عدم مطلوبيت آپارتمان نشيني در جامعه اسلامي به روايت كارشناس معماري

حجت الاسلام يوسفزاده به دلايل عدم مطلوبيت آپارتمان نشيني اشاره و خاطر نشان كرد:
اولاً آپارتمان نشيني زمينههاي سلب آرامش روحي و رواني ساكنان خودش را به دنبال دارد و مستعد انبوهي از تنشهاست كه برخي از آن مربوط به درون زندگي آپارتمان نشيني است و برخي مربوط به شرايط بيروني و روابط و ارتباطات همسايگي و شيوه تعامل با همسايگان است.
حجت الاسلام يوسفزاده در گفتگو با خبرنگار تبيين با اشاره به اين كه سبك زندگي در بعد رفتاري ترجيحات الگومند دلالتمند افزود:
مبناي ما در ترجيح دادن چيزي بر ديگري، اعتقادات، باورها و ميزان شناختمان است. از طرفي اين رفتارهاي ترجيحي الگومند و داراي هنجار هستند و در واقع رفتارهاي طبق يك سبك زندگي به صورت منسجم بوده و از الگويي خاص پيروي ميكنند.
وي ادامه داد: از طرف ديگر اين رفتارها در سبك زندگي دلالتمند هستند، يعني به طور طبيعي اگر فردي بر اساس سبك زندگي ديني رفتار كند، ميتوان با توجه به رفتارهاي او تفاوت وي را با كسي كه بر اساس سبك زندگي سكولار زندگي ميكند، را دريافت.
وي با اشاره به اين كه اين رفتارها تنها شامل رفتارهاي اجتماعي نبوده و تمام زندگي را شامل ميشود، اظهار داشت: از سوي ديگر دو شاخصه در سبك زندگي ما وجود دارد، اول اين كه چند لايه است و داراي لايههاي شناختي، گرايشي و رفتاري است و دوم اين كه نظام واره است و رفتارها در همه ساحتها منسجم و هماهنگ است.
لذا فردي كه بر اساس سبك زندگي اسلامي زندگي ميكند، بايد در همه زمانها و مكانها، رفتارش منطبق با ارزشهاي اسلامي باشد تا اطلاق سبك زندگي اسلامي بر آن صحيح باشد.
وي در پاسخ به سئوال خبرنگار تبيين مربوط به جايگاه آپارتمان نشيني در سبك زندگي اظهار داشت: از جمله نمودهاي سبك زندگي اسلامي، معماري است كه بخشي از سبك زندگي مربوط به زندگي آپارتمان نشيني است.
اين كارشناس ديني افزود: شكي نيست كه آپارتمان نشيني براي جامعه ما ايده آل نيست و به عبارت ديگر اگر چارهاي براي فرار از اين نوع زندگي وجود دارد، بايد از آن فرار كرد.
وي به دلايل عدم مطلوبيت آپارتمان نشيني اشاره و خاطر نشان كرد: اولاً آپارتمان نشيني زمينههاي سلب آرامش روحي و رواني ساكنان خودش را به دنبال دارد و مستعد انبوهي از تنشهاست كه برخي از آن مربوط به درون زندگي آپارتمان نشيني است و برخي مربوط به شرايط بيروني و روابط و ارتباطات همسايگي و شيوه تعامل با همسايگان است.
حجت الاسلام يوسفزاده افزود: حريمهاي خصوصي در آپارتمان نشيني به سهولت در معرض نقض شدن قرار ميگيرد، چرا كه در بسياري از آپارتمانهاي كنار يكديگر، طبقات بالايي يك آپارتمان بر طبقات پاييني آپارتمان رو به رو اشراف دارند و اين سبب سلب امنيت اعضاي خانواده است.
وي افزود: بر اساس نظام تصميم كار كلان ما در جامعه اسلامي و بر اساس سبك زندگي اسلامي، عمدتاً، كار بانوان كه مادري و خانهداري است، در داخل منزل است، لذا بايد در ساخت و ساز ملاحظهاي وجود داشته باشد كه شرايط امنيتي و آرامش و راحتي اين عضو مؤثر در خانواده تأمين بشود، در حالي كه در آپارتمان نشيني اين گونه نيست.
اين كارشناس مسائل معماري اسلامي با اشاره به نقض حريمهاي خصوصي توسط تكنولوژيهاي جديد ارتباطي ادامه داد: ناسازگار بودن اين نوع ساخت و ساز با مقياس انساني هم از ديگر دلايل عدم مطلوبيت آپارتمان نشيني است.
در مدرنيته به خصوص در اين نوع معماري، انسانها تحقير و كوچك ميشوند، به عبارت ديگر انسان در مقابل برجهاي آسمان خراش احساس حقارت ميكند و احساس ميكند مدرنيته و تكنولوژي بر وي سوار شده است كه اين عزت آدمها را از بين ميبرد.
وي ادامه داد: انسان نياز به استفاده از طبيعت و مواهب طبيعي مانند استفاده از فضاي آسمان، هواي آزاد، باد، انرژي خورشيدي دارد كه اين نوع معماري در بسياري از اين زمينهها سبب محدوديت استفاده انسان از اين مواهب ميشود.
