درآمدی بر مهمترین الزامات سياسي شکل گيري تمدن نوين اسلامي

تبيین:مقاله (رآمدی بر مهمترین الزامات سياسي شکلگيري تمدن نوين اسلامي در ساحت کنش و رفتار سياسی) نوشته هادی عرب، که توسط پايگاه اطلاع رساني تبيين، تلخيص و در اختيار خوانندگان قرار داده شده است، كاربران جهت دریافت اصل مقاله مي‌توانند اینجا کلیک کنند.



چکیده
تحقق انقلاب اسلامي بهمثابه اولين مرحله شکلگيري تمدن نوين اسلامي، نقطه آغازي بود تا صفحهاي جديد از بازگشت به خويشتن و هويت حقيقي به روي تاريخ بشريت گشوده شود و مبنايي براي پيچ جديد تاريخ در راستاي شکلگيري نظم و تمدنی نوين، مبتني بر نگاهي متفاوت به انسانها و جوامع بهشمار آيد.  بی شک این تمدنسازي در يک فرآيند تاريخي شکل ميگيرد و نبايد انتظار داشت که يکباره همه لوازم آن احصاء شود. براي همراهي جامعه جهاني و اقبال کشورهاي همسو به تأسيس جامعه تمدني اسلام نخست بايد مدلي کارآمد در مقياس کوچک و در اندازة يک کشور اسلامي به وجود آورد اين الگو ميتواند ديگر دولتها را به پذيرش حکومت مورد نظر ترغيب کند و سپس افکار عمومي جهان را به سمت وادارسازي دولتمردان خود براي بازخواني چنين مدلي در کشور متبوع خويش تشويق کند. از اينرو، در اين تحقيق بر آنيم تا بر اساس روش کتابخانهاي، مهمترين الزامات سياسي در ساحت کنش و عملکرد سياسي در ايران، به مثابه محور شکلگيري تمدن نوين اسلامي را برشماريم. نتایج این پژوهش مهم ترین الزامات سیاسی این ساحت را چنین برمیشمارد: تلاش براي کارآمدي جمهوري اسلامي ايران، لزوم حفظ استقلال سياسي، حمايت معنوي و دفاع از مسلمانان، تعامل با تمدنهاي ديگر، تربيت نيروي انساني و مديران شايسته با نگرش تمدني، ارتقاي فرهنگ و بصيرت سياسي جامعه، مقابله با توطئههاي داخلي و خارجي و... .

مقدمه
از عمدهترين دلايلي که ضرورت بازسازي و مهندسي تمدن اسلامي را اثبات ميکند، جوهره و گسترة تمدن مادي موجود است که بيش از سيصد سال رويکرد ماديگرايانه خود را نهادينه کرده، و از سوي ديگر، امروز به يک معضل و مشکل جهاني تبديل شده است؛ بهگونهاي که ذهن خود نقادان غربي را نيز به خود مشغول ساخته است.نظام اسلامي ايران نيز به عنوان پرچمدار تمدن نوين اسلامي، نه تنها از ناقدان جدي اين پديده، بلکه از داعيان و مدعيان ساخت و ايجاد تمدني نوين با صبغه الهي اسلامي است که نميتواند چالشهاي آشکار و پنهان حضور تمدن مادي را در پهناي حضور تمدن اسلامي در سراسر عالم نايده بگيرد.

مفهوم شناسی بحث

الزام سياسي، تمدن، تمدن اسلامی، تمدن نوین اسلامی، مهمترين الزامات در ساحت کنش و رفتار سياسي

پس از تبیین مفاهیم اصلي، در ادامه به مهمترین الزامات سیاسی در ساحت کنش و رفتار سیاسی میپردازیم:
1. تلاش براي کارآمدي نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران بهمثابه کانون شکلگيري تمدن اسلامي

با توجه به اهميت موضوع، در ادامه به برخي از مهمترين جلوههاي کارآمدي نظام جمهوري اسلامي ايران اشاره ميکنيم:
جلوه هايي از کارآمدي نظامج.ا.ا
الف) عمق فکري و نگرش همهجانبه اسلام:
ب) قانون اساسي شکلگرفته بر اساس اسلام:
ج) پيشرفتهاي علمي:
د) وحدت ملي و اتحاد اسلامي:.
ز) داشتن انگيزة قوي برای بازسازی و احیای تمدن نوين اسلامی:
ح)وابستگي غرب به منابع معدني، انساني و جغرافيايي شرق
ت) در اختيار گرفتن ابزارهاي رسانهاي جديد
همةاين مؤلفه ها، نمونه هايي از کارآمدي نظام سياسي ايران است که طي چند دهه و در شرايطي که کاملاً مورد تحريم و تهديد بوده است به وجود آمده است.
2. لزوم حفظ استقلال سياسي
3. حمایت معنوی و سیاسی و دفاع از مسلمانان
4. تعامل با تمدنهای دیگر
5. تربيت نيروي انساني و مديران سياسي شايسته با نگرش تمدني
6.ارتقاي فرهنگ و بصيرت سياسي مردم و جامعه

