دكتر شرفالدين: سبك زندگي نه فقط در سريالها بلكه در برنامههاي ديگر رسانهاي قابليت انعكاس دارد

تبيين: عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) گفت:
از نقاط ضعف فيلم و سريالهاي سيما، مخدوش ساختن الگوهای متعارف همسریابی، کم توجهی به نمایش وضعیتهای خانواده به عنوان یک هویت ترکیبی به جای توجه به اعضاء و ارکان فردی، قاعده کردن تنشهای موقتی و موسمی میان زوجین، ایجاد هراس و کاهش انگیزههای نسل جوان برای ازدواج ....
عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در گفتگو با خبرنگار تبيين با اشاره به راهكارهاي ارائه برنامهاي مدون جهت ترويج مؤلفههاي سبك زندگي توسط رسانه اظهار داشت:
با توجه به نوظهور بودن طرح ایده و آرمان شناسایی، استنباط، ترویج و جایگزین سازی الگوهای زیستی مطلوب و مرجح و متقابلاً واکاوی، آسیب شناسی، اصلاح و بازسازی سبکهای زیستی موجود متناسب با اقتضائات فرهنگ دینی و عقلانیت جمعی، کاری در خور و متناسب با شأن این مهم صورت نپذیرفته است.
دكتر سيد حسين شرفالدين ادامه داد: اصلاح وضعیت الگویی موجود، ترمیم و بهینهسازی برخی رویههای مرسوم و متعارف، تغییر برخی عادتوارههای نهادی شده، شناسایی و ترویج شیوههای مطلوب و... مستلزم فعالسازی مجموعهای از ظرفیتهای متنوع به صورت هماهنگ و مداوم و طیفی از اقدامات هدفمند و متوازن مدیریتی، مطالعاتی و پژوهشی، تقنینی، فرهنگی، تبلیغی و ترویجی، آموزشی و تربیتی است.
رسانههای جمعی عموماً و رسانه ملی خصوصاً در این بخش بیشتر مصرف کننده، انتقال دهنده منویات، مطالبات و سیاستهای فرهنگی و مبلغ و ناشر الگوهای مرجح خواهد بود.
وي افزود: البته به اقتضای جایگاه محوری رسانه ملی در حوزه فعالیتهای فرهنگی، و نفوذ و تأثیر گسترده و عمیق آن، انتظار میرود که در این بخش فعالتر از سایر سازمانهای فرهنگی وارد عمل شده و زمینه تحقق تدریجی این آرمان را در فرهنگ عمومی فراهم سازد.
اين كارشناس رسانه و سينما با بيان اين كه تلاش در جهت دستیابی به سبک زندگی دینی و تسری و نشت تدریجی آن به فرایندهای جهانزیست اجتماعی، جلوهاي از نقش الگویی جمهوری اسلامی برای جهان معاصر به ویژه کشورهای اسلامی است، ابراز داشت:
رسانه ملي به عنوان يک دانشگاه بزرگ عمومي، بر طبق برخی قواعد هنجاری مصوب، موظف است متناسب با اصول مندرج، مأموريت خويش را در ایفای نقشهای محول به انجام رساند كه بيشک، ایجاد زمینه برای ترویج، تعمیق و تحکیم سبک زندگی معقول، مطبوع و دینی در عرصههای مختلف و صیانت هوشمندانه از آن، جزو گوهری این نقشها و مأموریتها است.
عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) با اشاره به موادي از آيين نامههاي راهبردي رسانه ملي در خصوص توليد برنامههاي موافق با معيار اسلامي، لزوم حاكميت روح انقلاب بر كليه برنامههاي صدا و سيما، بالا بردن سطح بينش اسلامي مردم جامعه و ايجاد محيط مساعد براي تعالي و رشد فضائل اخلاقي انسان، ادامه داد:
اما این که رسانه ملی در عمل، به چه میزان در اجرایی شدن اين اصول موفق بوده وموانع و مشکلات موجود در مسیر تحقق این مهم کداماند؛ سؤالی است که پاسخ بدان مجال دیگری میطلبد.
