اعجاز مدیریتی قرآن
جلوههایی از نفوذ و اثربخشی مدیریت قرآن
با درنگی اجمالی در سخنان گوهربار امیر کلام علی(ع) با گزارههایی در بیان حقیقت قرآن روبهرو میشویم که هر کدام میتواند راهنمای روشنی برای کشف، احراز و تبیین وجهی از وجوه اعجاز مدیریتی قرآن یا اعجاز مدیریت در قرآن و استدلال به آنها باشد.
1. نورانی بودن قرآنکریم
پیامبر(ص) با نورى هدایتگر انسانها شد که همه باید از آن اطاعت نمایند و آن نور، قرآن کریم است «نهجالبلاغه، خ 158».خداوند نورانیّت قرآن را تمام، و دین خود را به وسیله آن کامل کرد «همان، خ 183».قرآن نورى است که خاموشى ندارد و چراغى است که درخشندگى آن زوال نمیپذیرد «همان، خ 198».شعلهاى است که نور آن تاریک نمیشود «همان، خ 198». نورى است که با وجود آن، تاریکى یافت نمىشود «همان، خ 198».بدون آن تاریکیها، بر طرف نمیشود «همان، خ 18».نوری آشکار و درمانى سودمند است که تشنگى را فرو مینشاند «همان، خ 156».
2. استواری و هدایتگری قرآنکریم
قرآن خانهاى است که ستونهاى آن هرگز فرو نمىریزد «همان، خ 133».بنایى است که ستونهاى آن خراب نمیشود «همان، خ 198».معدن ایمان و اصل آن است «همان، خ 198».پایههاى اسلام و ستونهاى محکم آن است «همان، خ 198».سرچشمه عدالت و نهر جارى عدل است «همان، خ 198».هدایتگری است که نیکى و بدى و خیر و شر را آشکارا بیان میکند «همان، خ 16(ع)».
راهنمای گویا و دستورى استوار است «همان، خ 169».نشانه هدایت براى کسی است که در آن بنگرد «همان، خ 198».کسى با قرآن همنشین نشد؛ مگر آنکه در هدایت او افزود و از کوردلى و گمراهىاش کاست «همان، خ 1(ع)6».کسى با داشتن قرآن، نیازى ندارد و بدون آن، هرگز بىنیاز نخواهد بود «همان، خ 1(ع)6».نجات دهنده کسی است که حافظ قرآن باشد و به آن عمل کند «همان، خ 198».
3. ژرفای شگفتانگیز قرآنکریم
قرآن دریایى است که ژرفاى آن درک نمیشود «همان، خ 198».چشمههاى دانش و دریاهاى علوم است «همان، خ 198».نهرهاى زلال و جاری حقیقت، و سرزمینهاى آن است «همان، خ 198».داراى ظاهرى زیبا و باطنى ژرف و ناپیداست، مطالب شگفتآور آن تمام نمىشود، و اسرار نهفتهاش پایان نمىپذیرد «همان، خ 18».فرو نشاننده عطش علمى دانشمندان، و باران بهارى براى قلب فقیهان، و راه گسترده براى صالحان است «همان، خ 198».دریایى است که تشنگان، تمام آب را نمیتوانند بکشند و چشمهاى است که آب آن کاستی نمیپذیرد و محل برداشتِ آبى است که هرچه از آن برگیرند، کاهش نمىیابد «همان، خ 198».
4. شفابخشی قرآنکریم
در سختىها از قرآن یارى بجویید، «همان، خ 1(ع)6».درمان خود را از قرآن بخواهید «همان، خ 1(ع)6».درمان بزرگترین بیمارىها یعنى کفر و نفاق و سرکشى و گمراهى هست «همان، خ 1(ع)6».قرآن شفابخش دردهاى انسان است «همان، خ 158».از نور آن شفا و بهبودى بخواهید؛ زیرا شفاى سینههاى بیمار است «همان، خ 110».شفادهندهاى است که بیمارىهاى وحشتانگیز را میزداید «همان، خ 198».دارویى است که با وجود آن بیمارى وجود ندارد «همان، خ 198».
