بررسي و تحليل آيين فرقۀ اهل حق

تبيین: مقاله (بررسي و تحليل آيين فرقۀ اهل حق) نوشته محبوبه مسلمی زاده که درفصلنامه علمی پژوهشی (معرفت اديان ) انتشار يافته بود توسط پايگاه اطلاع رساني تبيين، تلخيص و در اختيار خوانندگان قرار داده شده است، كاربران جهت دریافت اصل مقاله مي‌توانند اینجا کلیک کنند.

 
مقدّمه

اهل حق، گروه مذهبي ايراني است كه داراي گرايش هاي عرفاني و بعضي اعتقاداتي است كه در موارد بسياري، با برداشت هاي رسمي و متشرعانۀ اسلامي ناساگاز است. اين آيين، كه در ميان طوايف كرد، لر و ترك زبان پيرواني دارد، هرچند در بستري اسلامي رشد كرده است، اما به سبب غلوّ در حقّ علي عليه السلام، با ساير فرق غالي شيعه قرابت دارد. با اين حال، بعضي از مبادي آن را مي توان در اعتقادات و سنت هاي فكري و فرهنگ عامۀ مردمان ساكن غرب ايران جست وجو كرد و رگه هايي از معتقدات پيش از اسلام را نيز در آن يافت. اين آيين، آيين حق يا آيين حقيقت يا دين حقيقت نام دارد. ازاين رو، پيروان آن اهل حق خوانده شده اند.

معرفي اهل حق، خاستگاه و پراكندگي آن

اهل حق در اصطلاح صوفيه به كساني اطلاق مي شود كه با عبور از مراحل آغازين عرفان (شريعت، طريقت و معرفت)، به بالاترين مرتبۀ حقيقت رسيده اند.
خاستگاه اين فرقه، ناحيۀ شهرزور در ساحل چپ دجله در كنار سيروان (دياله در عراق كنوني) است. پيروان آنان تا مرزهاي غربي ايران، لرستان، كردستان، آذربايجان و... پراكنده اند.
بسياري از معابد اهل حق در شهرزور پراكنده است. معبدهاي بزرگ پِردوَر در اورامان لُهون در پاوۀ سنندج، بابا يادگار در زُهاب و بنيامين در كرِند، بخشي از شهرستان شاه آباد، واقع است.
گروه هاي بسيار از اين فرقه در همدان، تهران، ورامين، مازندران (كلاردشت) و در خراسان، پيدا شده است. در آذربايجان، اهل حق در تبريز، مراغه، پيرامون كوه سهند، و ماكو، قلمرو قراقويونلو بسيارند. پيروان اين فرقه در شمال ارس (در قره باغ) نيز ديده شده اند.
در عراق، اين فرقه در پيوند با برزنجه (شرق سليمانيه) كاكائي ناميده مي شوند.
اهل حق با ساير غلات شيعه در اين انديشۀ اساسي شريكند كه خداوند به صورت انسان ظهور مي يابد، ولي نزد اهل حق اين رأي گسترش بيشتر يافته و ايشان مظهريت را تنها در وجود علي عليه السلام منحصر نمي دانند.

نقد و بررسي

در لغت نامه دهخدا علي اللّهيان را در اصل يك فرقۀ سياسي مي دانند كه ايرانيان متعصب براي نابودي بنيان اسلام اين فرقه را تشكيل داده اند و برخي نياكان آنان را مسيحي يا ارمني و آسوري مي دانند.
در واقع، اهل حق، تصوف و حكمت اشراقي را با عناصري از عقايد يهود، مجوس، مانويه، تعاليم شيعه و غاليان، به ويژه دروزيه و نصيريه درهم آميخته، دين اختلاطي و انحرافي خود را پديد آورده اند.

