دكتر رنجبر: اغلب رويكردهاي تحريفي در واقعه عاشورا از دوران صفويه به بعد شكل گرفت

تبيين: نويسنده كتاب جريان شناسي تاريخي قرائت ها و رويكردهاي عاشورا( ازصفويه تامشروطه) ، با اشاره به برداشت ها و قرائتهاي متفاوت از واقعه عاشورا در دوره هاي مختلف اظهار داشت: دغدغه من براي تأليف كتاب، اين بود كه بسياري از بزرگان وانديشمندان در قرن اخير به بحث تحريف در واقعه عاشورا پرداخته اند و مخالفت خود را با آن ابراز داشته اند، اما سراغ معلول رفته و تنها به تحريف ها پرداختند و علت تحريف ها مشخص و ريشه يابي نشده است.
حجت الاسلام والمسلمين دكتر محسن رنجبر در گفتگو با خبرنگار تبيين ادامه داد: به نظر بنده عامل اصلي تحريف در واقعه عاشورا برگرفته از گزارش واقعه و برداشت هاي متفاوت و مختلف از آن بوده است. از دوران صفويه اين برداشت ها فربه شده و بزرگ جلوه داده شده است و همين امر عاملي شد تا گزارش هاي ضعيف و حتي محرف با واقعه كربلا ممزوج شود.
وي با اشاره به تحقيقات خود در منابع دست اول در اجراي طرح مقتل جامع سيدالشهدا(ع) افزود: با مطالعه بيشتر متوجه شدم اغلب گزارش هاي ضعيف از زمان صفويه به بعد وارد شده است. يعني گزارش ها تا قرن هفتم تقريبا قابل اعتماد است و بعد از آن و به ويژه از قرن دهم به بعد كه دوران حاكميت دولت شيعي صفويه بوده است، گزارش هاي ضعيف در آن وارد شده است.
اين محقق و پژوهشگر با بيان اينكه در عصر صفويه با هدف تأثيرگذاري بر مردم و شيعه شدن آنها، به واقعه كربلا به عنوان يك فرهنگ شيعي بيشتر پرداخته شده است، ادامه داد: تجربه نشان داده است كه هرگاه دولتي همسو با شيعه به حاكميت دست يافتند ، اگر عالمان ديني و صاحبان انديشه ، بر باورها، آداب و سنن ديني نظارت جامع و فراگير نداشتند، افراط كاري هايي در آداب و رسوم شيعه رخ داده است.
وي ادامه داد: در دوران صفويه نيز حاكميت نياز داشت تا از لحاظ كمي مردم را به تشيع دعوت كند و عاشورا مسأله بسيار مهمي بود كه مي شد در اين راه از آن استفاده كرد.

