علامه مصباح: آفت اصلي بين مردم و حتي دينداران تسامح نسبت به اصلي ترين مسأله زندگي است

تبيين: رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) گفت: اگر به بينش مبني بر ربوبيت تكويني و تشريعي باور داشته باشيم و به آن عمل كنيم، در زندگي آرامشي خواهيم داشت كه هرگز احساس شكست نخواهيم كرد. بر همين اساس است كه امام(ره) عليرغم اينكه در زمان بمباران و جنگ در حال نوشتن وصيت‌نامه است با نهايت اطمينان و آرامش مي نوسيد " با دلي آرام و قلبي مطمئن..."، چون مي داند كه در عمل به وظيفه كم نگذاشته و دليلي ندارد كه از خداوند مهربان و كريم ترسي داشته باشد.

 

به گزارش پايگاه اطلاع رساني آثار حضرت آيت الله مصباح يزدي، رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در ديدار با جمعي از دانشجويان دانشگاه طبرستان با اشاره به اينكه غير از تفاوت‌هاي مربوط به رنگ و زبان که همواره در ميان انسان ها وجود دارد، اختلافات فراواني در رفتار، گفتار، منش و اهداف مشاهده مي شود، اظهار داشت: ريشه اين اختلافات در نوع نگرش به هستي است و اين نوع نگرش را مي توان به دو دسته كلي تقسيم كرد.

 

آيت الله محمدتقي مصباح يزدي، نگرش اول را بينشي مبني بر منحصر دانستن هستي در موجودات مادي و محسوسات دانست و خاطر نشان كرد:  بر اساس اين بينش هيچ اعتقادي نسبت به ماوراء طبيعت، خدا و پيامبران وجود ندارد.  بر اساس اين نگاه هر انساني بايد بتواند بهتر زندگي كند، لذا در اومانيسم و انسان محوري مطرح مي‌شود که انسان بايد از اين دنيايي كه به طور اتفاقي در آن پديد آمده، تا حد ممكن نهايت لذت را ببرد، از اين رو اصالت لذت نيز از ديگر نتيجه‌هاي اين بينش است.

 

وي اصالت فرد را از ديگر نتايج اين نگرش دانست و افزود: بر طبق اين نگرش، ساير مسائل و افراد اهميت كمتري مي يابند و به نوعي اصالت فرد از آن تداعي مي شود؛ از طرف ديگر بر اساس اين نگاه انسان همواره خود را محق دانسته و به دنبال مطالبه حق خويش از ديگران، طبيعت و حكومت است و حتي اگر فرد معتقد به وجود خدا هم باشد، به دنبال مطالبه حق خود از خداست.

 

عضو خبرگان رهبري افزود: از اين روست كه گاهي عنوان مي شود، انسان دوران مدرنيته داراي ماهيت ديگري است، چون به دنبال مطالبه حق است و حتي اگر تن به قانون داده و به ديگران خدماتي مي رساند، از روي اجبار است، چرا كه تأمين منافع وي و استفاده از خدمات ديگران متوقف بر اين امر است.

 

وي با بيان اينكه  نگرش ديگري نيز به هستي وجود دارد كه بر اساس آن، خداوند صاحب اصلي هستي دانسته مي شود ادامه داد: بر اساس اين بينش حقيقت انسان، روح اوست كه باقي مي ماند و بدن تنها مركبي براي روح بوده و بعد از مرگ هم باقي مي ماند.

 

آيت الله مصباح يزدي افزود: بر اساس اين ديدگاه، زندگي مادي تنها دوراني جنيني است براي آماده شدن براي زندگي اصلي كه همان آخرت است، يعني همانگونه كه انسان  9 ماه در درون رحم مادر با وراثت و عوامل مختلف ساخته و از بدن مادر تغذيه مي‌شود، بعد از تولد هم در واقع دوران جنيني دومي را مي‌گذراند كه خودش بايد خود را بسازد براي تولد در جهان ابدي كه فاني نخواهد شد.

 

وي با اشاره به تفاوت عميق اين دو نگاه افزود: تفاوت اين نگاه كه انسان به طور اتفاقي از روابط زن و مردي از روي هوس پديد آمده، با اين نگاه كه انسان داراي روحي الهي است و جاودانه است، تفاوت بين متناهي و نامتناهي است كه نمي توان نسبتي براي آن در نظر گرفت.

 

علامه مصباح يزدي با بيان اينكه ريشه اين اختلاف، نوع نگاه به هستي است، اظهار داشت: بر اساس نگاه اول انسان همواره به دنبال حق خود بوده و لذت گرائي را بر هرچيزي مقدم مي داند، در حاليكه بر اساس نگاه دوم، انسان خود را مخلوق كوچك خداوند مي داند و بر اساس آن خدا را طلبكار خود مي داند و دائما در فكر شناخت تكليفش دربرابر خدا و عمل به آن است.