.براي ارزيابي سطح فرهنگ سياسي و اثرات آن در قدرت و کارآيي نظام، چهار مشخصه تعيين شده است. اگرچه تعيين شاخصه هاي مزبور به معناي نفي ساير عوامل نميباشد:
الف) اطلاعات و آگاهيهاي فرد در مورد کشور، ملت، نظام، تاريخ، موقعيت جغرافيايي، قدرت و منابع آن، قانون اسياسي و سياستهاي کلي؛
ب) آشنايي با جريانهاي سياسي و شخصيتهاي ذينفوذ و نوع تأثيراتي که هر يک از آنان ميتوانند در زمينههاي گوناگون سياسي،اجتماعي،فرهنگي و اقتصادي کشور و تحولات آن داشته باشند؛
ج) اطلاع از وضعيت فرهنگ عمومي و چگونگي شکلگيري و راههاي نفوذ و شناخت ساختار نظام و روابط مردم ودولت؛
د) ميزان آشنايي به نقش فرد و حقوق افراد در زمينههاي سياسي و شناخت موقعيت خود به عنوان عضوي از جامعه و نقشي که ميتواند در کوتاهمدت و بلندمدت در هر يک از امور اجتماعي داشته باشد.

روشن است که در شناخت مسائل ديني، سياسي و اجتماعي، بايد از لايه هاي سطحي عبور، و به لايه ها و سطوح  زيرين دست يافت. به نظر ميرسد رسيدن به اين مهم، لوازمي دارد که برخي از مهمترين آنها عبارتاند از:
الف) تعميق معرفت ديني بهوسيله انس با قرآن و ادعيه؛
ب) مطالعه دقيق زندگي پيامبر؛
ج) مطالعة تاريخ اسلام؛
د) مطالعه تاريخ غرب؛
ه) مطالعه تاريخ معاصر.
7. گسترش و تعميق خيزش بیداری اسلامی
8. امت؛ مدار تمدن اسلامي
9. انسجام بخشي اجتماعي بر مدار تمدن اسلامي
10 .مقابله با توطئههاي داخلي و خارجي
1ـ10. ضرورت دشمنشناسي

مهمترین تهدیدات شناساییشده در این سطح که بايد براي مقابله با آنها برنامهريزي لازم صورت گيرد، عبارتاند از:
رواج اسلام هراسي و ايران هراسي در سطح بين الملل؛

شبيه سازي فرهنگي در سطح کلان؛

تأسيس و تجهيز گروهک هاي تروريستي به نام اسلام؛ ر

شد بنیادگرایی در قلمرو جهان اسلام و تبدیل تمدن اسلامی به تمدنی متصلب؛

رشد و استقرار عرفیگرایی در سطح نظامهای سیاسی و دنیوی شدن تمدن اسلامی؛

آسبپذیری نظامی کشورهای اسلامی و نابودی تمدن اسلامی؛

افت جایگاه راهبردی جهان اسلام و به حاشیه رفتن تمدن اسلامی؛

انفعال کشورهای اسلامی و بیاعتبار شدن تمدن اسلامی؛

بروز انقلابهای رنگی در کشورهای اسلامی و روی کار آمدن رژیمهای وابسته جدید.


روشن است تبيين هر يک از اين عوامل، نيازمند تحقيقي مستقل است که اميد است پژوهشگران اين عرصه آنها را مورد مداقه قرار دهند.

2ـ10. تلاش براي پيشگيري از التقاط اسلام ناب با اسلام متحجر و اسلام سکولار

نتيجه گيري:

بيشک بازسازيتمدن اسلامي به پيشنيازهاي عملي فراواني نياز دارد. با بررسي پيشينه تمدن اسلامي در گذشته، و توجه به شرايط حال و آينده، ميتوان يک دورنماي کلي و نقشة راهي دقيق از آرمانهاي انقلاب اسلامي در جهت تمدنسازي نوين اسلامي ايجاد كرد.در راستاي شكلگيري تمدن نوين اسلامي، اگرچه الزمات بنيادين و ساختاري نقش ارزندهاي دارند، اما همة آنها بستري براي شكلگيري رفتار و كنش سياسي در بستر جامعه ميباشد. بر اين اساس، در اين نوشتار برخي از بااهميتترين الزامات عملكردي مورد نياز براي شكلدهي تمدن اسلامي مورد بررسي قرار گرفت كه عبارتاند از: تلاش براي كارآمدي سياسي كشور، لزوم حفظ استقلال سياسي، تعامل با تمدنهاي ديگر، تربيت نيروي انساني و مديران كارآمد، امتسازي، انسجامبخشي اجتماعي بر مدار تمدن اسلامي، گسترش و تعميق خيزش بيداري اسلامي، افزايش آگاهي و بصيرت سياسي و ارتقاي فرهنگ سياسي و لزوم دشمنشناسي و مبارزه با توطئههاي داخلي و خارجي. بيترديد براي دستيابي و اجرايي کردن اين الزامات بايد به سه نکته اساسي، يعني الف) لزوم استفاده از تجربيات تمدن اسلامي پيشين در حوزههاي مختلف؛ ب) لزوم استفاده از تجربيات تمدن غربي در ساحتهاي گوناگون آن؛ و ج) توجه به شرايط زماني و مكاني كنوني؛ زيرا توجه به اين سه عامل، روند دستيابي به تمدن نوين اسلامي را در ساحت بنيانهاي عملکردي و کنش سياسي تسهيل ميبخشد.
.


 

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

اطلاعات بیشتر در مورد قالب های ورودی

عکس امنيتي