5. جامعیت و مرجعیت قرآن کریم
قرآن سامان دهنده امور فردى و اجتماعى انسانهاست «همان، خ 158».جامع علم آینده، و حدیث گذشته است «همان، خ 158».اخبار گذشتگان و آیندگان و احکام مورد نیاز زندگى انسانها را در خود جای داده است «همان، ح 313».از قرآن پیروى کنید، با قرآن خدا را بشناسید، و خویشتن را با آن اندرز دهید، و رأى و نظر خود را در برابرش متّهم کنید، و خواستههاى خود را که با آن مطابق نیستند، نادرست بشمارید «همان، خ 1(ع)6».
خواستههاى خود را به وسیله قرآن از خدا بخواهید، و با دوستى قرآن، به خدا روى آورید، و با وجود آن، از خلق خدا چیزى نخواهید؛ زیرا وسیلهاى، براى تقرّب بندگان به خدا، بهتر از قرآن وجود ندارد «همان، خ 1(ع)6».
شفاعت قرآن پذیرفته و سخن آن تصدیق مىشود. آن کس که قرآن در قیامت شفاعتاش کند، بخشوده مىشود، و آن کس که قرآن از او شکایت کند، محکوم است (در روز قیامت ندا دهندهاى بانگ مىزند که: «آگاه باشید امروز هر کس گرفتار بذرى است که کاشته و دچار عملى است که انجام داده است؛ جز اعمال منطبق با قرآن») «همان، خ 1(ع)6».
6. سخنگویی و بازدارندگی قرآن کریم
قرآن فرماندهى بازدارنده است؛ «همان، خ 183».ساکتى گویا و حجّت خدا بر آفریدهها است «همان، خ 183».سخنگویى است با زبان گویا که هیچگاه از حقگویى کُند و خسته نمیشود «همان، خ 133».سخنگویى که هرگز دروغ نمىگوید «همان، خ 1(ع)6».کسى که با قرآن سخن بگوید، راست گفته و هر کس بدان عمل کند، پیشتاز است «همان، خ 156».کتابی است که تکرار و شنیدن پیاپى آیات، کهنهاش نمىسازد، و گوش از شنیدن آن خسته نمىشود «همان، خ 156».
پنددهندهاى است که نمىفریبد، و هدایتکنندهاى است که گمراه نمىسازد «همان، خ 1(ع)6».جداکننده حق از باطل است و درخشش برهان آن خاموش نمیگردد «همان، خ 198».برهانى است برای کسی که با آن سخن بگوید «همان، خ 198».عامل پیروزى است براى کسی که با آن استدلال کند، «همان، خ 198».
7. عزت و شکستناپذیری قرآن کریم
قرآن؛ صاحب عزّتى است که یاران آن هرگز شکست نمیخورند «همان، خ 133».قدرت براى کسی است که آن را برگزیند «همان، خ 198».قدرتى است که یاوران آن شکست ندارند، «همان، خ 198».محل امن براى هرکس است که وارد آن شود «همان، خ 198».سپر نگهدارندهایی است براى کسی که خود را با آن بپوشناند «همان، خ 198».
ریسمان محکم الهى است «همان، خ 156».ریسمانى است که رشتههاى آن محکم است «همان، خ 198».پناهگاهى است که قلّههای آن بلند است «همان، خ 198».نگهدارنده کسى است که به آن تمسّک جوید و نجات دهنده کسی است که به آن چنگ زند «همان، خ 156».حقّى است که یارى کنندگان آن مغلوب نمیشوند «همان، خ 198».
8. خزانهداران علوم و معارف قرآن کریم
پیامبر(ص) زبان گویای قرآن است «همان، خ 158».ما اهلبیت پیامبر9 خزانهداران علوم و معارف وحى، و دَرهاى ورود به آن معارف، مىباشیم «همان، خ 154».اهلبیت پیامبر9 گنجینههاى علوم خداوند رحماناند، اگر سخن بگویند، راست میگویند، و اگر سکوت کنند،هرگز کسی برآنانپیشى نمیجوید؛ «همان،خ 154».
وقتی حضرت مهدى4 ظهور کنند، خواستهها را تابع هدایت وحى مىکند؛ هنگامى که مردم هدایت را تابع هوسهاى خویش قرار مىدهند؛ (در حالى که به نام تفسیر نظریّههاى گوناگون خود را بر قرآن تحمیل مىکنند، او نظریّهها و اندیشهها را تابع قرآن مىسازد) «همان، خ 138».
