی نیست؟ این حرف که حوزه نجف سیاسی نیست، حرف غلطی است. مگر از دل این حوزه، شهید صدر اول (شهید محمدباقر صدر) برنخاست؟ مگر از دل این حوزه، شهید محمدصادق صدر دوم برنخاست؟

او ادامه داد: برخی می‌گویند کنشگری سیاسی مراجع باید در حد شهید صدر باشد. من می‌گویم این استثنا است؛ مراجع قرار نیست استخوان خرد کنند. مانند امام (ره) و شهید صدر که بخواهند یک کنشگری سیاسی انقلابی و براندازانه داشته باشند، کمتر دیده‌ایم. من همیشه عرض می‌کنم که امکان آن وجود نداشت؛ رژیم بعث و صدام حاکم بود. آیا اگر مراجع حمایت می‌کردند، صدام دستگیر نمی‌کرد؟ نتوانست، اما شهید صدر را به شهادت رساند. صدام یک وحشی بود که کاری به مراجع نداشت؛ آقای خویی و آقای سیستانی را هم تهدید می‌کرد و سوابق آن‌ها به بنی‌امیه و بنی‌عباس برمی‌گشت که ائمه را شهید می‌کردند. این ادعا که حوزه نجف سیاسی نیست، درست نیست. آقای خویی درست‌ترین موضع را در آن مقطع گرفت؛ حفظ حوزه علمیه. ایشان یک وظیفه داشت: حفظ حوزه، و آن را حفظ کرد.

حجت‌الاسلام لیالی خاطرنشان کرد: زمانه امروز عوض شده و این تغییرات بسیار مهم است. حوزه نجف هیچ‌گاه خارج از امر سیاسی نبوده است. امروز هم حوزه قم و نجف دو بال برای رشد، ترقی، تعالی و تکامل جامعه هستند و باید با هم حرکت کنند. این ادعا که حوزه قم فلان است و نجف چنان است، خوانش لیبرالی و سکولار از حوزه نجف است که غلط است.

مناسبات حوزه و دانشگاه در عرصه علوم انسانی

دکتر لیالی در پاسخ به این سؤال که حضور طلاب در دانشگاه‌ها فرصت است یا آسیب به هویت طلبگی، گفت: سؤال سختی است و پاسخ دادن به آن هم دشوار است، چون من خودم دوزیست هستم؛ هم در نظام آموزشی حوزه برآمده‌ام و هم تحصیلات رسمی دانشگاهی دارم و مراتب خوابگاه‌نشینی را در مقاطع مختلف طی کرده‌ام.

وی افزود: اولاً به هر دلیلی، حوزه‌های علمیه متولی رسمی علوم بودند؛ تمام علوم (از فیزیک، ریاضیات، هیئت، نجوم تا علومی که خواجه نصیرالدین طوسی و دیگران داشتند). در دوران مدرن و مدرنیته، با تأسیس دارالفنون و بعدها دانشگاه تهران در سال 1313، پیدایش رشته‌های جدید و فناوری‌های نو، بار حوزه‌های علمیه در یک بخش کم شد. دیگر نیازی نبود حوزه طب و طبابت بخواند؛ یا فیزیک و شیمی (علم کیمیا) بخواند. این بخش از بار حوزه‌ها برداشته شد که اتفاق خوبی هم بود.

او ادامه داد: اما اگر علم به معنای دانش، معرفت، علوم انسانی یا علوم اسلامی باشد، طبیعتاً حوزه‌های علمیه بی‌نیاز از دستاوردهای جدید نیستند. اقتصاد امروز با اقتصاد گذشته فرق می‌کند؛ روان‌شناسی، مدیریت، سیاست و جامعه‌شناسی علم هستند. طبیعتاً حوزه‌های علمیه هم باید یا به‌طور مستقیم وارد دانشگاه می‌شدند تا این علوم را بیاموزند، یا به‌طور غیرمستقیم از نظریه‌های علوم انسانی آگاهی پیدا می‌کردند. علوم انسانی ممکن است مبنایش غربی باشد (که ما نمی‌پذیریم)، اما گزینش آگاهانه نظریه‌های علوم انسانی وظیفه حوزه‌های علمیه است. ما مراکز تخصصی متعددی در قم داریم و اساتید از دانشگاه می‌آیند و تدریس می‌کنند. خود اساتید حوزه هم در دانشگاه‌ها تدریس می‌کنند. ما به تعامل حوزه و دانشگاه نیازمندیم؛ تقابل، اندیشه غلطی بود.