وي ادامه داد: تردیدی نیست که در جامعه اسلامي رسالت اصلي و محوري همه رسانههای جمعی به ویژه رسانه ملی به عنوان یکی از کارگزاران رسمی عرصه فرهنگ، نشر و تبليغ فرهنگ ديني، پاسداري و صيانت از ارزشها و آرمانهای اسلامي، رشد و تعالي انسانها، ایجاد زمینه برای نفوذ و رسوخ این فرهنگ به همه عرصههای زیستی، مبارزه مستمر با آسيبها و انحرافات اعتقادی، اخلاقی و حقوقی و در یک کلام بسترسازی مناسب برای استقرار تدریجی حیات طیبه این جهانی به عنوان مقدمه نیل به تعالی و سعادت غایی است.
لذا مشارکت فعال در شناسایی، خلق، ترویج، تحکیم و صیانت از سبک زندگی دینی یا مورد تأیید دین متناسب با نیاز انسان معاصر و اقتضای جامعه موجود، بخشی از این مأموریت است.
وي ادامه داد: ارتقاي سطح آکاهي عموم از جايگاه و اهمیت فرهنگ دينی، متبلور ساختن عقاید و اخلاقیات دینی در قالب برنامههای مختلف؛ توسعه و بسط معاني و فرآوردههای نمادين برگرفته از منابع دينی به قلمروهاي مختلف زندگی؛ برجستهسازي آموزهها وارزشهاي ديني و معنويت ناشي از دين به عنوان مبنايي براي سامان دادن به برنامهها و سیاستهای عام حیات جمعی؛ آمادهسازی افراد متناسب با نیازها و الزامات جامعه دینی؛ توسعه و تعميق فرايند جامعه پذيري ديني افراد از طريق تلاش مستقيم و غيرمستقيم در دروني ساختن باورها،
ارزشها، هنجارها، نگرشها، احساسات، آداب ديني و توأم ساختن آنها با مؤلفههاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي؛ مشارکت ضمني در تقويت اعتقادات و اخلاقيات ديني در قالب برنامههاي مختلف؛ تقويت انگيزه افراد در گرايش به مذهب و تقید به اخلاقیات وآداب دینی؛ بازتوليد و تقويت هويت مذهبي؛
بازخواني و برانگيختن مستمر سطوح ناخودآگاه ذهنيت مؤمنان و فعال ساختن سطوح خودآگاه و افزايش درجه حساسيت آنها نسبت به موضوعات مختلف؛ امکاندهي به رشد و تقويت روابط درون متني ميان نهادهاي ديني با يکديگر و اين نهادها با ساير نهادهاي اجتماعي؛ معرفي الگوها و سبکهاي زندگي اقتباس شده از دين يا داراي مؤيدات و مرجحات ديني؛ آگاه ساختن مؤمنان از ساير فرهنگها، الگوها و سبکهای زيستي و امکاندهي به انجام مقايسات ميان فرهنگي؛
ايجاد پيوند شناختی و عاطفی ميان معنويت ديني با ماديت درآميخته با زندگي روزمره؛ ايجاد حساسيت نسبت به ابعاد فرهنگي ـ اجتماعي و مقولات و مؤلفههاي جامعه سکولار و ترغيب مؤمنان به مقابله با آنها و يافتن معادلهاي جايگزين؛ توجه دادن به پيامدهاي سکولارشدن نهادها، روابط و فرهنگ جامعه؛ ايجاد فرصت براي تجربه کردن برخي عناصر فرهنگ غيرديني و درک آثار آنها که در اتخاذ موضع واقعبينانه مؤثر خواهد بود؛
کمک به انتقال ذهنی و احساسی افراد از جهان روزمره غفلتزا به دنياي معنوي و متعالی؛ مشروعيتبخشي، اعتباردهي و ترويج اخلاق ديني در جامعه؛ بسيج مؤمنان به جریاندهی آموزهها، ارزشها، هنجارها و گرایشهای ديني در ساحتهای مختلف؛ تقويت مواضع مؤمنان در جامعه و ارتقاي موقعيت آنان در قياس با گروههاي رقيب؛ زمينهسازي براي ايجاد انعطاف در باورها، الگوها و سبکهای زندگي سنتي مؤمنان؛
به چالش کشاندن تنگنظريها و خصیصه متحجرانه برخي باورهاي سنتي و الگوها و شيوههاي زيستي منسوب به دين؛ ارتقاء روحيات اجتماعي براي پذيرش هزينههاي معمول اقدامات فرهنگی و جامعهسازی با هدف نیل به نتايج متعالی، ارائه الگوهاي مرجع با هدف هدايت مردم در دادن واکنشهای مناسب به اقتضائات محيط، توجه دادن به سيره بزرگان دين در تعامل با ارزشهای و معیارهای دینی،
برجستهسازی میزان اهتمام چهرههای الگویی و تیپهای مرجع به رعایت ارزشها، هنجارها و اخلاقیات دینی، مبارزه نرم با اباحيگري و تسامحات توجيهناپذير در مواجهه با نقض و بیاعتنایی به الگوهای پذیرفته شده، اقدام در جهت نهادي ساختن ارزشها و عادتوارهها و عرفهای ارزشی مقبول، ارائه شاخصهاي کيفي براي هدایت و کنترل روند جریانیابی باورها،
ارزشها، الگوها و خلقیات دینی در جامعه؛ تلاش آگاهانه در جهت نسبتسنجی میان انتظارات الگویی با رویههای موجود، از جمله مواردي است كه رسانه ملی به ویژه تلویزیون، ميتواند از طريق مشارکت در اين اقدامات، جامعه اسلامی را در نيل به اهداف فرهنگی عموماً و الگوسازی و الگوبخشی زیستی خصوصاً، مساعدت کند.