نويسنده كتاب جريان شناسي تاريخي قرائت ها و رويكردهاي عاشورا با اشاره به مشخصات كتاب اظهار داشت: اين كتاب داراي دو فصل مقدمي است كه در يك فصل آن به صورت كوتاه از اوضاع سياسي و اجتماعي و ديني ايران از صفويه تا مشروطه، سخن به ميان رفته است وفصل ديگر آن نيز مربوط به تقسيم بندي مقاتل است كه از قرن دوم تا هفتم نگارش يافته است .
دكتر رنجبر به فصول اصلي ششگانه اين كتاب اشاره كرد واظهار داشت: سه فصل آن مربوط به سه قرائت مختلف از متن گزارش حادثه و 3 قرائت ديگر مربوط به انگيزه قيام است.
وي افزود: در فصل اول به قرائتي از عاشورا پرداخته شده كه بيشتر مورد توجه قرار گرفته است، خاطر نشان كرد: يكي از اين برداشت ها،برداشت احساسي و حزن برانگيز از واقعه است والبته اين برداشت، از متن گزارش وحادثه است كه به هيچ وجه نمي توان آن را انكار كرد و جزء لاينفك حادثه عاشوراست.
عضو هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) ادامه داد: در دوره صفويه بر اين برداشت بسيار تأكيد شد به گونه اي كه اهل منبر و وعاظ به سراغ منابع و مصاديقي رفتند كه گزارش واقعه نبوده و به نوعي تحريف حادثه بود. يكي از رويكردهاي كتاب روضه الشهدا ملاحسين كاشفي نيز برداشت تراژديك و عاطفي بود. البته در دوره قاجار نيز بر آن تأكيد شده و با افراط بيشتر بر حجم كمي آن افزوده شد.
اين نويسنده و پژوهشگر با اشاره به اينكه در فصل دوم اين كتاب به قرائت و برداشت حماسه اي و اسطوره اي از حادثه عاشورا پرداخته است، ادامه داد: يكي از ابعاد پررنگ واقعه عاشورا، بعد حماسي آن است. اما بازهم از دوران صفويه به بعد افراط هايي صورت گرفته است و مقايسه روايت هاي حماسه اي و اسطوره اي از عاشورا در منابع قبل از قرن هفتم با بعد از آن به خوبي بيانگر اين افراط است به گونه اي كه گاه نمي توان آن را از رفتارحماسي امام حسين(ع) برشمرد.
دكتر رنجبر افزود: به عنوان نمونه يكي از روايت هاي حماسي عاشورا اين است كه " امام حسين(ع) حتي در لحظات آخر كه سپاه دشمن ايشان رامحاصره كرده بود، مانند شير حمله مي كرد و سپاهيان دشمن مانندگله بزي به هر سو فرار مي كردند." با اينكه حضرت از صبح ، فرزندان، خويشان و يارانشان را از دست داده بودند، اما با قوت قلب و شجاعت حمله مي كردند. اما در مقابل رواياتي از بعد حماسي عاشورا در دوران صفويه بيان شده كه نمي توان آن را به عنوان مصاديق بعد حماسي مطرح كرد.
وي ادامه داد: بعد سوم كه از ابعاد لاينفك و انكارناپذير واقعه عاشوراست ، بعد عرفاني حادثه عاشوراست. گزارش هاي متعددي راجع به رويكرد عرفاني امام(ع) در قرون اوليه وجود دارد كه قابل اعتنا و اعتماد هستند، اما اين برداشت و رويكرد در صفويه و بعد از آن، برداشتي بسيار سطحي و عوام پسندانه از مقام عرفاني امام حسين(ع) است.
اين استاديار دانشگاه با اشاره به اينكه سه فصل ديگر نيز مربوط به برداشت ها و قرائت ها از اهداف و انگيزه قيام است، اظهار داشت: در اين سه فصل رويكردهايي كه نسبت به انگيزه قيام است، مطرح و مورد نقد و بررسي قرار گرفته است. برداشت هاي مختلفي در باره فلسفه و انگيزه قيام امام حسين(ع) وجود دارد، كه در اين سه فصل به مهمترين برداشت ها و رويكردها نسبت به انگيزه قيام، پرداخته شده است. متأسفانه در مورد انگيزه قيام امام حسين(ع) نيز برداشت هاي غلطي به ويژه از صفويه به بعد صورت گرفته است هر چند برخي از اين برداشت ها، ريشه در قرون قبل از آن دارد.
دكتر رنجبر اولين برداشت نسبت به انگيزه قيام را تعبد به شهادت دانست و افزود: برخي از رويكرد ها به قيام امام حسين(ع) اينگونه است كه ايشان متعبد به شهادت بودند و شهادت، تكليف شخصي آن حضرت بوده است. البته اين برداشت تبيين صحيحي دارد كه اگر به آن توجه شود، ديگر ايرادي بر آن وارد نيست.
وي ادامه داد: رويكرد ديگر كه كاملا باطل و بي اساس است، رويكردي مسيحيانه است. يعني امام حسين(ع) شهيد شد تا خونش كفاره گناهان امت باشد كه البته شهيد مطهري به خوبي و روشني آن را رد و در اين باره روشنگري كرده است.
عضو هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) افزود: رويكرد سوم، رويكردي تقديرگرايانه است و شهادت امام حسين(ع) و يارانش را تقدير الهي خوانده كه خداوند از آغاز آن را مقدر كرده بود تا پايان زندگي آن حضرت(ع) ، با شهادت رقم بخورد. در اين رويكرد همه امور به تقدير و چرخ فلك نسبت داده مي شود كه امام حسين(ع) به آن تن داده است. البته اين رويكرد از دوره صفويه مطرح شده و بيشتر در اشعار شعرا نمود داشته است.
دكتر رنجبر در پايان با اشاره به امتيازات كتاب افزود: اين كتاب تنها داراي جنبه تاريخي و گزارشي صرف نيست، بلكه علاوه بر كار تحقيقي و تاريخي، هريك از رويكرد ها مورد بررسي و نقد قرار گرفته است و در هريك از فصول، پس از تبيين قرائت و بيان شاخص و ويژگي هر يك، به علت و چرائي چنين برداشت هايي پرداخته شده است كه البته در برخي برداشت ها آموزه هاي روائي نيز دخيل بوده اند.
انتهاي پيام/




























ارسال کردن دیدگاه جدید