مؤسس و آيين و خاندان اهل حق

مرشدي به نام سلطان اسحاق، ملقب به صاحب كرم، فرزند شيخ عيسي برزنجه اي و خاتون دايراك، ملقب به خاتون رمزبار، و پديدآورندۀ شيوۀ اهل حق است. آرامگاه سادۀ سلطان اسحاق، در گردنه اي بر ساحل راست سيروان، نزديك پل پردِوَر است.
پردور يا پيرديوَر نام پلي است كه سلطان اسحاق آن را بر روي رودخانۀ سيروان در شمال شرقي گوران ساخته و بنا به نامۀ سرانجام، اين پل در آغاز سدۀ هشتم هـ . ساخته شده و به اين جهت براي اهل حق جايي مقدّس و محترم مي باشد. اين پل، به پل صراط تعبير شده است. پرديور در گويش گوراني به معني آن سوي پل است.
اين فرقۀ ضالّه، به جاي اعتقاد به قبله و حج، مكاني را به عنوان قبله قبول دارند كه معتقدند قرباني و دفن اموات و ديگر اعمال و آداب، بايد رو به سوي آن قبله باشد. آن مكان يكي همين پل پرديور است و ديگر جم يا جمخانه كه به جاي مسجد، آن را براي انجام امور عبادي خود تأسيس كرده اند.
از بدعت هاي سلطان اسحاق بناي خاندان ها و سه روز روزه و مراسم جوز شكستن يا سرسپردن به خاندان ها و انعقاد جمع يارسان و وظايف پير و دليل مي باشد. در بيشتر كتب اهل حق، از قرآن مجيد نامي نيامده و به جاي قرآن، دفاتري دارند كه بيشتر آنها شعر است كه نزد آنان مهم ترين اين دفاتر، كتابي است كه سلطان اسحاق و يارانش نوشته اند كه كتاب سرانجام نام دارد.
بنا به احكام و دستورهاي آيين حقيقت، هريك از پيروان اين آيين موظف به سرسپردن به يكي از خاندان ها مي باشند. آنان بايد پير و دليلي هم داشته باشند و اين كار چنان مهم و ضروري است كه خود سلطان اسحاق، هم براي انجام تشريفات ديني، بنيامين را به پيري و داوود را به دليلي خود برگزيد و براي آينده هم، هفت خاندان را تعيين كرد. براي اهل حق از 11 و 14 خاندان سخن گفته شده، اما غالباً 12 خاندان است كه آنها را به 12 برج، 12 ستاره، 12 حواري عيسي عليه السلام و 12 امام تشبيه كرده اند.

سلسله مراتب و مقامات روحاني

سلطان اسحاق، ياران و پيروان خود را تقسيم و براي هريك وظيفه اي معين داده است:

1. از هفت تن

شامل چهار فرشتۀ سلطان اسحاق يعني بنيامين، داوود، موسي، مصطفي دودان و ابراهيم (نوادۀ سلطان اسحاق)، بابايادگار و خاتون دايراك مادر سلطان اسحاق، ملقّب به رزبار يا رمزبار.

2. هفت توانا يا هفتوانه

سلطان اسحاق آنها را به طور معجزه آسايي(!) پس از گذراندن هفت روز با همسرش، در پس پرده اي ايجاد كرد كه مثل خود او هستند.

3 چهل تن

ظاهراً اين گروه اخيراً افزوده شده است.

4. هفتاد و دو تن

گروهي متشكل از هفتاد و دو تن كه منتظر تجلّي ذات حق هستند و در سرانجام از ايشان ياد
شده است.

پيشينه و زمينه هاي پيدايش

استوار ساختن زمينۀ تاريخي براي اهل حق، بر اساس اشارات موجود در كتب اين فرقه، كار آساني نيست. دورۀ خاوندگار (Khawandagar) از ازل است. نام علي عليه السلام عمدتاً در ارتباط با نُصَير ذكر مي شود. تنها نكتۀ جالب اين است كه گويند شاه خوشين، 360 و به عبارتي 300 سال پس از علي عليه السلام (كه در40ـ35ه‍. خليفه بود) ظهور كرد. اين مطلب، ما را به آغاز سدۀ پنجم مي برد كه با دورۀ يكي از فرشتگان خوشين، يعني بابا طاهر همداني تناسب مي يابد كه بنا به گزارشي، در447 هـ. در همدان، با طغرل سلجوقي ديدار كرد.