وي امر به معروف و نهی از منکر را جامعترین و گویاترین بیان برای معرفی نقش و مأموریت فرهنگی رسانههای جمعی در یک جامعه اسلامی بر شمرد و خاطر نشان كرد:
از رسانه ملی به عنوان برجستهترین نهاد فرهنگی در جامعه اسلامی ایران انتظار میرود که هم خود در گستره فعالیتهای رسانهای - به طور مستقیم و غیرمستقیم - عامل و مجري این دو فریضه بوده و هم در ترغیب و تشویق سایر نهادها و سازمانها و عموم مردم و نیز بسترسازی و تقویت انگیزهها در مسير اجرايي شدن آنها بیشترین نقش را ایفاء کنند.
دكتر سيد حسين شرفالدين در ادامه در پاسخ به سؤالي در مورد مشكلات سريالهاي امروزي در مسأله سبك زندگي ادامه داد: سبک زندگی نه فقط در قالبهای نمایشی همچون فیلم و سریال که در بیشتر قالبهای متعارف رسانهای قابلیت انعکاس دارد.
وي با اشاره به مواردي از نقاط ضعف سيما در توليدات برنامهاي خود اظهار داشت:
به عنوان نمونه سرگردانی در نحوه مواجهه با مؤلفههای ایرانی، اسلامی و غربی موجود درفرهنگ غالب ایران؛ سرگردانی یا نوسان میان بازنمایی واقعیات عینی، نمایش الگوهای رسانهای مصنوع و معرفی الگوهای برگرفته از فرهنگ آرمانی؛ عطف توجه به سلایق مخاطبان به جای ملاحظه نیازها و مصالح واقعی آنها،
درگیر شدن در رقابتی فرسایشی برای کاهش توجه مخاطبان داخلی به رسانههای برون مرزی، شتابزدگی به دلیل نیاز شدید به تولید برنامههای متنوع به تناسب تعدد شبکهها و ضعف امکانات، توجه به جنبههای تفریحی و تفننی برنامهها به عنوان برجستهترین کارکرد رسانه، توجه بیش از حد به کلیشهها و افکار ایدهآلیستی، غلبه صورتگرایی و جنبههای زیباشناختی بر جنبههای محتوایی، غلبه جنبههای احساسی بر جنبههای شناختی،
عملکرد گزینشی (برجستهسازی بخشهای خاص و مسکوت گذاشتن سایر بخشها) به دلیل محدودیتهای مختلف، فقدان وحدت رویه در برنامهها، مناسبتها و شبکههای مختلف؛ روزمرگی، مادیگرایی، توجه افراطی به زرق و برق این جهانی، توجه زیاد به موضوعات و سوژههای دم دستی و تکراری، سطحینگری وتنگمایگی، عامهپسندی، ضعف در افقگشایی و هدایتگری آرمانی، از جمله نقاط ضعف توليدات رسانه ملي به شمار ميرود.