 

عضو خبرگان رهبري با بيان اينكه در بين خداپرستان نيز ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد، اظهار داشت: در يك ديدگاه خداوند، انسان را آفريده و او را رها كرده است و تنها رابطه انسان با خدا خالقيت و مخلوقيت است، به عبارت ديگر مانند ساعت سازي كه ساعت را به حركت در مي آورد و اين ساعت براي استمرار حركت خود نيازي به ساعت ساز ندارد، اما نگاه ديگر اين است كه خداوند نه تنها خالق انسان هاست، بلكه انسان ها در ادامه نيز به او نياز دارند؛ كه كاملترين تبيين از اين نگاه در دين اسلام است و بر اساس آن، خداوند خالق انسان‌ها و جهان است و انسان هرلحظه وابسته به اوست كه به ربوبيت  تكويني تعبير مي شود؛ و از طرفي تنها اوست كه حق قانونگذاري و تعيين تكليف براي انسان را  دارد كه به ربوبيت تشريعي  تعبير مي شود.

 

وي با اشاره به اينكه تفاوت نتايج اين دو نگاه از لحاظ كمي تفاوت بين محدود و نامحدود است، اظهار داشت:  لذا انسان ابتدا بايد نوع نگاه خود را روشن كند. اگر اثبات شد كه خدايي وجود ندارد، پس چرا  به خود زحمت دهد، بلکه تا آنجا كه مي تواند بايد از زندگي لذت ببرد؛ اما اگر احتمال داد كه خدايي وجود دارد که او را براي رسيدن به بالاترين کمال ممکن آفريده است، بايد تحقيق كند و به دنبال بهترين دين برود تا به بالاترين كمال برسد.

 

استاد اخلاق حوزه علميه افزود: آفت اصلي ما انسان ها اين است كه در جدي ترين مسأله زندگي تسامح مي كنيم كه متأسفانه اين آفت در بين دين‌داران هم وجود دارد، چرا كه اگر به بينش خود مبني بر وجود خدا و معاد ايمان داريم، بايد ببينيم تا چه اندازه رفتارهاي خود را بر اساس آن تنظيم كرده‌ايم؟ آيا رفتارهايمان براي دنيا و آخرت را نسبت به اهميتشان اولويت‌بندي كرده‌ايم؟ آيا اعمالي كه براي آخرت انجام مي دهيم چندين برابر اعمالي است كه براي دنيا انجام مي دهيم؟

 

وي سپس با اشاره به آياتي از قرآن كريم افزود:  قرآن دائما ما را به تفكر وا مي دارد و نتيجه دقت در آنها اين است كه باور كنيم كه بنده ايم و بايد بندگي كنيم و اگر به اين حقيقت رسيديم مي توانيم به كمالي برسيم كه باور كردني نيست.

 

علامه مصباح يزدي با اشاره به اينكه تغييرات تمدني و توسعه جوامع در اين بينش اثر نمي گذارد، اظهار داشت: بايد سعي كنيم در برنامه هاي زندگي مان، زماني را براي فكر كردن و مطالعه كردن درباره اصلي ترين مسائل زندگي قرار دهيم، چرا كه نوع بينش ما در تمام زندگي ما اثر دارد.

 

وي با اشاره به آياتي از قرآن كريم ادامه داد: اينكه قرآن بر ذكر و تذكر تأكيد مي كند، از اينروست كه  انسان مي‌تواند بفهمد و واقعيات را درك كند، اما بسياري از مواقع غافل و بي خيال است؛ كه بايد به او تذكر داده شود، لذا ما بايد سعي كنيم حداقل لحظاتي در روز را درباره رابطه خود با خدا فكر كنيم و بينديشيم چه وظيفه اي در مقابل خدا داريم و او تا چه ميزان مي توند نعمت به ما بدهد و يا از ما بگيرد؟ و بر اساس دستور خدا، وظايف ما در رابطه با خانواده تا مسائل بين المللي چيست؟

 

رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) با اشاره به اينكه اگر به اين بينش باور داشته باشيم و به آن عمل كنيم،  در زندگي آرامشي داريم كه هرگز احساس شكست نخواهيم كرد، اظهار داشت: بر همين اساس است كه امام(ره) عليرغم اينكه در زمان بمباران و جنگ در حال نوشتن وصيت نامه است با نهايت اطمينان و آرامش مي نوسيد: « با دلي آرام و قلبي مطمئن...»، چون مي داند كه در عمل به وظيفه كم نگذاشته و دليلي ندارد كه از خداوند مهربان و كريم ترسي داشته باشد.

 

وي ادامه داد:  اگر انسان رابطه اش را با خدا درست نكرد، اسباب مختلف مادي، دشمن، و حوادث غير مترقبه او را در اضطراب و ناآرامي فرو مي‌برد.

 

وي در پايان خاطر نشان كرد: بكوشيم بينش خود را تصحيح كنيم و رابطه خود را با خدا بيشتر كنيم تا بيشتر از مهر او استفاده كنيم.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

اطلاعات بیشتر در مورد قالب های ورودی