چیستی نظریه
اندیشمندان برداشتها و تفسیرهای متفاوتی از نظریه دارند، مانند:
1ـ نظریه، مجموعهاى به هم پیوسته از سازهها (Construets)، مفاهیم (Coneepts)، تعاریف و قضایاست که برای تبیین و پیشبینى پدیدهها، از راه تشخیص روابط بین متغیرها، یک نظر نظامدار درباره این پدیدهها ارائه مىدهد. (هومن، شناخت روش علمی در علوم رفتاری، ص11).
2ـ نظریه مجموعهاى از تعریفها و پیشنهادها درباره تعدادى متغیر به هم پیوسته است، که همه این تعریفها و پیشنهادها، بُعد منظم و مدونى از وقایع و پدیدههایى را که در اثر همبستگیها و تداخل این متغیرها به وجود مىآید، ارائه مىدهد (نادرى ـ نراقى، 32).
3ـ نظریهها، در واقع دامهایىاند که ما براى آن گستردهایم تا آنچه را که «جهان» نامیده مىشود، صید کنیم تا حلقههاى شبکه دام را تنگتر و تنگتر سازیم (پویر، 63). 4ـ تئورى بیانکننده مجموعهاى از مفاهیم یا فرضهایى است که به صورت سیستماتیک توجیه کرد (رابینز، تئوری سازمان، 4(ع)). 5ـ مجموعهاى از بیانیههایى است که بر مبناى قواعد منطقى و مبین بخشى از واقعیت هستند. (همو، ص 95).
بنابراین در نگاهی کلی و جامع میتوان گفت: نظریه[3] بیانی منظم، انتزاعی، موجز، متشکل از قضایا، مستدل و منطقی، مبتنی بر یک سلسله مطالعات علمی، مبیّن یک اصل کلی یا مجموعهای از اصول مربوط به چگونگی و چرایی واقعیتها یا رویدادها در سطح خرد یا کلان است.
هر نظریه تنها انعکاسدهنده و تبیینکننده بخشی از واقعیت است که در یک کلیّت به هم پیوسته، فهم میشود. یک نظریه معمولاً چهار بُعد شناختی (معرفت ناظر به واقع)، عاطفی (تجسم تجربه و احساسات نظریهپرداز)، بازاندیشی (شیوهای برای درک واقعیات) و هنجاری (ارائه مفروضهای پنهان و آشکار در این که واقعیت باید چگونه باشد) دارد.
کار اصلی یک نظریه تبیین و در مرحله بعد تعمیم (و بر همین اساس، اعطای قدرت پیشبینی) است. تبیین انواعی دارد که مهمترین و پرکاربردترین آن تبیین علّی است. هر نظریه معمولاً امکان طرح پرسشها و فرضیههای جدیدی درباره واقعیت را برای محقق فراهم میسازد. (شرفالدین، ماهیت و چیستی نظریه، ص3ـ1).
عمده کارکردهای مورد انتظار از یک نظریه عبارت است از:1. محدود ساختن افق دید و گستره علایق محقق و جهت دادن به آن در تمرکز بر پدیدههای خاص یا بخشهایی از یک پدیده.2. تعیین و مشخص ساختن مسیر مطالعات علمی با انواع اطلاعات مربوط.3. امکانیابی ربط اطلاعات مربوط به یکدیگر و طبقهبندی آنها.4. امکاندهی به توصیف و تبیین پدیدهها: اساسیترین کاربرد یک نظریه، توضیح مجموع پدیدههایی است که نظریه معطوف بدان است.
5. امکاندهی به تعمیم اطلاعات و نتایج به دست آمده به پدیدههای مشابه.6. پیشبینی حقایق و واقعیات: یک نظریه به محقق امکان میدهد تا موارد مشاهده نشده، مرتبط را پیشبینی کند.(ع). زمینهسازی برای طرح فرضیات جدید.8. آشکار ساختن و کشف شکافهای موجود در دانش بشری: نظریهها، ابزارهای مناسبی برای روشن ساختن وضعیت موجود یک حوزه معرفتیاند.9. امکاندهی به توجیه پدیدهها با حداکثر احتمال (همو، ص 5).