وي با توجه به این که غالب سریالهای تلویزیونی به نوعی به انعکاس وضعیت خانواده و بازنمایی روابط درونی آن توجه دارند، در این بخش نیز ضعفهای آشکاری مشاهده میشود كه از جمله آنها ميتوان به مخدوش ساختن الگوهای متعارف همسریابی، کم توجهی به نمایش وضعیتهای خانواده به عنوان یک هویت ترکیبی به جای توجه به اعضاء و ارکان فردی،
قاعده کردن تنشهای موقتی و موسمی میان زوجین، ایجاد هراس و کاهش انگیزههای نسل جوان برای ازدواج در نتیجه دامن زدن زیاد به تنشها و کشمکشهای خانوادگی، مواجهه ناصواب و خردهگیرانه با موضوع چند همسری، ازدواج مجدد و ازدواج موقت؛ بعضاً نمایش خانوادههای تک والدینی یا فاقد فرزند، غلبه هویت جنسیتی افراد بر هویت انسانی آنها،
تقویت موضع ارزشی اشتغالات اجتماعی زنان و متقابلا ضعف اهتمام به تقویت نقش همسری و مادری، تقلیلشان مادری به نوعی مددکاری اجتماعی، افراط در انعکاس مواضع مرد سالارانه یا زن سالارانه و در مواردی فرزند سالارانه، بزرگنمایی شکافهای میان نسلی، ترویج مصرفگرایی و تجملگرایی،
برجستهسازی فاصلههای طبقاتی موجود، کم توجهی به رعایت حجاب و عفاف در تعاملات افراد و عادی نمایاندن برخی سبکهای پوششی غیرمتعارف، توجه بیشتر به جنبههای نشانه شناختی به جای جنبههای محتوایی و مضمونی، ضعف توجه به ذائقههای مختلف موجود در اقلیمهای فرهنگی کشور اشاره كرد.
البته لازم به ذكر است پخش برخی محصولات تولید یافته در جوامع دارای وضعیتهای فرهنگی ناهمسو، موضع انتقادی علیه سیمای ملی را شدت بیشتری بخشیده است.
استاد يار مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) با اشاره به اين كه برجستهسازی و تذکار ضعفها، هیچ گاه به معنای نادیده انگاشتن نقش مثبت و مهم این رسانه نيست، ادامه داد:
تأثير رسانه در فرایند فرهنگسازی، تبلیغ و ترویج الگوهای دینی، اصلاح انگارهها و رویهها، توجه دادن به جنبههای آسیبی و انحرافی، و به طور کلی، تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم برنامههای رسانه در هدایت افراد و نهادهای مختلف در مسیر همسویی هر چه بیشتر با اقتضائات فرهنگ دینی و جامعه اسلامی از جمله تأثيرات مثبت رسانه ملي است كه نبايد ناديده انگاشته شود.
دكتر شرفالدين در پاسخ به سؤالي در خصوص نمود تفكر سكولار در فيلمها و سريالهاي سيما گفت:
برخی محققان بر این باورند که رسانههای جمعی و مشخصاً تلويزيون ذاتاً، زمينه و ظرفيت بالايي براي عرفي کردن دارد و عملکرد تاریخی آن نیز این فرضیه را تأييد ميكند. رسانه ملي نیز به رغم تعهد قاطع به ترويج، تثبیت و تعمیق باورها، ارزشها، آرمانها و الگوهای دينی؛ گاه از سر غفلت، مخاطبان خویش را از دغدغه فراروی از قید و بندها و تعالی جویی معنوی انصراف داده و به امور روزمره و تعلقات ناسوتی مشغول می سازند.
وي افزود: تلويزيون به اقتضای ظرفیتها، قابليتها و کارکردهای غالبش، استعداد بالایی برای سوقدهی مخاطبان به گذران به جاي گذشتن، به تفنن به جاي تفطن، به غفلت و سرخوشي به جاي صرافت و هوشياري، به تقليد و تکرار و انفعال به جاي مواجهه آگاهانه، خلاق و فعال با امور زندگي، به خیالبافی به جای اندیشهورزی، به عادتوارههای کودکانه به جای خلقیات بزرگ منشانه، به دل مشغولیهای خودخواهانه به جای دغدغهمندیهای مسئولانه و متعهدانه، به آرزوهای حقیر به جای آرمانهای خطیر و...؛ دارد.
انتهاي پيام/




























ارسال کردن دیدگاه جدید