تجلّيات حق و آفرينش

يكي از اصول اعتقادي اهل حق، اعتقاد به تجليات هفتگانۀ حق است كه به آن دون به دون شدن يا دونادون گويند. دون به معني، لباس و جامه است.
در هر زماني، خدا همراه چهار (يا پنج) فرشته كه به آنها ياران چار ملك گويند، ظهور مي يابد. سيد كلاردشتي، كه در روزگار قاجاريه مدعي پادشاهي شد و با سوزن زني بر روي جبّه به گمان خود لباس سلطنتي براي خود فراهم كرد، از پيشوايان اهل حق بود كه براي تجليات خدا ترتيبي قائل است:

در متون ديني اهل حق از آفرينش سخن گفته شده كه بعيد مي نمايد مقصود، ايجاد از عدم باشد. روح كلي حاكم بر تفكر يارسان، وحدت وجود است. بر اين اساس مي بايد به طريق صدور و بروز و ظهور صورت گرفته باشد. صدور از ذات باري در مراحل و مراتبي در پي هم صورت گرفته است، اما نخستين تحقق يا ظهور ذات حق در وجود خودش بوده است .
به اعتقاد اين فرقه، در آغاز هستي خداوند پس از ارشاد هفتن و نمودن راهي كه بايد بپيمايند، در بطن دُرّي در ته دريا بود. محصور بودن حق در صدف، مانند اعتقاد به تناسخ يك عقيدۀ مانوي است:
در يك نگاه گذرا، اين عقيدۀ بي اصل و اساس اهل حق دربارۀ آفرينش، هيچ سنخيتي با اصل آفرينش كه در قرآن طي آيات متعدد ذكر شده، ندارد.
براساس آموزه هاي اهل حق كه در جدول منعكس شده است، او [خدا] نخست در جامۀ خاوندگار مجسم شد كه آفرينندۀ جهان است. تجسم دومش، جامۀ علي عليه السلام بود. ظهور اهل حق، از تجسم سوم است. هنگامي كه ذات حق در هريك از اين هفت جامه متجلي مي شود، فرشتگان تجسم هاي يكديگرند. فرشتگان، فيض الهي اند.

احكام، آداب، اخلاق؛ نقد و بررسي

با اندك تأمل، ناسازگاري آموزه هاي اهل حق، با معارف ناب ديني و اهل بيت عليه السلام و حتي مسلمات اديان الهي و آسماني روشن مي شود. آيين اهل حق، آييني التقاطي است كه افراط شيعه نيز در آن ديده مي شود. آنها همواره از دوازده امام سخن مي گويند. پس در ظاهر مستقيماً با اسماعيليه پيوند ندارند. دربارۀ تأثيرات اديان و مذاهب ديگر بر مكتب اهل حق، سخناني گفته شده.
قرباني كردن خروس، با آيين يهوديان مرتبط است. تقسيم موجودات به دو گروه، در باورهاي زرتشتي نيز وجود دارد.
آنها با دروزي ها و نُصَيري ها در پرستش حضرت علي عليه السلام، مشتركند، اما نزد آنان، سلطان اسحاق كلّا بر علي عليه السلام سايه افكنده است. ديگر عنصر آشكار در شكل گيري اهل حق، آيين درويشان صوفي است. مانند گزينش پير، بزم مهرورزي، همراه با ذكر و صرف نذر و اتحاديه هاي اخوت. از ديدگاه اجتماعي، دين اهل حق را طبقه هاي پايين تر، باديه نشينان، روستائيان، مردمان ناحيه هاي فقيرتر، درويشان و... پذيرفته اند.

برخي از آداب و آيين اهل حق عبارتند از:

1 سرسپردن

هر درويش، بايد يك مرشد داشته باشد و هر اهل حقي نيز بايد به يك پير سر سپارد.

2. به جم خانه رفتن

اجتماع و جمع براي اهل حق بسيار اهميت دارد و از عبادات فردي چنداني در اين آيين يافت نمي شود؛ زيرا در آن، همۀ دشواري ها راه حلي مي يابند.
چنين جلساتي كه به طور خصوصي با مشاركت زنان برگزار مي شد، منجر به بدگماني برخي غير اهل حق و ناميدن اين فرقه به نام مستعار چراغ سوندورِن (= چراغ خاموش كن) شد.