یک نظریه علمی و پذیرفتنی باید این ویژگیها را داشته باشد:
1ـ استحکام درونی، قضایای همگام و غیرمتضاد داشته باشد، سوء تفاهم و ابهام ایجاد نکند، تناقض محتوایی نداشته باشد، فرضیات آن با یکدیگر سازگار و اصطلاحات به کار رفته در آن بیابهام باشند و قضایای آن از استحکام و تداوم منطقی برخوردار باشند.
2. استحکام برونی، قضایای آن با موازین دنیای خارج، که در واقع محکهای استنباطات پژوهشی (Rasearch In”erecce) شمرده میشوند، تطبیقپذیر باشند.
3. مستندات قوی، به مجموعه قابل توجهی از اطلاعات، مستندات و شواهد متقن تکیه کند.
دـ قابلیت سنجش، قابلیت سنجش داشته باشد و با ارجاع به مستندات و شواهد مختلف، آمادگی لازم برای تایید یا رد را داشته باشد.
4. عملیاتی بودن، در جهان واقع قابل اعمال و بهرهگیری باشد، با واقعیات مشهود رابطه برقرارکند و به عبارتی از حالت نظری و تجریدی خارج شود. برخی این ویژگی را در ذیل «آزمونپذیری» ذکر کردهاند. در آزمونپذیری یک نظریه، برخی فیلسوفان علم، قابلیت ابطال (ابطالپذیری) و برخی تأیید و اثبات (اثباتپذیری) توسط شواهد تجربی را شاخص مقبولیت و اعتبار آن ذکر کردهاند.
5. قابلیت تعمیم، تا حد امکان، عمومیت داشته و به کلیه موارد مشابه تعمیمپذیر باشد.
6. صرفهجویی علمی، تا حد امکان موجز و مختصر باشد و با حداقل فرضیات و مفاهیم به شرح و تبیین موضوع مورد نظر بپردازد. (همو، ص9ـ 8).
پیش نیازهای نظریه اعجاز مدیریتی قرآن
الف) نگاه کارکردی به قرآن؛ اولین پیش نیاز نظریه اعجاز مدیریتی قرآن
بخشی از کارکردهای مدیریتی قرآن که حقیقتی زنده و آسمانی است و با ساختار لفظی معین در قالب کتابی مشخص و در دوره زمانی محدود (23 سال) از لوح محفوظ و جهان ملکوت به عالم ماده تنزل یافته، عبارت است از:1. تنها نظامی (ساختار معنایی) است که معنویت را در همه جهات مادی فرد، سازمان، حکومت و جامعه منعکس و نهادینه میکند.
2. شبکه معرفتی جامع و جاودانهای است که در جذب افراد انسانی و هدایت و رهبری آنان در مسیر اهداف و روشن کردن راه سعادت و نقابزدایی از چهره باطل، همه جهان را به مبارزه طلبیده است. 3. راهنما و راهبر بینظیری است که با نشانههای آشکار و براهین استوار و متانت گفتار و عفت بیان، در قرنهای متمادی، در پرورش انسانهای وارسته، رهبران مقتدر، پیروان ثابتقدم و نیز ایجاد نهادها و ساختارهای کارآمد و آفرینش فرهنگهای الهام بخش، نقشآفرینی کرده است.
4. تنها کانون معرفت و معنویتی است که با گشودن چشمههای دانش و جاری کردن نهرهای زلال حقیقت به روی بشر، نمادهای جهالت و ضلالت و یاران فساد، استبداد و استعمار را افشا کرده و ارزشهای متعالی را با رذیلتها و شقاوتها جایگزین کرده است.
5. عزت و شوکت دارد که با تکریم نفوس و صیانت از حقوق و بسط آزادیهای معنوی، جامعهای بزرگ و امتی نمونه و عظیم را بنا نهاد که هنوز سرآمد جوامع بشری و الگوی مصلحان اجتماعی و آزادیخواهان عدالتگستر در سراسر عالم است.
