کودتای بودجه‌ای علیه فرهنگ و دین


اختلال #دوقطبی، نوعی بیماری روانی است که در آن حالتِ شما، میان شیدایی و افسردگی در نوسان است. در فاصله میان این دوره ها شما دوره های سالم را دارید. این حالتها، فاز شادی و شعف ، فاز شیفتگی و شیدایی و فاز افسردگی خوانده می شوند. بطور مثال در هفته سه روز خوب و مهربان است و سه روز افسرده و ناراحت و خشن! خطر خودکشی در این نوع بیماری وجود دارد.
دو قطبی اما در مسائل اجتماعی به ایجاد دوقطب نیرومند فکری، سیاسی و فرهنگی می گویند که هر کدام در جامعه هوادار دارد. دوقطبی‌ای که باعث ایجاد شکاف های خطرناک اجتماعی شده و نتیجه آن فروپاشی اجتماعی و در نتیجه خشونت و جنگ داخلی است.
دوقطبی‌ای سر ماجرای لایحه بودجه و مبالغ بودجه نهادها، سازمان ها و مراکز، هرساله شاهد هستیم که لیستی از بودجه های مراکز دینی، فرهنگی و اجتماعی تهیه شده و دست به دست می چرخد. متون هم بگونه ای طراحی شده که ذهن مخاطب را نسبت به این بودجه مشوش می کند. بطور مثال نوشته شده: بودجه فلان مرکز دینی چندبرابر فلان دانشگاه یا فلان مرکز علمی یا پزشکی است!
بطور مثال، از قول صفایی فراهایی فعال سیاسی اصلاح‌طلب آورده اند که: «شفافیت یعنی بررسی کنیم کدام نیاز واجب تر است. چرا باید بودجه سازمان دارو و غذا ۳۳ میلیارد تومان و بودجه نوسازی مدارس با این همه مشکلات ۱۱ میلیارد تومان باشد اما بودجه مرکز خدمات حوزه ۶۰۹ میلیارد تومان، جامعه المصطفی ۳۰۰ میلیارد تومان و حق بیمه طلاب غیرشاغل ۲۹۰ میلیارد تومان باشد؟» - مجله خبری آزادنیوز
اما وقتی بررسی می کنیم می بینیم بودجه سازمان غذا و دارو در سال 97 (نه 98 که 10 درصد افزایش یافته) بیش از 300 میلیارد تومان و مبلغ یارانه دارویی 1600 میلیاردتومان است!
یا جنجال بر سر اینکه مؤسسه امام خمینی (موسسه آیت الله مصباح) چرا باید 14 میلیارد بودجه داشته باشد؟ با این پول ها چه می کند؟ بودجه سال گذشته‌ی مؤسسه امام خمینی، 28 میلیارد تومان بوده در حالیکه فقط 50 درصد آن محقق شده و امسال رسماً به 14 میلیارد کاهش پیدا کرده است.
جالب است بدانید بودجه دانشگاه تهران در سال گذشته، فقط مبلغ 884 میلیارد تومان بوده! تقریباً 30 برابر موسسه آیت الله مصباح! وقتی سوال می‌پرسیم چرا؟ می‌گویند که آن دانشگاه، سالانه چند صد دکتر و مهندس پرورش می‌دهد؛ این سؤال مطرح است سود اینها برای جامعه چیست؟ چه دردی از جامعه دوا می شود؟ بجز دکتر و مهندس‌هایی که نه توان تغییر اقتصاد و تولید و حل مشکلات معیشت مردم را دارند بلکه خود بیکارانی به جامعه بیکاری اضافه می شوند! قطعاً این سؤال و ابهام مطرح شده نابجا است؛ همانقدر نابجا و نادرست است که وقتی گفته می شود موسسه امام خمینی سالانه چندصد روحانی پرورش می دهد و چند ده جلد کتاب و مقاله در حوزه علوم انسانی منتشر می کند، می گویند سود اینها برای جامعه چقدر است؟!
یا پیامی که مبالغ بودجه 13 نهاد فرهنگی و دینی زیر را لیست کرده اند که این حجم بودجه برای چیست؟ مرکز خدمات حوزه علمیه، شورای عالی حوزه‌های علمیه، جامعه المصطفی العالمیه، حق بیمه طلاب و روحانیون غیرشاغل، شورای سیاست گذاری حوزه علمیه خواهران، نهاد رهبری در دانشگاه‌ها، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، مجمع جهانی اهل بیت، صندوق توسعه فرهنگ قرآنی، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، ستاد اقامه نماز، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی و راهیان نور.
جالب است بدانید که جمع کل بودجه این ۱۳ نهاد، مبلغ ۲۲۵۰ میلیارد تومان است در حالی که کل بودجه عمومی دولت ۴۲۵۰۰۰ میلیارد تومان است. یعنی سهم این نهاد‌ها از بودجه عمومی دولت فقط حدود نیم درصد است. یعنی ما نباید برای نهاد‌های فرهنگی کشور نیم درصد هزینه کنیم؟ هر چند ممکن است انتقاداتی به برخی از این نهاد‌ها هم داشته باشیم . (دکتر ابدالی محمدی)

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

اطلاعات بیشتر در مورد قالب های ورودی

عکس امنيتي