3. ذكر

جلسات اشتغال به ذكر، در مناسبت هاي رسمي برگزار مي شود.

4. قرباني

از مختصات اين اجتماعات، تقديم قرباني هاست. اهل حق نسبت به نماز چندان اهميتي نمي دهند و بيشتر به جاي نماز نياز مي دهند
بنابراين، اين فرقه نماز را كه واجب دين اسلام است، قبول ندارند و بهانه هاي مختلفي براي فرار از اين فريضۀ الهي آورده.

5. شرط اقرار

به منظور رعايت كمال اخلاقي، اتحاد ويژه اي ميان يك (يا چند) مرد و يك زن شكل مي گيرد كه خواهر و برادر خوانده مي شوند و به آن شرط اقرار مي گويند.

6. روزه

ايشان مانند يزيديه، فقط سه روز در زمستان از دوازدهم چلّۀ بزرگ تا چهاردهم آن روزه مي گيرند و روز پانزدهم روز عيد سلطان و جشن حقيقت است. از ميان شاخه هاي اين فرقه، فقط آتش بگي روزه نمي گيرند.

مباني اعتقادي

اهل حق معتقدند كه فرقه اي از ريشۀ اثنا عشريه و يكي از هفده سلسلۀ عارفان به شمار مي آيند. در عين حال، ميان خود و متصوفه تفاوتي مي دانند؛ زيرا متصوفه بيشتر معتقد به وصولند، اما ايشان معتقد به سلوك، و چون سرسلسلۀ اهل حق علي عليه السلام است، چنين ناميده شده اند. ازآنجاكه همانندي هايي ميان باورهاي علي الّلهيان و نصيريه هست، به اشتباه آنان را نصيريه مي گويند. اما اين فرقه به كلي از ناميده شدن بدين نام نفرت دارند و مي گويند: نصيريه علي را مظهر تام و تمام حق لذاته مي دانند، اما به باور اهل حق، مظهر تام و تمام است لصفاته .
در بين تمام اديان الهي، شيطان موجودي پليد و پيشواي قواي باطل مطرح است، اما اهل حق معتقد بدان بوده، قائل به رانده شدن شيطان نيستند. شيعيان از اينها به عنوان شيطان پرست ياد مي كنند

1. اصول اخلاقي

اصول اخلاقي اهل حق مبتني بر چهار دستور اصلي است كه به سلطان اسحاق نسبت داده مي شود: پاكي اعم از پاكي جسم، جامه، زبان، انديشه و رفتار؛ راستي در رفتار و گفتار و كردار كه اين اصل با سه اصل زرتشت همخواني دارد. نيستي به معني نابودي غرور و هوا، هوس، شهوات و...؛ ردا (رادي) به معني بخشش و خدمت و كمك به ديگران. حرام بودن نگاه بد به نامحرم، لزوم حفظ اسرار آيين از غير اهل حق، منع آزار مخلوقات خدا، لزوم كشت و زرع، قناعت و منع استعمال دخانيات و مسكرات، از ديگر اصول اخلاقي آنهاست.

