عنايت امام زمان (عج) به مرحوم سيد ابوالحسن اصفهاني

به گزارش خبرنگار تبيين، حجت الاسلام والمسلمين آقاتهراني در جمع تعدادي از اساتيد، دانش پژوهان و كارمندان موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)اظهار داشت: شيعيان صاحب دارند كه خيلي بهتر از خودشان ميفهمد و هرچه بخواهد همان خواهد شد و نبايد از غير او درخواستي كرد ويا ترسيد.
دكتر آقا تهراني با اشاره به صبر مرحوم سيد علي آقاي قاضي بر فقرشان گفت: از ايشان سوال شده بود كه چرا شما اينقدر فقير هستيد و هيچ كاري نميكنيد، كه وي در جواب فرموده بودند: همه اينها ناشي از اين است كه من يك وقت با آقاي سيد ابوالحسن اصفهاني هم بحث بوديم و به او گفتم اگر به يك جايي يا مقامي رسيدي من را فراموش نكن و اين فقر كتك آن حرفي است كه به او زده بودم.
اين استاد اخلاق حوزه، عنايت امام زمان (عج) به مرحوم سيد ابوالحسن اصفهاني ياد آور شد و افزود: از ايشان آمده است كه وقتي تصميم گرفتم طلبه شوم پدرم كه كشاورز بود با اين تصميم مخالفت كردند و علت مخالفت خود را چنين بيان كرد كه اين مسيرفقر دارد و طلبگي يعني گشنگي و بدبختي و در اين راه اذيت خواهيد شد.
حجت الاسلام آقا تهراني ادامه داد: با اصرار مرحوم سيد ابوالحسن پدرش با طلبه شدن وي موافقت كرد و در خاطرات مرحوم سيد ابوالحسن اصفهاني است كه ميگويد: بعد از موافقت پدر آمدم اصفهان و در مدرسه صدر حجره گرفتم كه بعد از مدتي يك روزي پدر آمد به ديدنم، آنقدر وضع فلاكت باري داشتم كه براي پذيرايي ازوي هيچ كاري نمي توانستم بكنم و حتي يك پارچه اي نداشتم كه بياندازم روي زمين تا پدرم بر روي آن بنشيد در آن وقت خيلي خجالت كشيدم كه همان لحظه بابايم به من گفت مگر من به تو نگفتم طلبگي يعني فقر و بعد از مدتي به من گقت يك چيز بياور بخوريم كه هيچ چيز براي پذيرايي نداشتم حيران شده بودم و ديگر نمي دانستم كه چه كار بايد بكنم.
وقتيكه آفتاب غروب كرد و هوا تاريك شد ديدم حتي يك شمع ندارم تا روشن كنم كه در آن لحظه من نشستم رو به قبله و گفتم يا صاحب الزمان كاري نكن كه يكدفعه بابايم به من بگويد شما كه مولي و كسي نداريد پس چرا آمديد اينجا . كه در همان لحظه يكي از دوستان صدايم كرد و گفت شخصي پشت درب مدرسه ايستاده و با تو كار دارد، وقتي من رفتم ديدم يك سيد بزرگواري هستند سلام كردم و ايشان خطاب به فرمودند: اين پول را بگير براي خرج زندگي ات ودر فلان طاقچه حجره برايت يك شمع گذاشتم آنرا روشن كن تا بابايت به تو نگويد كه مگرشماها صاحب نداريد.
انتهاي پيام/




























ارسال کردن دیدگاه جدید