حفظ سنت‌های آموزشی و پژوهشی حوزه در برابر روش‌های دانشگاهی

وی در پاسخ به این سؤال که با توجه به سیستم دانشگاهی حاکم بر حوزه که دیگر طلبه مباحثه نمی‌کند و برای نمره درس می‌خواند، آیا هویت طلبگی را تضعیف نمی‌کند، گفت: بله، باید به سنت هویتی خودمان پایبند باشیم. من نظام آموزشی حوزه را بر نظام دانشگاه ترجیح می‌دهم. نظام حوزه مجتهدپرور است، اجتهاد و مخالفت با استاد در آن وجود دارد. در دانشگاه ما این‌ها را کمتر می‌بینیم. اما حوزه‌های علمیه نقاط ضعفی هم دارند. در دانشگاه، روش نگارش مقالات را می‌آموزند، اما در حوزه ما این را در روش‌شناسی کمتر داریم. در دانشگاه شما کتاب تألیف می‌کنید، در حوزه تخصص آن کمتر است (البته الان بهتر شده است). فقهِ ما پویایی و شکوفایی داشته است، اما نباید سنت طلبگی را فدای ابزارهای نوین کنیم. طلبه باید مباحثه کند؛ اگر مباحثه نکند، فقیه و مجتهد نمی‌شود.

ظرفیت‌های فقه جواهری و ضرورت توسعه رده‌های تخصصی فقه

دکتر لیالی درباره اینکه آیا فقه جواهری که بر مدار فقه و اصول می‌چرخد، می‌تواند نقش تمدنی و تاریخی خود را ایفا کند، یا نیاز به یک «فقه نوین» و دگرگونی اساسی است، تصریح کرد: فقه و اصول ناموس حوزه‌های علمیه هستند. اصلاً پیدایش حوزه برای حفظ فقه است. فقه یعنی پاسخگویی به شریعت و دیانت؛ پاسخگویی به نیازهای دینی متدینین. به تعبیر امام (ره)، فقه سنتی با توجه به مقتضیات زمان و مکان. فقه و اصول باید باشند، اما قرار نیست ما فقط متخصص فقه و اصول داشته باشیم. ما متخصص علم کلام، فلسفه، تفسیر، اقتصاد، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی هم می‌خواهیم. حوزه‌های علمیه با حفظ فقه و اصول، باید به فقه مضاف بپردازند.

وی خاطرنشان کرد: آیا منظور از «فقه نوین»، تغییر روش است؟ خیر، ما روش جدیدی برای فقه نمی‌خواهیم. ما از همان مکاسب شیخ انصاری استفاده می‌کنیم، اما مسائل جدید (مکاسب جدید) را پاسخ می‌دهیم. فقه توانایی پاسخگویی به نیازهای بشر را دارد. فقه باید بداند نیاز زمانه چیست. امروز فقه باید به مسائل هوش مصنوعی، فضای مجازی و اقتصاد دیجیتال پاسخ دهد.

او ادامه داد: ما نیازمند تخصص‌گرایی در فقه هستیم. همان‌طور که در پزشکی متخصص قلب، مغز و چشم داریم، در فقه هم نمی‌توانیم یک مجتهد مطلق برای همه امور داشته باشیم. باید فقه سیاسی، فقه تربیتی، فقه اقتصادی و فقه اجتماعی داشته باشیم. حوزه‌های علمیه با توجه به پیدایش مراکز تخصصی، این کار را به‌خوبی انجام می‌دهند، اما کافی نیست و باید شتاب بیشتری بگیرد.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

اطلاعات بیشتر در مورد قالب های ورودی