تمام دعواها در ژنو بر سر «حقوق هستهای» ملت ایران است
شهر برفی و سرد ژنو در حالی میزبان سومین دور از مذاکرات هستهای بین تیم جدید سیاست خارجی ایران و کشورهای موسوم به 1+5 است که همه چیز در پشت درهای بسته میگذرد و ادامه مییابد.
آنچه از مذاکرات طی دو روز گذشته بیرون آمده آنقدر روشن نیست که بتوان بر مبنای آن شاهکار تحلیلی ارائه کرد. تنها چیزی که اجمالا میدانیم آن است که طرفین در گفتوگوها پیشرفتهایی داشتهاند اما اختلافات عمیقی نیز همچنان پابرجاست، چیزی که انتظار آن میرفت.
رویکرد تیم سیاست خارجی محمدجواد ظریف، همانطور که وی بارها هم اعلام کرده است، مبتنی بر بازی برد – برد است. معنای این بازی در عرصه مذاکرات هستهای یعنی احترام به حقوق هستهای ایران از جمله داشتن چرخه کامل سوخت هستهای و حق غنیسازی اورانیوم برای مصارف صنعتی در خاک ایران در برابر رفع نگرانیهای معقول طرف مقابل در چارچوب بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی است.
میدانیم و یقین داریم که ایران برای رفع نگرانیهای معقول – و صرفا معقول – هیچ مشکلی ندارد. بنابراین آنچه مذاکرات را در مسیر تلاطمهای پی در پی و مستدام نگه داشته، چیزی نیست جز تردید طرف مقابل در تصریح به حقوق هستهای ملت ایران.
این تردید را میتوان در دو بعد مورد بررسی قرار داد:
اول، ممکن است طرف غربی از اساس این حق را برای ایران قائل نباشد. تفاسیر جدید و عجیبی که از انپیتی توسط برخی محافل غربی ارائه میشوند، این احتمال را تقویت میکنند. علاوه بر آن، واقعیات ژئوپلتیکی نیز وجود دارند که نشان میدهند طرف غربی در پذیرش این حق پایش میلرزد. از آن گذشته، لابیهای متعدد صهیونیستی در ایالات متحده و اروپا نیز به مانعتراشی در این مسیر ادامه میدهند.
دوم، امکان دارد که طرف غربی اصالتا با این حق مشکلی نداشته باشد اما حاضر به تصریح و مکتوبسازی این تصریح نیست. به عبارت دیگر در صورت صحت این احتمال، طرف غربی میخواهد ایران به اقوال شفاهی آنها اعتماد کرده و به بیش از این دل نبندد. ظریف به عنوان یک دانشآموخته روابط بینالملل که به خوبی با «اصل عدم قطعیت» در تعابیر متفکرین غربی آشناست، بدیهی است که در پذیرش چنین گزینهای جدا تردید کند.
با این وصف، هیچ احتمال قابل اعتنایی جز این مطرح نیست که طرف غربی از آن رو مذاکرات را طولانی میکند که حاضر به احترام مصرح به حق ملت ایران در چارچوب معاهده منع گسترش تسلیحات هستهای نیست. اینکه هر از گاهی کشورهای 1+5 مجبورند پشت درهای بسته مدتها به گفتوگو با یکدیگر مبادرت ورزند هم نشان میدهد که برخی (احتمالا روسیه و چین) با پذیرش این حق مخالفتی ندارند و برخی دیگر (ایالات متحده و متحدینش) در این خصوص تردیدهای فراوانی دارند.
عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه ایران و مذاکرهکننده ارشد ایرانی در ژنو به صراحت و در همان روز اول مذاکرات ابراز داشته که هیچ طرحی که از ابتدا تا انتها حق غنیسازی ایران را ملحوظ ندارد شانسی برای موفقیت نخواهد داشت. آنچه عراقچی گفته است، موضع شناختهشده و همیشگی ایران است. حسن روحانی، رئیسجمهوری اسلامی ایران در همان نخستین روزهای تصدی این سمت تاکید کرد که هیچکس در ایران و هیچگاه در خصوص اصل حق غنیسازی کشورمان حتی مذاکره نکرده است.
تمام این اتفاقات در شرایطی میافتد که انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا نزدیک است و به مرور شاهد افزایش نفوذ لابیهای یهودی از جمله آیپک در دستگاههای سیاسی ایالات متحده و بالاخص کنگره هستیم. لابیهای مزبور هم در جمعآوری رای یهودیان و هم در کمکهای مالی به کاندیداها بسیار اثرگذارند. از این رو، دولت اوباما که تاکنون هیچ موفقیت شگرفی جز ترور مشکوک اسامه بن لادن در پاکستان از خود به جا نگذاشته، طبعا باید برای دستیابی به یک «میراث بزرگ» عجله کند.
اوباما خود به محدودیتهای پنجره باز شده دیپلماسی آشناست و میداند که اگر با ایران به توافق نرسد، دموکراتها باید در شرایطی به میدان نبرد با تندروهای جمهوریخواه وارد شوند که هیچ موفقیت قرص و محکمی در کارنامه ندارند و تنها چیزی که از آنها اکنون در خاطر افکار عمومی آمریکاست، شکست اوباماکر و تعطیلی دولت فدرال است. دستیابی به چنین میراث بزرگی، مستلزم تصریح به حق غنیسازی ایران است. مساله ایران در سیاست خارجی آمریکا به چنان معضلی تبدیل شده که هر جناحی بتواند آن را حل و فصل کند، میتواند دستکم از پیروزی در یک تا دو انتخابات مطمئن باشد.
از سوی دیگر، ذکر این نکته ضروری است که مامورین جمهوری اسلامی در ژنو قطعا این روزها در نبردی سخت با طرفهای غربی به سر میبرند. اگر قدرت را در فضای بینالمللی به سیاق نورئالیستها بتوان به اعداد تبدیل کرد، قطعا بیش از 80 درصد قدرت مادی بینالمللی در برابر دیپلماتهای ایرانی صفآرایی کرده است. کار سختی پیش روی ظریف، عراقچی و تختروانچی است اما آنها میتوانند آسوده باشند که تا زمانی که از حقوق ملت ایران کوتاه نیامدهاند و با تمام توان از منافع نظام جمهوری اسلامی ایران حمایت و دفاع میکنند، اجماع ملی متشکل از تمام گروههای ملتزم به انقلاب اسلامی ایران به تاسی از رهبری عالیقدر انقلاب اسلامی در کنار آنهاست و به اذن الهی آنها به قدرت میبخشد.
ظریف خود بر مساله «هویت و گفتمان» تاکید فراوانی کرده است. وی با قدرت هویت ملی – اسلامی ایرانیان قادر خواهد بود نه تنها حقوق ملت را به تصریح دشمنان ملت برساند، بلکه با اتکا بر گفتمان ملی – اسلامی، در «مناظره ساختار – کارگزار» مطرح شده در مکاتب روابط بینالملل، بر ساختار بینالمللی تاثیرات شگرفی گذارد.
طرف غربی هم باید مطمئن باشد که ایران از حقوق هستهای خود عقب نخواهد نشست و همانطور که ساختار قدرت مادی بینالمللی در دوران دفاع مقدس حتی نتوانست یک وجب از خاک این سرزمین را جدا کند، این بار نیز نخواهد توانست چیزی از پیکره حقوق ملی ایرانیان بزداید.




























ارسال کردن دیدگاه جدید