2. تناسخ و فرجام شناسي

اعتقاد ايشان به تجسم، شبيه عقيدۀ تناسخ است. دونادون يا جامه به جامه شدن نزد آنان، يعني داخل شدن روح از بدني به بدني ديگر بي درنگ پس از مرگ.
به باور اهل حق، روح انسان هزار و يك دون (جامه) عوض مي كند و با گردش در جامه هاي گوناگون، جزاي كارهاي گذشتۀ خود را مي بيند.
هل حق، منتظر ظهور صاحب زمان هستند تا بيايد و آرزوي دوستداران را برآورده و دنيا را تسخير كند. برخي كلام پيامبرانۀ ايشان، خبر از آمدن مسيح مي دهد. عرصۀ آخرين داوري كه سان مي گويند، دشت شهرزور يا سلطانيه خواهد بود كه سلطانان آنجا نابود مي شوند.
افزون بر اينكه اهل حق ايده تناسخ را از فرقه هندي به عاريت گرفته اند، مفهوم كارما كه ارتباطي نزديك با اين مفهوم دارند، به آيين اهل حق راه يافته است.
قانون كارما، با تعيين پيامد اعمال انسان، موجب پديد آمدن چرخة بازپيدايي مي شود، اما خودش نه پاداش عمل نيك است، نه جزاي عمل بد. بر اساس اين قانون، نتايج اعمال انسان گم نخواهد شد؛ هر اتفاقي كه در زندگي فرد روي مي دهد، چيزي جز نتيجة كار او نيست. فرضية كارما و تناسخ رابطة تنگاتنگي با يكديگر دارند.
در نقد اين دو آيين يعني تناسخ و كارما بايد گفت: تناسخ، خلاف ضرورت اسلام و تمام اديان آسماني است و از ديدگاه قرآن، هر روح كه از بدن جدا شود، قبل از قيامت كه هر روحي با بدن خود محشور مي شود، در عالم برزخ است و ادلۀ عقلي نيز تناسخ را باطل مي شمارند.

نتيجه گيري

اهل حق، فرقه اي است كه با حفظ بعضي سنن كهن و رعايت برخي اصول مناسك دين اجدادي و زير نام اسلام، به نام هاي گوناگون مانند اهل حق، كاكي، علي اللّهي و... به انجام آداب و مناسك خود كه معمولاً سري است، سرگرمند.
اين فرقه با فرقة علي اللّهي، به دليل اشتراك در انديشة مظهريت حق در وجود علي عليه السلام، يكي دانسته شده اند. مؤسس اين فرقه، سلطان اسحاق است. وي آيين ويژه و خاندان هايي بنياد نهاد. مهم ترين كتابي كه او و يارانش نوشتند، سرانجام نام دارد كه در معرفي آيين و خاندان هاي 12گانه و تجليات حق است.
. در مباني اعتقادي و آيين التقاطي آنها، برخي تندروي هاي شيعه و مشابهت هايي با معتقدات اسماعيلي، يهودي، مسيحي، زرتشتي، دروزي، نصيري و صوفيه ديده مي شود.
اهل حق در اصول اخلاقي، پايبند چهار دستور اصلي هستند كه شامل پاكي، راستي، نيستي و رادي مي باشد. ايشان از نظر توحيدي كه اعتقاد به حلول ذات خدا در علي عليه السلام دارند، به تناسخ نزديك مي شوند كه از ديدگاه قرآن و اسلام مردود و مطرود است.
اعتقاداتشان به نبوت و امامت، از باب دون رهبران و مرشدان است كه اين اعتقاد هيچ سنخيتي با ائمۀ اسلام نداشته، مردود است.
اين فرقه از نظر عقيده با عقايد ناب اسلامي در تناقض و تعارض است. ازاين رو، اينها فرقه اي منحرف از اسلام هستند. به فرمايش حضرت علي عليه السلام: همانا آغاز پديد آمدن فتنه ها، هواپرستي و بدعت گذاري در احكام آسماني است، نوآوري هايي كه قرآن با آن مخالف است (نهج البلاغه، 1386، خ 50). از اين رو، اين فرقه با اين اعتقادات ابداعي و التقاطي، فرقه اي بدعت گذار و منحرف محسوب مي شود؛ زيرا هرگونه بدعت در اسلام مطرود است.

 

بررسي و تحليل آيين فرقۀ اهل حق | تبیین

Refrigerated Wine Chiller- Not much a beer wine-drinker?

Be sure to let us know in the below. Know-how are important considering you will
be also a element within the game.

my webpage: Paintball Blog

بررسي و تحليل آيين فرقۀ اهل حق | تبیین

Refrigerated Wine Chiller- Not much a beer wine-drinker?

Be sure to let us know in the below. Know-how are
important considering you will be also a element within the game.

Visit my site :: Paintball Blog

تنظیمات نمایش دیدگاه

روش مورد نظر را برای نمایش دیدگاهها را انتخاب کنید و بر روی گزینه "ذخیره تنظیمات" کلیک کنید

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
عکس امنيتي