يوسفزاده با اشاره به اين كه در ايران با توجه به وسعت مساحت و وجود فضا براي ساخت خانههاي ويلائي اظهار داشت: براي كشورهايي مانند ايران كه در زمين مشكلي ندارند، آپارتمان نشيني ضرورتي ندارد و حتي طبق روايات تا زماني كه ساخت و ساز افقي امكان دارد، ساخت و ساز عمودي توصيه نميشود.
وي ادامه داد: اگر به خاطر مسائل تعديل اقتصادي و يا زود خانهدار شدن افراد، ضرورت ايجاب كرد كه آپارتمان سازي صورت بگيرد، بايد با رعايت فاصلههاي معين صورت بگيرد و شرايط استفاده عادلانه از مواهب طبيعي رعايت شود و امكان نقض حريم خصوصي و امنيت افراد از بين برود، كه در اين صورت ميتوان نوعي از آپارتمان نشيني را در مقاطعي از زمان به ضرورت پذيرفت.
وي ادامه داد: اما در مجموع رعايت اصول اخلاقي نيازمند يك فضا كالبدي مناسب است و در اين فضاي آپارتمان نشيني امروزي امكان رعايت اصول اخلاقي را به حداقل ميرساند. نقض حريم خصوص، مشكلات زياد براي فرزندآوري بيش از دو تا، ايجاد مانع براي صله رحم مناسب و عمد امكان نگه داشتن پدر و مادر در هنگام كهولت سن كه وظيفه فرزند است از جمله مواردي هستند كه رعايت كردن آنها در عين آپارتمان نشيني بسيار دشوار است.
حجت الاسلام يوسفزاده با اشاره به اين كه متأسفانه تأكيد بر خانهدار شدن همه افراد به هر نحوي است ادامه داد: در حالي كه امروز مشكلات اقتصادي سبب ساخت مسكن به صورت آپارتمان شده است، اما بايد گفت اين كار به صرفه نيست، چرا كه همه اين هزينهها در سالهاي آينده بر كشور تحميل خواهد شد.
پوكي استخوان و بيماريهاي ناشي از عدم برخورداري از مواهب طبيعي و افسردگيها و... كه بسياري از آنها قابل جبران نبوده و هزينههاي پزشكي كه براي كشور در آينده خواهد داشت، بيش از هزينههايي است كه امروز با ساخت آپارتمان در صدد كم كردن آنها هستيم.
وي ادامه داد: شهرسازي و معماري محسوسترين نماد زندگي بشري است و معماري در واقع رسانه جامعه و انسانهاي يك جامعه است. همان گونه كه غربيها براي رسيدن به خواستههاي مادي گرايانه و تجددخواهانه همه دستاوردهاي خود را به رسانهاي براي خودشان تبديل كردهاند و اهداف آنها در ظاهر دستاوردهايشان مانند كامپيوتر، ماشين، ساخت و ساز مشخص است، اما در دنياي اسلام نه تنها امكانات خود را به عنوان رسانه اسلام تبديل نكرده است، بلكه تبديل به رسانه غرب نيز شده است.
اين كارشناس ديني افزود: لذا بين نظام ارزشي و معماري جامعه اسلامي هماهنگي وجود ندارد و نظام ارزشي ما اسلامي اما معماري ما غربي است.
وي در در خصوص امكان اسلامي سازي آپارتمان نشيني افزود: امكان آن وجود دارد، يعني ميشود آپارتمان سازي در عين رعايت اصول اسلامي وجود داشته باشد، اما بحث اين است كه در شكل فعلي آپارتمان سازي، رعايت اصول اسلامي دشوار است و در واقع سبك معماري آپارتمان، اسلامي سازي نشده است.
يوسفزاده افزود: اسلامي سازي آپارتمانها در گرو هماهنگي آنها با اصول اسلامي است، به عنوان نمونه امكان حضور چند خانواده در آن براي مدت كم (به منظور صله رحم) در آن ممكن باشد، امكان نگهداري سالمندان در آن وجود داشته باشد، امكان زندگي فرزندان در آن بعد از ازدواج در مدتي كه نميتوانند منزل مستقلي بگيرند، فراهم باشد و حريمها نيز نقض نشود.
وي همچنين در ادامه با اشاره به لزوم افزايش جمعيت ادامه داد: از طرفي جامعه به طرف پيري مفرط به جلو ميرود و نياز به رشد جمعيت است و از سوي ديگر امكان فرزندآوري زياد در آپارتمانهاي كوچك فعلي وجود ندارد، لذا آپارتمان سازي براي تعديل و كنترل جمعيت بسيار خوب بود، چرا كه به خاطر عدم امكان فرزندآوري زياد در آپارتمانها، خود به خود مردم به كم فرزنددار شدن سوق داده ميشدند، اما در شرايط فعلي مناسب نيست. قطعاً آپارتمان سازي بايد به گونهاي تغيير كند كه بتوان اصول و سياستهاي اسلامي را بر اساس آن پياده كرد.
انتهاي پيام/




























ارسال کردن دیدگاه جدید