6. رهبر و هدایتکنندهای است که بانفوذ در اعماق دل و جان، روح انسانها را از اعجاب و تحسین پرمیسازد و به پیروان خود میآموزد که سست نشوند، غمگین نباشند، و با ایجاد و گسترش عدالت اجتماعی، امید، نشاط، استقامت و پایداری، انواع قدرتها را تحصیل کنند که سرانجام، پیروزی قطعی و عزت و دولت پایدار برای آنهاست؛ اگر ایمان آوردند و به توصیههای آن عمل کنند.
(ع). سخنگویی با زبان گویا است که همه فتنهها، توطئهها و هجمههای مخالفان در طول تاریخ را که با هدف تحریف قرآن و انزوای اندیشههای توحیدی برنامهریزی و سازماندهی میشد، به شکست و رسوایی کشانده است. بنابراین قرآنکریم که معجزهای زنده و گویا است مانند خورشید تابان و دریای جوشان، در همه شرایط زمانی و مکانی، رسالت هدایت، رهبری و مدیریت اثربخش خود را به طور کامل انجام داده است و همچنان برای آینده تارخ بشریت، راهنمای مطمئن و راهبری مقتدر است “إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ”.
ب) جواز تفسیر علمی[4] قرآن
رویکردهای مختلفی درباره تفسیر علمی قرآن وجود دارد، اما مقصود ما موارد زیر است.1. جواز استخدام علوم و امکان کمک گرفتن از یافتههای دانش برای توضیح مفاد و مقصود از آیات قرآن.2. امکان استخراج و استنباط مطالب علمی (کشفیات جدید علوم) از آیات قرآن.3. امکان پاسخگویی قرآن به پرسشها و ابهامهایی که از سوی علوم در مورد محتوای آیات مطرح میشود. 4. امکان استنباط مطالب علمی به مناسبت محتوای آیات.
ج) وجود آیات مدیریتی قرآنکریم
وجود آیات مدیریتی در قرآن، شرط لازم امکان یا جواز تفسیر مدیریتی است که میتواند یکی از شاخههای تفسیر علمی نیز شمرده شود. برای دستیابی به تفسیر مدیریتی معتبر، مراحلی به شرح زیر را میتوان مطرح کرد و به بحث و بررسی عالمانه آن با رویکرد انتقادی پرداخت.
1. تعریف و طبقهبندی آیات مدیریتی قرآن؛ 2. تعمیق فهم و گسترش مدلول آیات؛ 3. استخراج مضمونها، مفاهیم و پیامهای مدیریتی آیات؛ 4. استنباط و تبیین مطالب علمی مدیریت از آیات (مبانی، اصول، قواعد، مسایل، روشها و...)؛ 5. مدلسازی و نظامپردازی بر اساس مجموعه آیات مدیریتی قرآن؛ 6. رویارویی علمی با اندیشهها و مکاتب رقیب و پاسخگویی به شبههها و ابهامها پیرامون محتوای آیات.
رویکرد نظریه اعجاز مدیریتی قرآن
نظریه اعجاز مدیریتی قرآن کریم، پیشینه تاریخی، آرا و دیدگاههای اندیشمندان موافق و مخالف اعجاز قرآن (به ویژه اعجاز علمی قرآن) را به چالش میکشاند و مبانی آنان را با رویکرد انتقادی، تحلیل و بررسی مینماید و با جمعآوری و تحلیل محتوایی اسناد و شواهد قرآنی، روایی، تاریخی، کلامی، فلسفی و بهرهگرفتن از دانش تخصصی مدیریت و سازمان، نشان میدهد که قرآنکریم برای اداره انسان، جامعه، حکومت، نهادها و سازمانها (اعم از نهادهایی که در طول تاریخ زندگی بشر شکل گرفته است و سازمانهایی که هر روز به تنوع، گستردگی و پیچیدگی آنها افزوده میشود)، مبانی، اصول، قواعد، مسایل و شیوههایی دارد.
1ـ خارق العاده و فراتر از افق عقل و تجربه بشری است؛2ـ از هیچ فرد یا گروه انسانی حتی نوابغ جهان ساخته نیست و دانش تخصصی موجود، تنها به بخشی از آنها دست یافته است؛3ـ از نظر زمان، مکان، کیفیت، نوع و دیگر شرایط محیطی، به هیچ فرد، گروه، جامعه یا دورهای از حیات بشری محدود نیست؛4ـ برای همه افراد، گروهها، سازمانها، حکومتها، جوامع و دورههای حیات انسانی نتیجهبخش و راهگشا است؛
5ـ از انسجام و توانایی فوقالعاده برای تعامل الهامبخش، سازنده و رویارویی مقتدرانه با هر مکتب و اندیشه مدیریتی معارض برخوردار میباشد و شکستناپذیر است؛ زیرا از نیروی لایزال و نامحدود خداوند علیم و حکیم سرچشمه گرفته و پیوسته به آن متکی است.
فرضیههای نظریه اعجاز مدیریتی قرآن
بشر در چگونگی اداره خود و دیگران و مدیریت گروهها، نهادها، سازمانها، حکومتها و جوامع، نیازمند آموزههای وحیانی است و یافتههای تجربی و دستاوردهای عقلانی به تنهایی برای اداره آنها کفایت نمیکند. همچنین شیوههای هدایت، رهبری و مدیریت قرآنکریم برخاسته از اسباب و علل فراطبیعی و فراتر از نیروی محدود بشری است؛ تسلط بر فرآیند هدایت، رهبری و مدیریت قرآن فراتر از محدوده توان انسان عادی است و نیازمند تبیین و تفسیر پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصوم: میباشد و این بُعد از اعجاز کلام الهی، به عنوان نظریه اعجاز مدیریتی قرآن کریم قابل اثبات و تبیین علمی و کاربردی است.
در چارچوب نظریه اعجاز مدیریتی قرآن، نظامهای عقلانی ـ معرفتی و نظامهای رفتاری ـ تجربی کارآمد و اثربخش (و ممتاز از آنچه که در حوزه عقل و تجربه مطرح شده است) به تناسب هر یک از جوامع و دورههای حیات بشری قابل کشف و تبیین است.
پینوشتها
[3] چهار تعبیر درباره چگونگی ارتباط نظریه با واقعیت، وجود دارد که باربور در کتاب «علم و ودین » بدان اشاره کرده است.
1. نظریه به عنوان خلاصه دادهها (پوزیتیویسم): بسیاری از دانشمندان تجربی مفاهیم و نظریهها را خلاصه دادهها و محصول مشاهدههای حسی و تجربی میدانند (باربور، علم و دین، ص 198)؛
2. نظریه همچون وسیلهای مفید (وسیلهانگاری): رایجترین تعبیر میان فیلسوفان تحلیل زبانی در تلاش برای روشن کردن انواع و نقشهای مختلف زبان علم، برداشت وسیله انگارانه از نظریههای علمی است؛
3. نظریه به عنوان صورت ذهنی (ایدهآلیسم): ایدهآلیسم [= اصالت صورت ذهنی] در تاکید بر سهم داننده در علم، حتی از وسیله انگاری هم فراتر میرود؛
4. نظریه همچون بازنمود جهان (اصالت واقع): اصالت واقعیان [=رئالیستها] برخلاف پوزیتیویستها حکم میکنند که آنچه واقعی است (یعنی در واقع هست)، مشاهدهپذیر نیست و برخلاف وسیلهانگاران، طرفدار این رأیاند که مفاهیم معتبر، همانقدر که مفیدند، صادق و حقیقیاند و برخلاف ایدهآلیستها، میگویند مفاهیم، ماهیت حوادث جهان را باز مینمایند. انگارههای دادهها فرافکنده ما نیست؛ بلکه تا حدّ زیادی ریشه در روابط عینی متن طبیعت دارد. آنچه در تکوین دانش یا معرفت ما سهم تعیینکننده دارد، عین معلوم [= ابژه] است؛ نه ذهن عالم [= سوژه]؛ لذا علم کشف و اکتشاف است؛ نه صرفاً جعل و اختراع (شرفالدین، ماهیت و چیستی نظریه، ص 6 ـ (ع)).
[4] تفسیر علمی از جهت شکل و شیوه تفسیر اقسامی دارد، مانند:
الف) استخراج همه علوم از ظواهر آیات قرآن که معمولاً به تأویل منجر میشود؛
ب) تطبیق و تحمیل نظریههای علمی بر قرآن که معمولاً به تفسیر به رأی میرسد.
استخدام علوم برای فهم بهتر معانی و مقاصد قرآن میباشد. اگر تفسیر علمی به صورت تفسیر به رأی؛ تحمیل نظریه علمی یا نظر مفسر بر قرآن؛ استخراج علوم، با تمسک به تأویل غیرصحیح آیات قرآن؛ و نیز اگر توسط افراد غیر متخصص یا با علوم ظنی، نظریهها و تئوریها یا به وسیله قضایای یقینی (یقین به معنای اعم= اطمینان با احتمال ضعیف طرف مقابل) انجام پذیرد، اعتباری نخواهد داشت (رضایی اصفهانی، درآمدی بر تفسیر علمی قرآنکریم، ص390 ـ 386).
فهرست منابع
1. سیدرضی، محمد بن حسین بن موسی، نهجالبلاغه؛ تحقیق: صبحی صالح، دارالأسوه، بیروت، 1415ق.
2. جعفری، محمد تقى، ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه،دفترنشرفرهنگ اسلامى،تهران،13(ع)6،چ هفتم.
3. جوادى آملى، عبدالله، تفسیر موضوعى قرآنکریم، (حیات حقیقی انسان در قرآن)، مرکز نشر اسراء، قم، 13(ع)3 ش.
4. همو، حق و تکلیف در اسلام، تحقیق و تنظیم مصطفی خلیلی، ویرایش حسین شفیعی، مرکز نشر اسراء، قم، 1384.
5. خاکى، غلامرضا، روش تحقیق در مدیریت، مرکز انتشارات علمى دانشگاهى آزاد اسلامى، بیجا، 1384 ش.
6. خمینی، روحَالله، شرح دعای سحر؛ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، تهران، 1381 ش، چ دوم.
(ع). رابینز، اسیفن، تئوری سازمان، ترجمه سید مهدی الوانی و حسد دانائی فرد، چاپخانه خوشه، بیجا، 13(ع)6 ش.
8. رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، دار المنار، قاهرة، 13(ع)3 ق، چ چهارم.
9. رضایی اصفهانی، محمدعلی، روش تحقیق در تفسیر و علوم قرآن، مرکز جهانی علوم اسلامی، قم، 1386ش.
10. همو، درآمدی بر تفسیر علمی قرآن کریم، سازمان اوقاف و امور خیریه، انتشارات اسوه، تهران، 1383.
11. رضىالدین على بن موسى، ابنطاووس، اقبالالاعمال، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1390 ق، چ دوم.
12. زرقانی، محمد عبدالعظیم، مناهل العرفان فى علوم القرآن، داراحیاء التراث العربى، بیروت، 1416 ق، چ اول.
13. زرکشی، محمد بن عبدالله، البرهان فى علوم القرآن، به کوشش یوسف مرعشلى، دارالمعرفة، بیروت، 1415 ق، چ دوم.
14. زمخشری، محمود بنعمر، الکشاف، بلاغت، قم، 1415 ق، چ دوم.
15. شرف الدین، حسین، ماهیت و چیستی نظریه، (جزوه منتشرنشده)، 1386.
16. طنطاوى بن جوهرى، الجواهر فى تفسیرالقرآنالکریم، به کوشش احمد سعدعلى، مؤسسة مصطفى بابى حلبى، قاهرة، 1355 ق، چ اول.
1(ع). قرطبی، محمد بن احمد انصاری، تفسیر قرطبی، دارالفکر، بیروت، 1415ق.
18. قیصری، داود بن محمود، شرح فصوصالحکم، تحقیق؛ دارالاعتصام، منشورات انوارالهدی، قم، 1416ق، چ اول.
19. مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، داراحیاء التراث العربى، بیروت، 1403 ق، چ سوم.
20. مصباح یزدى، محمدتقی، قرآنشناسى، به کوشش محمود رجبى، دفتر انتشارات اسلامى، قم، 13(ع)6 ش، چ اول.
هومن، حیدرعلی، شناخت روش علمی در علوم رفتاری، چاپخانه آزمون، تهران، 13(ع)6 ش، چ سوم.
منبع: مجله قرآن و علم شماره (ع)




























ارسال کردن دیدگاه جدید